برنامه ریزی برای ارزانی گوشت

برنامه ریزی برای ارزانی گوشت

مهدی غضنفری وزیر خیلی محترم صنعت ، معدن ، تجارت و گرانی ، در حاشیه همایش ملی اقتصاد، اعلام کرده که از این هفته کاهش 15 درصدی قیمت گوشت اتفاق خواهد افتاد. وی به عموم مردم که این روزها از فرط گرانی گوشت و مرغ و ماهی ، گیاهخوار شده اند ، توضیح داد :« در این زمینه برنامه ریزی هایی صورت گرفته است».به این ترتیب مردم ، باید از امروز تا چهارشنبه ، شاهد گران شدن گوشت باشند تا وعده وزیر خیلی محترم در این زمینه دقیقا عملی شود ! می پرسید چرا؟ چون معنی برنامه ریزی در این زمینه ، همین است!

بگذارید ، با توجه به شواهد ،قرائن و تجارب تاریخی ، این موضوع را باز کنیم : دولت خیلی خدمتگزار در تمام این سالها برای اینکه جنسی را ارزان کند ، راهی نداشته جز اینکه ابتدا آن جنس را به مقدار متنابهی گران کند تا بعد بتواند با افتخار آن را کمی ارزان کند . به همین خاطر هم هست که هر روز روزنامه دولت تیتر می زند که موج ارزانی همه جا را گرفته ، ولی در مجموع همه اجناس گران و گرانتر می شود! بر همین اساس است که وعده وزیر و برنامه ریزی اش ، یعنی اینکه قیمت گوشت ، از امروز شنبه تا چهارشنبه ، باید حداقل روزی 10 درصد گران شود تا در مجموع ، به همت مسئولان در این هفته گوشت 50 درصد گرانتر شود و آن وقت بتوان در روز پنجشنبه آینده ، آنرا 15 درصد ارزان نمود!

به این ترتیب : 1- اگر خدای ناکرده ، زبانم لال ، رویم به دیوار ، مسئولان محترم نتوانستند گوشت را در این هفته 50 درصد گرانتر کنند ، خواهش می کنم توقع ارزانی 15 درصدی گوشت را نداشته باشید ! وقتی برنامه ریزی ها جواب نمی دهد ، توقع نتیجه داشتن ، توقع بیجایی است!

2- بدانید و آگاه باشید که در هر گرانی رازی نهفته است . یعنی گرانی برای این توسط دولت خیلی خدمتگزار ایجاد می شود که مردم عزیز طعم ارزانی را بچشند . در این راستا ، وظیفه مردم است که گرانی ها را قدر بدانند و بابت آن از مسئولان خیلی محترم به شدت تشکر کنند!

3- اگر گوشت در هفته جاری گران شد ولی آخرش ارزانی پیش نیامد ، باز هم هیچ اشکالی ندارد و خودتان را ناراحت نکنید . بالاخره گاهی از این موارد پیش می آید ! مهم این است که دولت در این زمینه برنامه ریزی دارد و همان برای شما مردم عزیز کافی است!

هنوز خیلی زود است!

هنوز خیلی زود است!

حکایت می کنند که مردی در میان دوستانش ، مشغول تعریف از اقدامات و شایستگی هایش بود و تعاریفش به آنجا رسید که هفته گذشته ، وقتی شبانه به جنگل رفته بودم ، یکباره 100 گرگ گرسنه به من حمله کردند که توانستم همه شان را بکشم و با صحت و سلامت به خانه برگشتم ! یکی از جمع گفت : ولی امکان ندارد که این دور وبر 100 تا گرگ وجود داشته باشد ! مرد کمی جابجا شد و کله اش را خاراند و گفت : حالا شبانه که من نتوانستم دقیق بشمارم ولی مطمئنا 70 تا بودند! یک نفر دیگر گفت : 70 تا گرگ هم خیلی است ! مرد خمی به ابرو انداخت و بعد از جند دقیقه گفت : ...شاید هم 40 – 50 تا بودند! یک نفر که تازه به جمع پیوسته بود ، گفت : من شنیده ام گله گرگها خیلی باشند 20 تا هستند و امکان ندارد بیشتر باشد! مرد دوباره سری تکان داد و فکری کرد و گفت :گله شان خیلی بزرگ بود ،مطمئنم 25 تا گرگ بودند .... القصه ، این داستان آنقدر ادامه پیدا کرد که نهایتا مرد به 3 تا گرگ راضی شد ولی صمیمانه خواهش کرد و  همه را قسم داد که دیگر از 3 تا گرگ پایین تر نیایند!

هنوز دو ماه بیشتر از سال 90 نگذشته که آمار اشتغال زایی دولت دارد مثل حکایت بالا، دارد آب می رود . اول گفتند که در سال 90 ، همه دو میلیون و پانصد هزار شغل وعده داده شده ، به سلامتی و میمنت ایجاد شده است ! بعد از چندی این «خبر خوش» را اعلام کردند که در سال 90 ، یک میلیون و ششصد هزار شغل ایجاد شده است! حالا اما رئیس مرکز آمار می گوید که در سال گذشته به طور دقیق یک میلیون و 375 هزار شغل پایدار ایجاد شده و مقدار اضافه ای که قبلا گفته شده بود ، مربوط به فرصت شغلی است که با ایجاد شغل فرق دارد . وی همچنین در ادامه ،صمیمانه از همه خواهش کرد که به آمارهای رسمی کشور اطمینان داشته و احترام بگذارند.

با این حساب اگر چه خوشبختانه و با کمال واقع گرایی باید گفت که آمار اعلامی اشتغال سال گذشته خیلی خوب دارد پایین می آید و امید است که در آینده ای نزدیک ، به واقعیتی «نسبتا باورپذیر» نزدیک شود، اما راستش را بخواهید هنوز تا مرحله «صمیمانه خواهش کردن و همه را قسم دادن» مثل مرد حکایت بالا ، حداقل کاهش یک میلیون شغل دیگر جا دارد و رئیس مرکز آمار کمی تا قسمتی زود این کار را کرده اند!

حافظه تاریخی

 

28 اردیبهشت 89 : دغدغه های هاشمی رفسنجانی 

رزمندگان و سرداران 8 سال دفاع مقدس با اهداف سياسي و باندي کنار زده نشوند 

 

گروه سیاسی – محمدحسین روانبخش: در دو – سه سال گذشته ، علی اکبر هاشمی رفسنجانی ، اکثر سخنان یا نوشته های خود را به بیان هشدارها اختصاص داده است ، هشدارهایی که به نظر می رسد حاصل ارتباط وی و مشاورانش با بدنه جامعه است و به نوعی بازگویی دغدغه هایی است که دلسوزان نظام و کسانی که سالها برای استقرار آن متحمل هزینه های بسیار شده اند ، دارند.

28 ارديبهشت 1389 ،  به مناسبت روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي، ديدگاه هاشمي رفسنجاني درباره اين حوزه منتشر شد که در آن نیز ، چنین دغدغه ها و هشدارهایی به چشم می خورد.

در آن مطلب آمده بود : فرهنگ، عصاره گفتاري، نوشتاري و رفتاري هر ملتي است که اگر بر مبناي خوبي هاي متعارف انساني و اسلامي بنا شده بود، ميراثي گرانبها از نسل هاي گذشته براي نسل امروز و نسل هاي آينده است. مجموعه آثاري که از گذشته هاي دور و نزديک يک ملت، به عنوان ميراث فرهنگي به يادگار مانده، سرمايه ارزشمندي است که اگر از آن حفاظت نشود، همان بلايي بر سر ملت ها مي رود که در دوره اي بر سر مسلمانان رفت. يعني دوره اي که اروپاي قرون وسطي با تيزهوشي بعضي از دانشمندان خويش، پايه هاي علم و دانش مسلمانان را بردند و در دوره هاي بعد که مسلمانان با نهضت ترجمه سعي در بازپس گيري آنها را داشتند هم نتوانستند همه سرمايه هاي خويش را به دست آورند. شايد از همان زمان ها بود که موزه ها به عنوان صندوقچه امانات ميراث فرهنگي ملت ها بنا شده اند و به خاطر اهميت آن، انديشمندان يک روز جهاني را در تقويم سالانه به آن اختصاص داده اند. در ميان همه ملت هاي داراي تمدن و فرهنگ، ملت ايران از گذشته هاي بسيار دور چنان تاريخ درخشاني دارد که هنوز هم تلالوي کامل آن به خاطر بعضي از تنگ نظري ها و غفلت ها به چشم نمي آيد، اما آنچه به دست آمده، سرمايه اي بسيار گرانبهاست که حفظ آنها وظيفه همه کساني است که مليت ايراني دارند.

در ادامه این مطلب ، که در واقع بخش مهمتر آن بود ، تاکید شده بود: از تاريخ کهن مي گذرم و به تاريخ دفاع مقدس مي پردازم که سرتاسر آن سرشار از افتخارات تاريخي براي ملتي است که براساس آموزه هاي متعالي مذهب شيعه، از کيان ملي خويش دفاع کرده است. نبايد بگذاريم رزمندگان و سرداران 8 سال دفاع مقدس را به جاي اينکه چون رود در جامعه جاري باشند، گروهي با اهداف سياسي و باندي کنار بزنند. اگرچه اين روزها در قالب برگزاري يادواره هاي شهدا، در کنار بازگويي خاطرات افتخارآفرينان، اقدام به جمع آوري همه آثار شهدا مي شود، اما چه خوب است که براي اين ميراث فرهنگي موزه هايي مانند موزه شهدا در تهران و موزه دفاع مقدس در کرمان ساخته شود تا اين سرمايه بي بديل براي نسل هاي متمادي ايران بماند.  يکي از اشتباهاتي که اين روزها بعضا در کلام بعضي ها جاري مي شود، تشريفاتي بودن ساخت موزه هاست، حال آنکه با هر ديدي که به آثار حجمي، نوشتاري و يادگارهاي به جا مانده نگاه مي شود، مليت و اسلاميت در آن موج مي زند. نبايد بگذاريم بعضي از بناها مانند منزل مسکوني پروفسور حسابي يا منزل مسکوني شهيد رجايي و بالاتر از همه منزل مسکوني امام راحل در خمين دچار فرسودگي تدريجي و طبيعي ابنيه شوند و بايد با تمام توان، همه آنچه را که مربوط به تاريخ مردم اين سرزمين مي شود حفظ کنيم.

هشداری که هاشمی رفسنجانی داده بود اما یکسال و نیم بعد ، به شکلی علنی نمایان شد ؛ زمانی که به بهانه یک مقاله از سردار حسین علایی ، عده ای بدون داشتن سابقه حتی یک روز جبهه ، او را آماج حملات خود قرار دادند و سپس افرادی ، با تجمع در مقابل خانه او ، در و دیوار خانه اش را پر از شعارهای زننده و تهمت های ناروا کردند و ناجوانمردانه نه تنها برای او ، بلکه برای اهالی خانواده این سردار افتخار آفرین دفاع مقدس مزاحمت ایجادکردند.

سردارحسین علایی از فرماندهان سپاه پاسداران در طول جنگ ایران و عراق و پس از آن بوده‌است. وی فرزند حاج شیخ محمود علایی کرهرودی استاد حوزه علمیه برهان و امام جمعه موقت شهر ری در اوایل انقلاب است که  پس از تشکیل نیروی دریایی سپاه در سال ۱۳۶۴ اولین فرمانده این نیرو شد، پیش از تشکیل نیروهای سه‌گانه سپاه نیز او فرماندهی یگان‌های دریایی سپاه را برعهده داشت. علایی سابقه ریاست ستاد مشترک سپاه و قائم‌مقامی وزارت دفاع و ریاست سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع را نیز دارد و عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین و مدیرمسئول ماهنامه صنایع هوایی نیز بوده است که در انتخابات سال 1388 از میر حسین موسوی حمایت می کرد.

 

جونت سلامت!

جونت سلامت!

 

با عرض شادباش خدمت مردم پایتخت ، به اطلاع می رساند پس از سه روز که شاخصه كيفيت هواي تهران به دليل افزايش شديد غلظت آلاينده ذرات معلق در شرايط «هشدار» قرار گرفته ، با توجه به تشكيل كانون جديد گرد و غبار در عراق پيش‌بيني مي‌شود هواي تهران از امروز در شرايط «اضطرار» قرار گيرد! سالم و سلامت باشید!

 

هوا آ لوده شد، جونت سلا مت!
دهان پر دوده شد، جونت سلا مت!


***

آهای همشهری جون حالت چطوره؟
حال میزون امسالت چطوره؟
پرنده تو قفس بالت چطوره؟
توی این وضع، اقبالت چطوره؟
بکن شکر خدا، خوش باش و راحت
هوا آلوده شد جونت سلا مت!
دهان پردوده  شد، جونت سلامت!


***
می بینی شهرمون پردود و دم شد
می بینی کله هامون باز خم شد
می بینی دم ،شبیه بازدم شد
هوای پاک می بینی چه کم شد
ولی با این همه دنیا به کامت
هوا آلوده شد جونت سلامت!
ریه چون روده شد ،جونت سلامت!


***
نگو آفتابمون بی مشتری شد
نگو خورشیدمون خاکستری شد
نگو بابای پیرم ،بستری شد
ببین تجریش مثل آذری شد!
همه هستند در حال فلا کت
هوا آلوده شد جونت سلا مت!
دهان پردوده شد جونت سلا مت!


***
می گن باید برن کم کم از این شهر
می گن باید برن نم نم از این شهر
می گن باید برن از دم از این شهر
همه نسل بنی آدم از این شهر
شما اما بمون با استقامت!
هوا آلوده شد جونت سلامت!
ریه چون روده شد جونت سلامت!

بدخواهان دوباره سنگ روی یخ شدند!

بدخواهان دوباره سنگ روی یخ شدند!

اگر گرانی ها هنوز اعصابتان را آنقدر به هم نریخته باشد که بی خیال داستانهای سیاسی اصولگرایان محترم شده باشید ، باید خاطرتان باشد که یک ماه پیش در داستان بیمزه استیضاح وزیر کار به دلیل انتصاب مرتضوی به سمت رئیس صنوق تامین اجتماعی از طرف احمدی نژاد ! ، مرتضوی به حدادعادل و توکلی ، قول شرف داد که دیگر در محل کارش حاضر نشود و به این ترتیب استیضاح منتفی شد، اما بعد از منتفی شدن استیضاح ، مرتضوی همچنان با قدرت و صلابت در محل کارش حاضر می شود و حتی اخیرا شرافتمندانه ،گزارش عملکرد چهل روزه خود را ارائه داده است! با این وضع فکر می کنید چی به چی است؟

احتمال 1- سعید مرتضوی قول شرف نداده و زبانم لال ، زبانم لال ، گلاب به رویتان ، برادران دیگر دروغ می گویند! این احتمال شدیدا رد می شود . برادران هم اصولگرا هستند و هم دارند زحمت می کشند که رئیس مجلس تعیین کنند و وای به روزی که ...!

احتمال 2- سعید مرتضویزبانم لال ، زبانم لال ، گلاب به رویتان ، اهمیتی به قول شرفش نمی دهد! این احتمال هم شدیدا رد می شود . مرتضوی مدیر نمونه قوه قضائیه بوده ، دادستان تهران بوده ، آنوقت ...؟!

احتمال 3- هم برادران آن طرفی با تمام شدت راستگو هستند و هم مرتضوی ، با تمام قدرت ،شرف خیلی مهمی دارد.

واضح و مبرهن و اظهر من الشمس است که این احتمال سوم باید درست باشد و لال بشود هر کس جز این بگوید  ، اما راستش ،ما تا دیروز از نظر منطقی نمی توانستیم آن را جمع و جور کنیم . با این حال ماه پشت ابر نمی ماند و حق و حقیقت ، بالخره نمایان می شود و صداقت و شرف آن چنان درخشیدنی می گیرد که چشم جهانیان را می زند ! این اتفاق دیروز به وقوع پیوست: موضوع از این قرار است که مرتضوی در زمان قسم خوردن به شرفش ، گفته که دیگر به اتاق محل کارش نمیرود و حالا هم به قول شرفش با تمام وجود پابند است. یک سایت اصولگرای خیلی شدید، دیروز خبر داد که " شنيده‌هاي ما حاكي است كه او براي آنكه پايبندي‌اش را به اين قول نشان دهد، دستور داده، يك ميز كار در اتاق ديگري برايش بگذارند"!

دیدید یکبار دیگر بد خواهان سنگ روی یخ شدند و نتوانستند در راستگویی ، در قول شرف و در بقیه چیزهای مسئولان ما کوچکترین شبهه ای وارد کنند . خدا را شکر ؛ خدا را صد هزار مرتبه شکر!

به افتخار نفتی که در سفره ها آمده است!

به افتخار نفتی که در سفره ها آمده است!

 

اين نفت ها كه سفره ما را گرفته اند

الحق كه جاي مرغ و مسما گرفته اند!

هرگز درون بشكه نفتي نرفته اند

چون در ميان سفره ما جا گرفته اند!

در آش هاي ما عوض روغن غليظ

اين همرهان تازه چه ماوا گرفته اند

از بس كه خوش خوراك و مقوي و سالمند

دور از حليم و قيمه و حلوا گرفته اند

جايي به جاي سركه به ترشي نشسته اند

همراهي كره ، ز مربا گرفته اند

جايي دگر به خلوت ليوان نهاده پاي

فرصت ز دوغ و پپسي و كولا گرفته اند

خوب است وضع ملت ما ، آن چنان که خلق

هر جا که می شده ، دعوا گرفته اند!

نان و برنج و گوشت ، نخورده کسی دگر

مردم دوباره وعده «فردا» گرفته اند!

از زحمتی که دولت ما می کشد ، همی

قوت، همه ز پير و جوانها گرفته اند

یک عده شاد شده ، آن چنان که باز

لقوه به گردن و كمر و پا گرفته اند!

جمعي كه پيش از اين كره از آب مي گرفت

حالا ز نفت سفره، كتيرا گرفته اند

جریان انحرافی خوب و عزیز را

بنگر چگونه اوج به بالا گرفته اند

یا آریا ببین که چگونه ، کمی دلار

آن قدر ساده ، راحت و زیبا گرفته اند!

یارانه را ببین چه زیاد است ، در عوض

مردم ببین چه قدرت والا گرفته اند

از گفتنش زبان و قلم هست ناتوان

لكنت ز نوع كامل و بيجا گرفته اند!

توريست هاي غربي و شرقي، براي اين

از ما چقدر وقت تماشا گرفته اند!

گفتند عاقبت همه ايرانيان، چنين

اوج از زمين به سمت ثريا گرفته اند

چون يوسفند و نفت زليخاي ديگري است

اين بار رفته اند و زليخا گرفته اند!

دلاوران پیروز باشید!

دلاوران پیروز باشید!

« ریاست » آن قدر ارزش و اعتبار دارد که انسان ، شیفته آن باشد و تمام عمر، با سر و جان  دنبال آن بدود ، چه برسد به اینکه در این فرصت یک ماهه تا افتتاح مجلس نهم ، بعضی برادران ، همت و کار مضاعف به کار برده، سر از پا نشناسند و برای صندلی محترم ریاست مجلس ، هر چه امکانات دارند بسیج کنند ! دوستداران صندلی مورد نظر هم کم نیستند و برای همین هم رقابت خوب و بسیار مفید به حال ملت ، شکل گرفته و روز به روز هم بر حواشی داستان افزوده می شود . پس جای درنگ نیست و یک لحظه غفلت ممکن است به چهار سال پشیمانی و پایین نشینی منجر شود !

ممکن است من و شما ، متوجه اهمیت موضوع نشویم و فکر کنیم که روزگار دیگری است و  هنوز هم باید شعار بدهیم « مهم خدمت به مردم است » ، « در هر سنگری ، می توان به وظیفه خود عمل نمود » و ...، البته واضح و مبرهن است که این نوع شعارها را همچنان باید تکرار کرد ، اما این روزها وقت عمل است و این شعارها برای ما خوب است ، نه عزیزان متمایل به ریاست مجلس ! ضمن اینکه به قول معروف:«من لم یذق لم یدر »، که خودمانی اش می شود  « حلوای تنتنانی ، تا نخوری ندانی»! طبیعتا ما که وارد این وادیها نشده ایم ، درک نمی کنیم که چه لذتی دارد ریاست و می خواهیم به خاطر چهار تا شعار تکراری ، بعضی برادران از این لذت نگفتنی دست بردارند، ولی آنهایی که ذائقه شریفشان ، آنچه باید بچشد ،چشیده ، این فرصت محدود را به کارهای لازم برای زمینه سازی ریاست اختصاص می دهند و مطمئنا بعد از پیروزی ، چهار سال وقت دارند که شعارها را تکرار کنند... پس بهتر است ما در کار آنها دخالت نکنیم ، مزاحم اوقات شریف و دسته و گروههایشان نشویم و فقط اظهار امیدواری کنیم  که در این راه پر فراز و نشیب که در اصل فقط و فقط و فقط به خاطر مردم در آن پا گذاشته اند ، پیروز باشند !

 

پاسخگویی به سبک بعضی ها

پاسخگویی به سبک بعضی ها

 

جنسا اگه گرون شده ، به ما چه!

گرونی بی امون شده ، به ما چه!

زندگیا  خزون شده ، به ما چه!

فصل ضعیف کشون شده، به ما چه!

واسه دیگرون شده! به ما چه!

دلای مردم خون شده ؟! به ما چه!

 

                ***

وضع حقوق بگیرها ، خیلی زاره؟

کارگرا خیلی شدن بیچاره؟

سفره ها چند وقته که نون نداره ؟

تو بانکها اختلاس شده دوباره؟!

چه چیزهایی عیون شده! به ما چه!

دلای مردم خون شده ؟! به ما چه!

 

               ***

قیمت موز و سکه شد برابر؟!

قیمت گوشت بالا میره ؟ چه بهتر!

شیر گرونه ؟ باشه، نخور برادر!

نرخ زمین و خونه توی کشور

به قدر آسمون شده ، به ما چه!

دلای مردم خون شده ؟! به ما چه!

 

               ***

دروغه اینکه وضعیت خرابه!

دروغه اینکه وعده ها ، سرابه!

دروغه دوره ، دوره عذابه!

دروغه حرفها ، حرف ما صوابه!

چقد دروغ آسون شده ؛ به ما چه!

دلای مردم خون شده ؟! به ما چه!

 

               ***

شعار دادن توی سفر ، کار ماست!

هر کی که باور کنه ، همیار ماست!

اسفندیار ، عزیز و غمخوار ماست!

دشمن او ، دشمن بیمار ماست!

دنیا چه واژگون شده؟! به ما چه!

دلای مردم خون شده ؟! به ما چه!

نتیجه گیری ساده ای از حضور احمدی نژاد در جلسات مجمع تشخیص مصلحت

نتیجه گیری ساده ای از حضور احمدی نژاد در جلسات مجمع تشخیص مصلحت

آیا حضور یا عدم حضور رئیس قوه مجریه در یکی از جلسات مجمع  تشخیص مصلحت نظام ، چنان اهمیتی دارد که رسانه ها به آن بپردازند و آن را از زوایای مختلف مورد نقد و تحلیل قرار دهند؟ پاسخ به این سوال در وضعیت سیاسی متعارف و سالم منفی است . رئیس دولت ، در واقع فقط یکی از اعضای حقوقی مجمع تشخیص است و همچنان که ممکن است روسای دیگر قوا یا اعضای دیگر مجمع ، به دلیل مشغله های گوناگون ، در بعضی از جلسات شرکت نکنند ، حضور یا حضور رئیس دولت هم چندان اتفاق عجیبی نیست . اما وقتی این گونه نیست و هر بار که احمدی نژاد در جلسه مجمع شرکت می کند ، رسانه های مختلف عکسهای او را منتشر می کنند و درباره حضورش مطالب متنوع و گاه ضد و نقیض نوشته می شود ، نشانه ای است از اینکه وضعیت سیاسی کشور در وضعیتی غیر معمول است . البته این فقط یکی از نشانه ها است و ماهها است که به هر سو نظر بیندازی ، از این جور نشانه ها دیده می شود و به همین دلیل ، رفتار رسانه ها در قبال یک حضور ساده احمدی نژاد در مجمع تشخیص مصلحت ، برخلاف آنچه باید باشد ، چندان تعجب برانگیز نیست !

این نگاه رسانه ای بازگو کننده یک واقعیت دیگر نیز هست ؛ اینکه نه تنها دولتمردان با رفتارهای نابهنجار خود در طول این سالها ، وضعیتی ویژه را بوجود آورده اند ، بلکه این وضعیت که بخشی از آن رودررو قرار گرفتن تمام عیار بخشهای مختلف نظام در مقابل هم است ، دور از چشم مردم هم نیست و اگر چه جزئیات آن معلوم نیست اما همه می دانند چه خبر است . داستانی است که بر هر سر بازار ی هست و همین باعث شده که رسانه ها هم این چنین رویکردی داشته باشند . این دقیقا برخلاف نظر بعضی که فکر می کنند اگر رسانه ها به این موارد نپردازند ، مردم هم کاری به این کارها ندارند و می توان همین طور کج دار و مریز ، داستان را تا پایان دوره دولت فعلی ادامه داد! بازخوانی هفت سال حضور دولتمردان فعلی در راس قوه مجریه ، نشان می دهد که چنین کاری اولا وضعیت ناهنجار را تشدید می کند ، چنان که وضعیت امروز سیاسی کشور ، به مراتب بدتر از سالهای 87 و 88 است ؛ ثانیا در دنیای امروز ، محدود کردن رسانه های داخلی کشور ، تنها باعث رونق و توجه بیشتر مردم به رسانه های خارجی می شود و بس! یعنی در این عصر دیگر شتر سواری دولا دولا امکان ندارد!

شاید با این اوصاف ، این سوال پرسیده شود که خوب ، پس چرا در هفته های اخیر احمدی نژاد درجلسات مجمع شرکت می کند و رفتارش درجهت بهبود وضعیت نابهنجار سیاسی است ؟ این سوال اما بر اساس پیش  فرضی است که غلط است ؛ یعنی علت اصلی حضور احمدی نژاددر جلسات مجمع چیزی نیست که مبنای این سوال قرار گرفته است ، چرا که اگر چنین نیتی وجود داشت نباید همزمان این اقدام ، رویارویی با قوه مقننه ، قوه قضائیه ، شورای نگهبان ، شهرداری تهران و... ، آن هم به طور بی سابقه ای همزمان با هم شکل می گرفت ! داستان همان داستان معروف دم خروس و قسم حضرت عباس است! پس باید حضور احمدی نژاددر جلسات مجمع را بنا به علل دیگر دانست که مطمئنا یکی از آن علتها این است که به نظر سامان دهندگان رفتار دولت ،دیگر عدم حضور احمدی نژاد در جلسات مجمع کارایی خود را از دست داده و هیچ توجهی را برنمی انگیزد و کشتی بان را – در این خصوص – سیاستی تازه باید! این سیاست تازه چیزی نیست جز حضور یکباره در جلسات مجمع که بار دیگر حواسها را به داستان تقابل دولت با مجمع ، یا همان تقابل احمدی نژاد با هاشمی رفسنجانی جلب می کند !

دولتمردان در طی این سالها نشان داده اند که آنچه بیش از هر چیز دیگری برایشان مهم بوده توجه رسانه ای به آنها است و در این راه به هر کاری دست زده اند . نامه نگاری به بوش و مرکل و شیراک  را به خاطر دارید ؟ آن داستان اگر چه واقعا ارزشی برای کشور نداشت ، اما مدتها مورد استفاده تبلیغاتی دولت قرار گرفته بود و به قول عماد افروغ ، کار به جایی رسیده بود که بعضی مشاوران احمدی نژاد این حرکت او را با کارهای انبیا مقایسه می کردند!  سفرهای پر هزینه استانی ، اگرروزی بدون غرض و با دقت مورد مطالعه وتحلیل قرار گیرد ، به نظرم همین نتیجه از آن گرفته می شود و... جالب تر از همه اینکه ، خانه نشینی 11 روزه احمدی نژاد هم احتمالا از همین ویژگی ذهنی دولتمردان پدید آمد!

همه اینها را نوشتم که این حرف نهایی را بگویم : اینکه با چنین وضعی واضح است که تلاش بعضی از اهالی سیاست و کسانی که مصالحی را پیش چشم دارند، نیز کار چندان موثر و مفیدی نیست و چیزی را تغییر نمی دهد ؛ نه از این جهت که سعی آنها ارزشمند و از روی حسن نیت نیست ،بلکه از این جهت که ذهنیات و شیوه رفتاری دولتمردان به گونه ای نیست که جای امیدی باقی گذاشته باشد .می گویند جلوی ضرر را از هر جا بگیری منفعت است و متاسفانه مردم ایران در این سالها بسیار ضرر کرده اند.

می خواهند ماست از سر سفره های مردم  ببرند!

می خواهند ماست از سر سفره های مردم  ببرند!

این حکایت را احتمالا شنیده اید که بنده خدایی ، یک دکمه داشته و برای اینکه دکمه اش ، بدون استفاده نماند ، می رود سفارش می دهد یک دست کت و شلوار متناسب با آن دکمه برایش بدوزند! قدیمی ها بی جهت این جور حکایتها را درست نکرده بودند و احتمالا گوشه چشمی هم به روزگار ما داشتند ؛ یعنی بر اساس تجارب تاریخی شان ، می دانستند که هر چند وقت یکبار ، گشور گل و بلبل ما گرفتاری هایی پیدا می کند که در این جور حکایتها ذکری از آنها رفته است.

اگر خاطرتان باشد سال گذشته ، محمود احمدی نژاد اعلام کرد که به هر خانواده ایرانی ، هزار متر مربع زمین رایگان می دهدکه در آن باغ- ویلا بسازند . امابعد از اعلام این طرح ، بقیه فکر کردند دولت این همه زمین را از کجا می خواهد بیاورد ، و تنها نتیجه ای که گرفتند این بود که این طرح در کویر لوت امکان اجرا دارد! ولی آنجا یک مشکل کوچک داشت ؛ اینکه کویر آب ندارد که در آن باغ ساخته شود!

احتمالا ، حالا بعد از یک سال از آن ماجرا ، دولتمردان ، به فکرشان رسیده که آب دریای خزر را ببرند وسط کویر تا مشکل آن زمینها هم حل شود! یعنی دستور دوخت کت و شلوار صادر شده است!

حالا یک حکایت دیگر : بنده خدایی ، یک سطل ماست ( که این روزها هم قیمتش به شدت گران شده است ) برمی دارد و می رود لب دریا و شروع می کند ریختن ماست در دریا . دیگران که این وضعیت را می بینند ، اعتراض می کنند که مرد حسابی ، مگر آدم ماست سطلی 5 هزار تومان را میریزد در آب ؟! آن بنده خدا جواب می دهد : می خواهم آب دریا را دوغ کنم! مردم با تعجب می گویند : با یک سطل ماست که نمی شود؟! آن بنده خدا می گوید : می دانم! اما فکرش را بکنید ، اگربشود، چی می شود!

حالا با اعلام خبر جدید ، ما در حقیقت از حکایت اول گذشته ایم و وارد حکایت دوم شده ایم و حالا که نفت سر سفره هایمان نیامده، باید هر جوری شده نگذاریم نان و ماست سفره هایمان را هموسط دریا خالی کنند ! برای همین هم هست که دیروز رئیس سازمان بازرسی کل کشور در گردهمایی مدیران بخش آب وزارت نیرو گفت: این که دشت‌های ما به آب نیاز دارند قبول داریم. اما خواهش می‌کنم مطالعات، پیش بینی، ‌راهکار و ‌اولویت بندی‌های این طرح برای سازمان بازرسی کل کشور ارسال شود. سازمان بازرسی کل کشور می‌خواهد بداند که این طرح کجا مطالعه شده و چه مسیری برای اجرای آن انتخاب شده است؟ از کجا برداشت شود و قرار است به کدام دشت آب برسد؟قرار است آب صنعتی ارائه شود یا کشاورزی؟ قرار است با چه قیمتی این آب تحویل داده شود؟ چقدر از قیمت این آب توسط دولت ارائه می‌شود و چقدر توسط مردم؟ قرار است چقدر از بودجه ملی هزینه شود؟ مجوز قانونی و مصوبه مجلس شما کجاست؟! مصوبه نهادهای تصمیم‌گیری تان کجاست؟

اقتصاد موفق یعنی چی؟

اقتصاد موفق یعنی چی؟

 

اقتصاد موفق یعنی ... وقتی دولت مردم دوست، سکه بهار آزادی را پیش فروش می کند ، قیمت سکه مثل موشک زمین به هوا ، برود بالا ، اما زمانی که موعد تحویل سکه ها به مردم فرا می رسد ، قیمت آن مثل موشک هوا به زمین سقوط آزاد کند!

اقتصاد موفق یعنی ...مثل آب خوردن و شاید هم راحت تر از آن ، اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی در سیستم بانکی کشور رخ دهد! بعد از آن هم ، نه تنها هیچ مسئولان گرانقدر، خدای ناکرده ، به فکر استعفا نیفتد ، بلکه از همه بخواهد که به جای اختلاس بگویند :تخلف مالی!

اقتصاد موفق یعنی ... ببخشید ،ببخشید ، گلاب به رویتان ،حساب ذخیره ارزی خالی است!

اقتصاد موفق یعنی ...یک سال گوجه فرنگی روی دست کشاورزان باد کند و قیمت سیب زمینی و پیاز سر به فلک بزند ، آن وقت سال بعد که کشاورزان سیب زمینی و پیاز کاشتند ، قیمت گوجه فرنگی سر به فلک بزند و سیب زمینی و پیاز روی دست کشاورزان باد کند!

اقتصاد موفق یعنی ... در کشور گرسنه وجود نداشته باشد ، اما روز به روز خانواده های بیشتری زیر خط فقر بروند!

اقتصاد موفق یعنی ...اگر همه اجناس گران شدند ، عامل آن افزایش قیمت جهانی همه کالاها در بازار جهانی توسط استکبار جهانی و در راستای دشمنان جهانی دولت (اعم از انس و جن) اعلام شود ، اما اگر روزی روزگاری ، قیمت کالایی کمی کاهش یافت ، عامل آن فقط و فقط نتیجه تلاش و سرافرازی و مدیریت مثال زدنی دولتمردان اعلام گردد!

اقتصاد موفق یعنی ... هر چقدر گرانی به وجود آید و قیمت مسکن و کالاهای مختلف و خدمات بالا و بالاتر برود ، نرخ تورم از نظر مسئولان دقیق و صدیق، تغییر چندانی نداشته باشد و همان 15 درصد بماند!

اقتصاد موفق یعنی ...زمانی که قیمت دلار 1250 تومان است به مردم بگوییم که دلار 900 تومان بیشتر نمی ارزد ، اما چند ماه بعد وقتی دلار 1700 تومان شد ،اصلا به روی مبارک نیاوریم که چنین حرفی زده بودیم!

اقتصاد موفق یعنی ...هنوز دادگاه اختلاس کلان اولی تمام نشده ، اختلاس کلان دومی کشف شود!

اقتصاد موفق یعنی ... اعلام شود پول نفت را سر سفره مردم می آوریم ،امابه مرور نان را هم از سفره های مردم جمع کنیم !

اقتصاد موفق یعنی ...اقتصاد امروز ما!

 

تنها کشور دنیا...

تنها کشور دنیا...

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که وقتی گرانی در آن بیداد می کند ، مسئولان دولتی نه تنها کاری برای آن نمی کنند ،بلکه اعلام می کنند جن و انس در مقابل دولت ایستاده اند !

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که بیمارهایی داریم که به دلیل بی پولی از بیمارستان اخراج شده ، در حاشیه اتوبان رها می شوند!

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که مقامات رسمی مان مدرک تقلبی با ارزش دارند و مقام بالاترشان با افتخار اعلام می کند که "خودش مهمه نه مدرکش"!

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که در زمان افتتاح یک پروژه نفتی توسط یک سرپرست غیر قانونی ، انفجار رخ می دهد و چند نفر نا قابل کشته می شوند اما با صلابت و اعتماد به نفس مثال زدنی ، مراسم افتتاح به جای دیگری برده شده و ادامه می یابد و بعد هم آب از آب تکان نمی خورد!

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که هنوز اختلاس 3 هزار میلیاردی رسیدگی نشده ، یک اختلاس بانکی دیگر کشف می شود !

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که پروژه های مهمی چون خط آهن شیراز – اصفهان را قبل از انتخابات ( با نیت قربتا الی الله )افتتاح می کنیم و بعد از دو سال ، خودمان اعلام می کنیم که 85 درصد کار انجام شده و چند ماه بعد افتتاح می شود، بعد هم دیگر خبری نمی شود!

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که وکیل الدوله داریم و وکیل الدوله هایمان به این صفت افتخار می کنند!

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که پروژه آب شیرین شهر قم را چند هفته پس از بهره برداری ، دوباره افتتاح می کنیم و پس از چند هفته دیگر ، دوباره آب آن شهر ، شور می شود و همین جور شور می ماند!

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که مخ هایی داریم که در ظرف پنج سال می توانند هم در زمینه عمران ، هم در زمینه تربیت بدنی ، هم در زمینه شیلات و هم در زمینه نفت ، صاحب مهمترین پست های مدیریتی شود و در همه جا هم گل کاری کنند!

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که در یک پرونده اختلاس ، متهمی داریم که سفت و محکم به صندلی اش چسبیده و کسی نمی تواند جدایش کند!

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که رئیس قوه مجریه اش ، واضع اصل تفکیک قوا ( منتسکیو ) را نفرین می کند و دوست دارد او جز جیگر بگیره و از همین رو دائم نامه می نویسد!

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که وزیری با اعتماد به نفس و طبق راهنمایی بزرگترش ،در جلسه استیضاحش شرکت نمی کند و رودرروی مجلس می ایستد اما بعد از 15 ماه در دادگاه اختلاس معلوم می شود شایسته استیضاح و بالاتر از آن است!

 

-          ما تنها کشور دنیا هستیم که...این قدر خوشبختیم!

 

حافظه تاریخی

 

19 اردیبهشت 89 : احمدی نژاد خطاب به کاشانی ها: 

 بیشتر بچه دار شوید تا کاشان ، استان شود! 

 

گروه سیاسی – محمدحسین روانبخش: نوزدهم اردیبهشت 89 ،محمود احمدي نژاد در سفری يک روزه به کاشان ، وقتی با تقاضای عده ای از مسئولان و اهالی این شهر ، مبنی بر استان شدن کاشان روبرو شد ، یکبار دیگر به یاد مخالفت خود با طرح تنظیم خانواده افتاد و در سخنانی اجابت درخواست کاشانی ها را منوط به عدم رعایت تنظیم خانواده کرد! وی در سخنانش با اشاره به درخواست مردم کاشان و مسوولان شهرستان کاشان در مورد استان شدن اين شهرستان و از جمله صحبت هاي امام جمعه اين شهرستان گفت: کاشان الحمدلله به لحاظ سابقه تاريخي، فرهنگي و اخلاقي و به لحاظ آداب و رسوم و نجابت و به لحاظ کار و تلاش همه ويژگي هاي لازم را دارد اما اين جا يک ايراد قانوني وجود دارد و آ ن بحث جمعيت است که البته سه راه وجود دارد; يک راه آن فقط دست شماست و راه ديگر آن دست مجلس است و راه ديگر آن نيز تلفيقي است. همفکري کنيد و يک راه پيدا کنيد، يا بايد قانون را درست کنيم که قبول دارم مسير سخت و طولاني است. يا اين که شما خود فکري بکنيد. يا يک راه تلفيقي به کار ببريد و ما با مجلس صحبت کنيم و مقداري سقف جمعيتي را بالا بياوريم و خود شما نيز کمک کنيد.  چه چيزي بهتر از اين که به جاي   300 هزار کاشاني انقلابي و مومن، يک ميليون کاشاني نجيب داشته باشيم؟ چرا برخي حسادت مي کنند؟ اين سرمايه کشور است. سعي مي کنيم از دل قوانين موجود راهي را پيدا کنيم راهي جمع و جور کنيم و شما هم همراهي کنيد تا کار را به نحوي جلو ببريم.

به این ترتیب احمدی نژاد سعی کرد مخالفت خود را با تنظیم خانواده که در آن روزها بار دیگر بر آن پافشاری می کرد، صورتی جدید دهد و آن را در محدوده های کوچکتر و با توجه به خواسته های مردم در سفرهای استانی تبلیغ کند! احمدی نژاد در سال 1385 طرح « دو تا بچه کافی نیست » را استارت زده بود اما در لابلای وعده ها و دل مشغولی هایش آن را فراموش کرده بود تا فروردین 89 که در گفت وگوي زنده تلويزيوني با شبکه اول سيما ضمن اينکه از افزايش جمعيت و تعدد فرزندان دفاع کرد و به همه اعلام کرد که داشتن دو فرزند و يک فرزند سياست غربي است و قديم با آن وضعيت افراد 7 يا 8 فرزند داشتند. احمدي نژاد اما به طور مطلق حرف هاي چهار سال قبلش را تکرار نکرد بلکه ابتکاري هم به خرج داد و با اشاره به طرح دولت براي واريز يک ميليون تومان درحساب  متولدين سال 89 به بعد، بحث افزايش جمعيت را وارد فاز عمليات کرد! پیشنهاد احمدی نژاد به کاشانیها کمتر از یکماه پس از اینداستان رخ داد و نشان داد دولت سعی دارد به هرطریق ممکن رشد جمعیت کشور را بالا ببرد!

این رفتار عجیب دولت با مخالفتهای بسیاری روبرو شده بود. دکتر عليرضا مرندي عضو کميسيون بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و وزیر بهداشت در دولتهاشمیرفسنجانی که به قول خودش سالها تلاش کرده تا به عنوان يک مسوول در کنترل جمعيت کشور نقش داشته باشد در گفت وگويي اظهار داشت: من به شدت نگراني خودم را در مورد اين طرح و طرحهايي از اين قبيل ابراز مي کنم. آيا اين اقدام مي تواند عدالت محوري را در کشور استحکام بخشد. همه ما مي دانيم که با اين روش فاصله طبقاتي بيشتر مي شود و فقير فلک زده تر مي شود چرا که فرزند بيشتري دارد.

غلامرضامصباحي مقدم روحانی عضوکمیسیون اقتصادی مجلس هم از يک زاويه ديگر هم به موضوع اشاره کرد; اينکه رئيس جمهور استراتژيست نظام نيست بلکه مجري قوانين و سياست هاي کلان و اجراکننده سياست هاي ابلاغي است و گفت: اگر رئيس جمهور براي افزايش رشد جمعيت ايده اي دارد بايد آن را تبديل به استراتژي کند نه اينکه راسا و شخصا درباره آن تصميم گيري کند.  وي ادامه داد: استراتژي هاي نظام را رهبر معظم انقلاب تعيين مي کنند. معمولا ايشان درخصوص موضوعي از مجمع تشخيص مصلحت نظام بررسي و کار کارشناسي مي خواهند و پس از دريافت نظر مجمع و تائيد ايشان، سياست هاي نظام ابلاغ مي شود. اينگونه مسائل، مباحثي نيست که درچارچوب وظايف رئيس جمهور باشد و راسا و شخصا بخواهد درباره آن تصميم گيري کند.

رفتار احمدی نژاددر واقع مخالفت با سياست کلي توسعه کشور بود بر اساس "کنترل مواليد" بنا نهاده شده است. اين سياست بيش از دو دهه است که اجرا مي شد و حال رفتار احمدی نژاد این سوال را ایجاد می کرد که مخالفت با سياست کلي کنترل جمعيت بر چه اساسي و براي پاسخ دادن به چه نيازي پيگيري مي شود؟ آيا کشوري که بيش از 70 درصد جمعيت آن زير 30 سال دارد و جوان ترين کشور دنيا است، آمار رشد جمعيت متوازن (و حتي بالايي دارد) و  از سوي ديگر رو به توسعه است، به چنين طرحي نياز دارد؟این موضوع با توجه به تجربه های قبلی عجیب تروسوال برانگیز تر می نمود. اگر به سال هاي دهه شصت برگرديم، تجربه هاي زيادي دراين مورد به چشممان مي خورد که شايد با به يادآوري آنها متوجه مي شويم که براي افزايش دوباره جمعيت بايد کمي بيشتر فکر کنيم چرا که فرزنداني که در اين سالها به دنيا آمده بودند، وقتي به مدرسه رفتند، مجبور بودند به مدرسههايي بروند که دوشيفته و يا حتي سه شيفته بودند با کلاس هايي شلوغ. چندسال بعد اين دانش آموزان مي خواستند به دانشگاه بروند و تقريبا به خاطر تراکم بيش از حد داوطلبان و نبود امکانات کافي، برايشان رفتن به دانشگاه تبديل به يک آرزو شده بود. بعد از فارغ التحصيلي از دانشگاه، براي اين افراد نه بازار کاري وجود داشت و نه شرايطي براي ازدواج کردن و تشکيل خانواده. اگر الان هم به آمار طلاق و ازدواج در کشور توجه کنيم مي بينيم که چقدر تعداد طلاق ها بالا رفته و به چه اندازه قبح اين کار در ميان جونان ما از بين رفته است .بنابراين با يک جمع بندي معمولي مي توان به اين نتيجه رسيد که در دهه شصت، زيرساخت هايي مانند کار، مسکن و... براي زاد و ولد مهيا نبوده و به همين خاطر مشکلات زيادي دامن متولدان اين دهه را گرفت.

حالا با گذشت دو سال  از آن داستان و با مراجعه به آمار باید گفت که خوشبختانه نه تنها در سطح ملی ، کسی مخالفت با طرح تنظیم خانواده را جدی نگرفت ، بلکه حتی کاشانی ها هم عطای استان شدن را به لقای آن بخشیدند و آن حرفها به فراموشی سپرده شد.

 

سبزی پلوی وحدت بخش

سبزی پلوی وحدت بخش

 

پرونده انتخابات مجلس نهم هم بسته شد و نوبتی هم باشد ، حالا زمان دعوای عزیزان اصولگرا بر سر انتخاب رئیس مجلس است ! البته بعضی از برادران ممکن است ظاهرا بگویند که انتخابات تمام شده و حالا وقت وحدت است ؛ اما چونبه خلوت می روند آن کار دیگر می کنند !

بعد از داستانهایی که درباره اردوی شلمچه و مهمانی باغ گیلاس منتشر شد ، حالا بعضی سایتها می گویند که داستان لشگر کشی برای ریاست مجلس ، به سبزی پلوبا ماهی رسیده است . یعنی گویا عده ای از راه یافتگان به مجلس نهم به جلسه ای دعوت شده بودند تا توجیه شوند و خدای ناکرده گول استکبار را نخورند، بعد هم چون ظهر شده یکباره دیده اند که ای دل غافل ! قار و قور شکمها ، مانع از سخنرانی بزرگان جلسه شده است . برای همین هم سفره سبزی پلو با ماهی پهن شده است ! قبول باشد .

یادش بخیر ! یک زمان در مجلس هفتم که برادران ادعای ساده زیستی خیلی زیادی داشتند ، فیش حقوقی نمایندگان لو رفت که در آن زمان ، رئیس مجلس بیش از یک میلیون تومان ناقابل به آنها عیدی داده بود و یکباره همه با این سوال بزرگ مواجه شدند که پس ساده زیستی یعنی این؟! البته داستان ناهار امروز ربطی به آن داستان قدیمی ندارد و نمی دانم چرا ، این داستان سبزی پلو با ماهی مرا یاد آن داستان انداخت! شاید این مهمانی هم ، نوعی عیدی بوده ، زیرا همانطور که می دانید سبزی پلو با ماهی برای ما ایرانی ها، غذای شب عید است و می تواند در لفافه به نمایندگان بگوید که شما فردا عیدی و پاداش می خواهید و این هم مطلب مهمی است ؛ پس از داستان ریاست مجلس خیلی راحت عبور نکنید که غفلت موجب پشیمانی است!

البته وحدت هم خیلی مهم است . وحدت امری لازم و واجب است . وحدت اصولگرایان مشت محکمی به دهان دشمنان است . اصولگرایی یعنی فداکاری و از خود گذشتگی برای وحدت همه نیروهای انقلاب . وحدت را فراموش نکنید . در کنار آن داستانسبزی پلو با ماهی ، این شعارها هم باید داده شود تا خدای ناکرده ، رویم به دیوار، به اصولگرایی خدشه ای وارد نیاید.  

عاملهای گرانی ها مشخص شد

عاملهای گرانی ها مشخص شد

این روزها گرانی به همه اجناس رسیده و از جان مرغ تا...، ببخشید ، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد گران شده است . در چنین حال و احوالی بعضی ها دنبال این هستند که عامل گرانی کالاها را تک تک توضیح دهند! مثلا دیروز خبری منتشر شد با عنوان « عامل گراني گوجه فرنگي مشخص شد». به گزارش ایسنا ، رييس اتحاديه ميوه و سبزي فروشان اعلام کرده که خنكي هوا  در حدود 25 روز قبل ، در منطقه جيرفت باعث گرانی گوجه شده است . به این ترتیب ، می توان برای گرانی هر کالایی ، عاملی پیدا کردو نشان داد که این گرانی های همزمان و بیکران ، هیچ ربطی به اقتصاد و عملکرد دولت ندارد و به طور اتفاقی ، همه با هم یکباره مردم را در تنگنا قرار داده است . فهرست عوامل گرانی دیگر کالاها به شرح زیر اعلام می گردد:

گرانی شیر : حدود دوماه پیش ، گاوهای مستقر در گاوداریهای ورامین و ساوه به دلیل حرص و جوش خوردن از کمبود بارندگی در کشور قهرمان پرور ایران ، شیرشان یکباره خشک شد و همین عامل گرانی شیر شد!

گرانی گوشت قرمز:باختهای پیاپی تیم پرسپولیس و بحران در این تیم طی دو سه ماه گذشته ، عامل اصلی افزایش گوشت قرمز است . خوشبختانه تیم استقلال وضعیت بهتری دارد وبه همین دلیل گوشت آبی خیلی گران نشده است!

گرانی روغن نباتی: مدتی است که متاسفانه شترهای کویر لوت کمتر خواب «پنیه دانه» می بینند و کمبود پنیه دانه در خواب شترهای نواحی مرکزی ایران باعث کاهش تولید روغن نباتی شده است .

گرانی واشر سر سیلندر:برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه ،عامل اصلی افزایش واشر سر سیلندر ، دسته موتور و آچار چرخ بود که با برگزاری دور دوم این انتخابات ، این اقلام دوباره ارزان می شود!

گرانی قند و شکر:وزش بادهای موسمی در قندهار متاسفانه روی قیمت قند اثر نامطلوب گذاشته که امیدواریم کشور دوست و برادر افغانستان فکری برای آن بادها و قیمت قندو شکر در ایران بکنند!

گرانی اجاره خانه:پر شدن چاه یکی از بلوکهای شهرک اکباتان و عواقب ناشی از آن روی اجاره مسکن تاثیر گذاشته که با همت شرکتهای محترم تخلیه چاه این معضل در حال رفع و رجوع است و از دو سه روز آینده دوباره اجاره مسکن کاهش شدید پیدا می کند!

گرانی پودر لباسشویی:افزایش گرد و غبار در مناطق مرزی همسایه غربی ، عراق مظلوم ، باعث افزایش 63 درصدی کثیفی یقه پیراهن و دشداشه های سفید شده و همین عامل مصرف پودر لباسشویی را افزایش داده است . در همین راستا از برادران عراقی خواهشمندیم لباس تیره بپوشند و این قدر برای مردم ایران مشکل درست نکنند.

گرانی آدامس :سوء مدیریت شهرداری تهران در مهار سیلاب و نفوذ سیل به مترو ، عامل اصلی گرانی آدامس است . این هم که این دو مساله ظاهرا به هم ارتباط ندارد ، نشان دهنده اوج برنامه ریزی و توطئه شهرداری تهران علیه دولت است.

گرانی کاغذ: این دیگر کار قلم به دستان مزدور و روزنامه چی های زنجیره ای است . مطمئن باشید اینها از آمریکا پول گرفته اند که کاغذ را گران کنند !

گرانی مصالح ساختمانی:ناراحتی اصلاح طلبان از افتتاح پروژه های عظیم مسکن مهر توسط دولت زحمتکش و کارشکنی آنها ، عامل اصلی این گرانی ها است ولی با افتتاح پروژه های جدید و نیمه کاره ، این مساله هم رفع و رجوع می شود.

گرانی چسب دو قلو: توطئه آمریکا در 11 سپتامبر و تخریب برجهای دوقلو توسط جورج بوش در آن سال ، باعث افزایش قیمت چسب دو قلودر سال جاری در ایران شد .

گرانی کمپوت گلابی:حدود دو تا سه هفته پیش ، تغییر وضع مزاجی اهالی منطقه 6 تهران ، باعث افزایش مصرف گلابی برای تسهیل در امور روزمره شد و به این ترتیب کمپوت گلابی هم گران شد!

 

***

نتیجه : قربان دولت برویم که هیچ تقصیری ندارد!

نامه سرگشاده

نامه سرگشاده

دولتمردان محترم و زحمتکش !

با سلام

احتراما اگر همه توجه و امکانات دولت در راستای بررسی نفوذ سیلاب در متروی تهران پایان یافته و شهرداری تهران مقصر اول و آخر این قضیه شناخته شده است ؛ اگر انتخابات تمام شده و عزیزان دولت دوست شناسایی و توجیه کامل شده اند ؛ اگر قرار نیست مورالس به تهران بیاید و با دولتمردان زحمتکش ، گل کوچک بازی کند ؛ اگر بیماری هوگو چاوز بهتر شده و نیازی به عیادت دوباره محمود احمدی نژاد از او نیست ؛ اگر نیازی به طرح دوباره مکتب ایرانی و دفاع از آن نیست ؛ اگر گرانی کاملا به رسمیت شناخته شده و شما عزیزان از ته قلب، به بودن کمی تا قسمتی گرانی اعتقاد دارید ؛ اگر برادر سعید مرتضوی سرکار خود حاضر می شود و دولت خدای ناکرده ، زبانم لال ، گلاب به روی همه مردم ، نگرانی از بابت استعفای ایشان ندارد ؛ اگر رئیس دولت دیگر جلسه شعر خوانی ندارد ؛ اگر رویارویی با مجلس در این روزهای باقیمانده از عمر مجلس هشتم ، موقتا تعطیل شده ؛ اگر غلامحسین الهام وعلی اکبر جوانفکر قرار نیست فعلا حرفی بزنند ؛ اگر قرار نیست دوباره با طرح تنظیم خانواده مخالفت شود ؛ اگر قرار نیست تمام حواس دولت ، متوجه دریافت غرامت جنگ جهانی دوم شود ؛ اگر ...همه این شرایط مهیا است ، به استحضار شما عزیزان می رساند که اگر خاطرتان باشد قرار بود هر ماهه به ازای هر فرد ، 45500 تومان به مردم پرداخت شود و امروز 16 اردیبهشت ماه است و هنوز از یارانه نقدی مردم گرفتار ، هیچ خبری نیست !

قبلا از مرحمتی که می فرمایید و پول مردم را، این جوری به خود مردم می دهید، صمیمانه سپاسگزاریم.

نگران نباشید ، تکذیب شد!

نگران نباشید ، تکذیب شد!

دولتمردان پرتلاش و زحمتکش ، چندی پیش ، بالاخره پس از مدتها کوشش شبانه روز و پس از عرقریزان شدید روحی ، پذیرفته اند که گویا کمی تا قسمتی گرانی در کشور شکل گرفته است . واقعا سرعت عمل آنها ستودنی است ؛ اما در همین حال محمد رضا رحیمی معاون اول احمدی نژاد و رئیس کارگروه  کنترل بازار به صراحت اعلام کرد که برنامه مشخصی برای کنترل قیمتها در بازار، وجود ندارد ؛ تا به این ترتیب خدای ناکرده ، زبانم لال ، رویم به دیوار ، کسی تصور نکندحالا که دولت پذیرفته که گرانی وجود دارد ، دیگر کار تمام است ! آفرین به این درایت ...

دیروز اما خبری در میان شنیده های خبرگزاری مهر منتشر شد که برخلاف اخبار بالا قابل قبول نبود و دلها را به شدت آتش زد : اینکه « موضوع گرانی‌ها که این روزها صدای همه را درآورده، دولتمردان را نیز به تب و تاب انداخته است و هرکدام دیگری را متهم به کم‌کاری و عدم برنامه‌ریزی در این باره می‌کند. گفته می‌شود یکی از وزرا مجبور به ترک یکی از جلسات اخیر دولت به دلیل گرانی‌ها شده است». اینجا ایران است و الان هم هنوز دوره دولت احمدی نژاد تمام نشده است ، پس شنیدن چنین خبری جز اینکه باعث بیرون زدن دو تا شاخ کوچولو روی کله آدمی شود ، کارآیی دیگری ندارد . آخر وزیر دولت محترم احمدی نژاد و این کارها ؟! ترک محضر رئیس ، نشان دادن استقلال ، انجام رفتاری جدی ، آن هم به خاطر موضوع بی اهمیتی مثل گرانی؟! هیهات ، هیهات!

خوشبختانه دو ساعت بعد از انتشار این خبر باور نکردنی ، یک مقام نزدیک به وزیر جهادکشاورزی به اطلاع عموم مردم نگران رساند : صادق خلیلیان وزیر جهادکشاورزی یکی از جلسات اخیر دولت را به دلیل گرانی‌های اخیر ترک نکرده است.

خیالمان راحت شد . واقعا در آن دو سه ساعتی که این خبر تکذیب نشده بود ، ناراحت بودیم که مبادا خدای ناکرده ، گلاب به روی شما ، دولتمردی به خاطر گرانی از این کارها کرده باشد ومردم را دچار این توهم کند که گرانی این قدر برای دولتمردان محترم و زحمتکش اهمیت دارد . خدا را شکر ، خدا را شکر که اصلا از این خبرها نیست و نخواهد بود!

مردم یا نمایندگان؟!

مردم یا نمایندگان؟!

هر کسی که طی ماههای اخیر از حول و حوش مجلس شورای اسلامی گذشته باشد ، حتما چشمش روشن شده و دیده که به سلامتی و دلخوش ، ساختمانهای مربوط به مجلس در حال ساخت و گسترش است و محدوده بزرگی از جنوب و شرق مجلس ، به این امر اختصاص یافته است . این میان تنها ، مدرسه عالی شهید مطهری ( سپه سالار ) و مدرسه رفاه ، این توفیق را داشته اندکه پابرجا ، بتوانند در کنار مجلس باقی بمانند ؛ والا حتی طرح توسعه بیمارستان شفا یحیائیان (بخش توانبخشی این بیمارستان ، که گویی اسکلتش هم زده شده بوده ) در راه گسترش ساختمانهای قوه مقننه ، منتفی شده است . سر خم می سلامت شکند اگر سبویی! بهر حال واضح ومبرهن و مسجل است که گسترش ساختمانهای مجلس ، بسیار مهمتر از داشتن بیمارستان توانبخشی است! با این حال موضوع این نوشته ،این ها نیست ؛ بلکه نکته ای که باعث نوشتن این مطلب شد ، این است که چندی است حین گذر از آن محدوده و توجه به زحمتهایی که در آن نواحی کشیده می شود ، می توان تابلویی را دید که یکی از ساختمانهای در حال ساخت در شرق مجلس را معرفی می کند : « ساختمان مردم و نمایندگان» ! راستش چند وقتی است که بعد از مشاهده این تابلوی محترم، ما با دوستان هر چه فکر کردیم که چه نیازی به این ساختمان است ، به نتیجه ای نرسیدیم. حتما می دانید که هر نماینده مجلسی ، در حوزه انتخابیه خود ، دفتری دارد که بابت خرج و مخارج آن ، مختصر هزینه ای هم ، خدا قبول کند ، دریافت می کند و همچنین نمایندگان عزیز و مردمی موظف هستند بخشی از وقت خود را در حوزه انتخابیه خود بگذرانند ؛ اگر بگذرانند ! حالا در تهران و در محدوده مجلس چه نیازی به این ساختمان است ، واقعا معلوم نیست ! آیا قرار است در آینده ، دفترهای نمایندگان در شهرستانها جمع شود و اگر کسی با نماینده خود کاری دارد ، باید از جنوب یا شمال یا شرق یا غرب کشور ، راه بیفتد و تشریف بیاورد تهران تا شاید خدای ناکرده بتواند بعد از کلی معطلی وارد محدوده مجلس شود و نماینده اش را ببیند ؟! واقعا جریان چیست...

وقتی جمع ما از یافتن جواب این سوال نا امید شدیم، یکی از دوستان خاطره ای تعریف کرد که بازگویی اش بد نیست . ایشان می گفت که در روستای ما که نه در حاشیه جاده ای پر رفت و آمد است و نه جمعیتی آنچنانی دارد ، یکی از اهالی خدمتگزار رفته بود و در قالب یکی از طرحهای کارآمد ، طرح احداث «قهوه خانه » ای داده بود تا به واسطه آن 2 هزار متر مربع ناقابل زمین دریافت کند . یکی از اهالی غافل روستا (که مثل ما دائم برایش سوال ایجاد می شد)، برگشته بود و از او پرسیده بود : فلانی ! اینجا که قهوه خانه ، مشتری ندارد . چرا می خواهی چنین کاری کنی ؟ و جواب شنیده بود : بگذار من این 2 هزار متر را بگیرم و دورش حصار بکشم ، آنوقت « قهوه » را از ابتدای تابلویش بر می دارم و آنجا می شود «خانه » من!

حالا هم مجلس در مراحل اولیه ساخت بنای « ساختمان مردم و نمایندگان » است و البته بعد از اتمام این بنا ، که انشاءالله بسیار مجلل هم خواهد شد ، اگر دیدند که کارآیی در راستای مردم ندارد ، «مردم» را از انتدای نام این ساختمان بر می دارند و می شود « ساختمان نمایندگان» .این جوری هم مشکل حل می شود و هم  چه چیزی هم بهتر از این ؟!

حافظه تاریخی

12 اردیبهشت 90 : قهر پایان گرفت ولی فاصله ماند! 

  بازگشت احمدی نژاد به هیات دولت

 

12 اردیبهشت 1390 روزی بود که روزنامه های مختلف خبر دادند بعد از یازده روز نفس گیر برای اصولگرایان ، بار دیگر محمود احمدی‌نژاد در جلسه هیئت دولت شرکت کرد تا حداقل به صورت ظاهری داستانی که او به طور غیر منتظره ای آغاز کرده بود ، تمام شده تلقی شود . احمدی نژاد در این جلسه تاکید کرد: من تا لحظه آخر عمر در مسیر ولایت علیه استکبار و رژیم صهیونیستی خواهم بود. وی همچنین در مورد دلایل چند روز غیبت خود گفت: دلایل خانه‌نشینی چند روزه را در دل خود نگه می‌دارم.(اگر چه در اسفندماه سال گذشته و در مجلس خانه نشینی اش را تکذیب کرد و گفت: احمدی نژاد و خانه نشینی؟!) اما همان زمان معلوم بود که روزگاری دیگر آغاز شده و باید دوران دولت احمدی نژاد را به دو دوره قبل از خانه نشینی و بعد از خانه نشینی تقسیم کرد.

داستان از آنجا آغاز شده بود که در 28 فروردین ۱۳۹۰، خبر استعفای حیدر مصلحی وزیر اطلاعات  از سمت خود همراه با متن موافقت محمود احمدی نژاد با این استعفا منتشر شد. این استعفا (یا به عبارت بهتر برکناری) مورد مخالفت رسمی رهبر انقلاب قرار گرفت. پس از مخالفت رهبری با این استعفا و ابقای وزیر اطلاعات در سمت خود، احمدی نژاد در اقدامی بی سابقه و در اعتراض به حکم حکومتی در ابقای وزیر اطلاعات به منزل رفت و پس از یازده روز خانه نشینی به محل کار خود بازگشت.
پس از این خانه نشینی اخبار ملاقات اشخاص مختلف با احمدی نژاد و سخنان وی در این ملاقاتها حساسیت های بیشتری را هم برانگیخت ، به طوری که در جلسه غیر علنی آن روزهای مجلس بعضی نمایندگان مواضع شدیدی علیه احمدی نژاد اتخاذ کردند .سخنان زیادی از شرط گذاشتن احمدی نژاد برای بازگشت و اینکه وی ادعا کرده همین حالا 35 میلیون رای دارد ، گفته شد. جالب اینجاست که بعد از این داستان ، در حالی که عده ای صحبت از قهر احمدی نژاد و مقاومت وی در مقابل حکم حکومتی می کنند اما گروهی دیگر که از نزدیکان احمدی نژاد محسوب می شوند روایت های دیگری از این خانه نشینی دارند. به عنوان مثال جوانفکرعنوان کرده است: در موردآن 11 روز  اینطور نبوده که رئیس جمهور کار را رها و قهر کنند. ایشان داشتند فضای کشور را رصد می کردند. احمدی نژاد در آن شرایط به این نتیجه رسیده بود که توطئه ای شکل گرفته و هدف این است که دولت و رییس جمهور را تخریب کنند و به کشور آسیب بزنند!

آقا تهرانی (نماینده مجلس و معلم اخلاق دولت) نیز روایت دیگری از این خانه نشینی دارد. آقا تهرانی نقل می کند در دیداری که با احمدی نژاد در این یازده روز داشته ، در حالی که بیمار بوده به وی گفته است: بنده نمی دانم شایعاتی که درباره من و شرط وشروطی که با رهبری گذاشتم از کجا سرچشمه می گیرد. بنده در دیدار با رهبری در اتاق تنها بودیم وچگونگی پخش این شایعات برایم عجیب است ونمیدانم این حرفها را ازکجامی گویند. بنده خدمت رهبرانقلاب رسیدم وبه ایشان گفتم من بافشارهایی که بردولت است به این نتیجه رسیدم که رسیدن به آرمانهایی که در این دولت تصمیم به اجرای آن را داشتیم غیرممکن است. درادامه آقاتهرانی گفته است: احمدی نژاد در حالی که گریه می کرد گفت بنده نمی بخشم افراد حزب اللهی ای را که به من تهمت زاویه داشتن با رهبری عزیز انقلاب را می زنند.
مقاومت احمدی نژاد در مقابل حکم حکومتی و در پی آن قهر یازده روزه اش سبب شد طراحان سوال از احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی این اتفاق را به عنوان یک سوال مهم در طرح خود بیافزایند. اما پس از کش و قوس های فراوانی که در رابطه با مطرح کردن این سوال در صحن علنی مجلس پیش آمد و این طرح پس از ماهها تاخیر و در روز پایانی کار مجلس در سال نود به صحن علنی آمد، احمدی نژاد با حضور در مجلس و در پاسخ به یازده روز خانه نشینی اش چنین گفت : اکثر مردم به من می گویند کمی استراحت کن و به خودت برس!  11 روز خانه نشینی هم از آن حرف هاست! احمدی نژاد و خانه نشینی؟ این حرف و وصله ها به من و دولتم نمیچسبد. زندگی ام نشان می دهد که با عمل درست و ادبیات صحیح از ولایت دفاع می کنم و نشان می دهم که نظام ولایی، نظام تلاش و عمل است. همه همکاران من آنقدر کار کرده اند که فنری شده اند.

با همه این اوصاف کم نیستند افرادی از طیفهای مختلف اصولگرایی که همچون دبیر کل موتلفه ، در خلوت یا آشکار می گویند که «نظرم در مورد احمدی نژاد پس از قهر کردنش عوض شده است ». در واقع احمدی نژادی که در تمام این سالها از نوعی مصونیت برخوردار بود و انتقاد از وی ، خط قرمز بسیاری از اصولگرایان و خلاف مصلحت عنوان می شد، بعد از این خانه نشینی ، دیگر نتوانست آن موقعیت سابق را حفظ کند و روز به روز از محبوبیت و محوریتش در جناح مطبوعش کم شد ، تا جایی که صراحتا اعلام شد که وی نقشی در برنامه ها و برنامه ریزی های اصولگرایان برای انتخابات مجلس ندارد ( و چه بسا همین موضوع باعث دو دستگی ظاهری در قالب جبهه متحد و پایداری شد). همچنین بعد از این داستان بود که جریان انحرافی که در داخل دولت وجود دارد ، دچار مشکلات بسیاری شد . فردی که از او به عنوان لیدر این جریان نام برده می شود ، از جلوی دوربینها دور شد و برخلاف گذشته هیچ سخنی از وی شنیده نمی شد . عده ای از نزدیکان وی دستگیر شدند و از انتصاب یکی از افراد این جریان به عنوان معاون مالی وزارت امورخارجه ممانعت به عمل آمد.

حالا یک سال سخت بعد از آن ماجرا ، برای دولت گذشته است و به نظر می رسد دولت احمدی نژاد سال آخر خود را از این هم سخت تر خواهد گذراند . یک سالی که نه تنها از نظر سیاسی ، دولت با چالشهایی خود ساخته روبرو است ، بلکه با وضعیت به هم ریخته اقتصاد و ناتوانی دولت در درمان آن ، دولتی که می خواست خود را قهرمان جلوه دهد ، شاید مجبور شود با سرشکستگی روزهای پایانی عمر خود را بگذراند . قضاوت تاریخ هم پس از آن ، تا همیشه همراه دولتمردان امروزی ایران خواهد بود .

شغل جدید برای رویانیان

شغل جدید برای رویانیان

یارانه بنزین در حال ته کشیدن است . به عبارت بهتر ولی دردناکتر ، مسئولان زحمتکش مدتها است در تلاشند تا با آزاد سازی قیمت بنزین ، مردم را دچار ذوق زدگی کنند ؛ آن هم در حالی که هنوز جای ذوق زدگی های قبلی کمی تا قسمتی درد می کند و هنوز از سوزش نیفتاده است . بهر حال به قول معروف : می شود و می توانند ! اما این وسط یک بحث پیش می آید ؛ اینکه با آزاد سازی قیمت بنزین تکلیف کارت سوخت ها و از آن مهمتر دستگاه محترم و معزز ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت کشور  و از آن مهمتر تر، رئیس محترم و معزز آن ، محمد رویانیان چی می شود ؟! بهر حال چند سال خدمت در راه صدور ، ابطال و بقیه ماجراهای کارت سوخت ، به همین راحتی پایان می پذیرد و ...خداحافظ شما ؟! موضوع خیلی رمانتیک است و به قول شاعر :« نارك آراي تن ساقه گلي ، كه به جانش كشتم و به جان دادمش آب ، اي دريغا به برم مي شكند»! با عرض پوزش و گلاب به روی همه تان ،این جوری نمی شود ! یعنی اگر از افزایش قیمت بنزین و گرانی حمل و نقل و فشار مضاعف بر مردم و ... بگذریم ، از این یک فقره بیکاری رئیس ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت کشور نمی شود گذشت ؛ آن هم در روزگاری که دولت سالی دو و نیم میلیون شغل احداث می کند!

حالا شاید بعضی از مردم همیشه خارج از صحنه بگویند : اینکه غصه ندارد ، برادران فهیم از قبل فکر این را کرده اند و برای همین برادر رویانیان پیش - پیش مدیریت باشگاه پرسپولیس را بر عهده گرفته و زحمت دو شغله بودن را با فداکاری کم نظیری بر دوش خود کشیده است تا چنین شود ! غافل از اینکه باشگاه پرسپولیس هم حال و روزی دارد که مسلمان نشنود ، کافر نبیند ! یعنی به جایی رسیده که 3 تا 3 تا امتیاز از دست می دهد و باید 10 تا 10 تا بازیکن اخراج کند . یعنی همین جوری پیش برود باشگاه حکم کارت سوخت ابطال شده ای را پیدا می کند که ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت کشور حاضر نیست آن را دوباره به کار بیندازد ! و در این حالت این موضوع مهم پیش می آید که چنین باشگاهی آیا شایستگی دارد هنوز برادر رویانیان مدیرش باشد ؟! در حالی که آن تیم فوتبال باید در اوج باشد که تحویل برادر رویانیان شود ، والا دیگر چیزی از آن باقی نمی ماند.

به این ترتیب است که به فکر ما رسید مبادا خدای ناکرده ، زبانم لال ، برادر رویانیان بعد از مدتها تحمل فداکارانه دو شغله بودن ، یکباره به بی شغلی برسد ؛ و از همین رو است که به مسئولان محترم و معزز پیشنهاد می کنیم که محکم کاری را فراموش نکنند و همین امروز با صدور حکم جدیدی برای برادر رویانیان ، ایشان را به افتخار سه شغله بودن نایل کنند! این بود توصیه مهم و حیاتی امروز ما.

حافظه تاریخی

 

10 اردیبهشت90 :  حتي يک دلار هم در حساب ذخيره ارزي نيست

سخنی که 10 ماه بعد ، احمدی نژاد هم اعلام کرد

 

روزنامه های روز دهم اردیبهشت سال گذشته ، خبری را منتشر کردند مبنی بر اینکه رييس کميسيون تلفيق در تذکري در مورد پيشنهاد کميسيون کشاورزي در مورد اختصاص دو هزار ميليارد تومان از حساب ذخيره ارزي به عنوان منبع جديدي براي آب، با تاکيد بر اين که اين پيشنهاد خلاف قانون برنامه است گفت: در حال حاضر پولي در حساب ذخيره ارزي وجود ندارد بنابراين تنها دادن فرمان براي برداشت از حساب ذخيره ارزي کار درستي نيست! عبداللهي در این تذکر در جلسه علنی پنج شنبه 8 اردیبهشت ، اعلام کرد: طبق آمار رسمي بانک مرکزي تا پايان سال 89 حتي يک دلار در حساب ذخيره ارزي باقي نمانده است.

همان روزها در سایتهای مختلف این دغدغه شکل گرفت  که چه بر سر حساب ذخيره ارزي آمده است ، آن هم بعد از سال ها رونق بازار نفت و درآمد چند صد ميليارد دلاري و سخنان مسوولان مبني بر اين که حساب ذخيره ارزي به بالاترين حد خود در تاريخ کشور رسيده است ، ضمن اینکه احمدی نژاد در آبان 89 در همايش بزرگ نظامي بانکي در مسير توسعه و تحول کشورگفته بود : ديگران ذخيره ارزي ما را 100 ميليارد دلار عنوان کردند که البته قطعا بيش از اين مقدار است و چقدر خوب است اين ظرفيت از طريق بانک هاي کشور فعال شود.

این چنین بود که بانک مرکزی مجبور به این توضیح شد که «مباحث مرتبط با ذخائر ارزی بانک مرکزی از منظر کارشناسی متفاوت از موجودی حساب ذخیره ارزی است. حساب مذکور که حدودا" یک دهه از عمر آن سپری شده است با هدف استفاده بهینه از مازاد درآمد حاصل از صادرات نفت خام مورد عنایت نمایندگان محترم وقت مجلس شورای اسلامی قرار گرفت و بعنوان حکم قانونی به دستگاه ها و دوایر دولتی ابلاغ گردید . مصرف آن نیز باتوجه به پیش بینی قانون گذار در بخش های مختلف اقتصادی نظیر صنعت، کشاورزی، گردشگری و ... نیز تکالیف بودجه سنواتی به انجام رسیده است . اما ذخائر ارزی کشور که موضوعی جامع تر از مبحث حساب ذخیره ارزی است، متشکل از دارایی های ارزی مختلف کشور می باشد که با ابزارهای متفاوت توسط بانک مرکزی حفظ و نگه داری می گردد...تلفیق دو مبحث حساب ذخیره ارزی و ذخایر ارزی کشور با یکدیگر موجب انحراف اذهان عمومی شده و امری غیرصحیح می باشد.ضمنا" از تاریخ 1/1/1390مقرر گردیده 20٪  حاصل فروش نفت بجای حساب ذخیره ارزی به حساب صندوق توسعه واریز گردد. مضافا" در پایان  هر سال بایستی50 درصد موجودی آن به حساب صندوق توسعه که دارای هیات امناء و هیات عامل جداگانه ای می باشد، واریز گردد. لذا موجودی منابع مورد نظر در حساب فوق مفهومی ندارد».

با این حال خبر تهي شدن حساب ذخيره ارزي ، یاد اور یک خبر دیگرهم بود: عدم واريز 11 ميليارد دلار از درآمد نفتي به آن حساب! 12 بهمن سال 89 دو عضو کميسيون برنامه و وبودجه مجلس از گزارش جديد ديوان محاسبات کشور خبر دادند که نشان مي دهد دولت بیش از  11 ميليارد دلار از درآمدهاي حاصل از مازاد فروش نفت و اقساط فروش نفت را به حساب ذخيره ارزي واريز نکرده و به جبران کمبود درآمد خود و يا در محل نامشخص ديگري هزينه کرده است. علي بنايي نماينده قم با اعلام این خبر خواستار رعايت ضوابط مالي و قانوني کشور از سوي دولت شد و گفت: دليل دولت براي واريز نکردن پول نفت به حساب ذخيره ارزي غيرموجه است..
نماينده مردم قم در ادامه سخنان خود با بيان اينکه واريز نشدن اين مبالغ به حساب ذخيره ارزي از نظر مجلس تخلف محسوب مي شود، گفت: دولت و ديوان محاسبات در خصوص ضرورت واريز اين مبلغ به حساب ذخيره ارزي اختلاف نظر دارند و مجلس نيز در اين زمينه با ديوان محاسبات هم عقيده است; چراکه طبق برنامه چهارم دولت بايد مابه التفاوت قيمت نفت را هر ماه به حساب ذخيره ارزي واريز کند. واريز نشدن اين پول به حساب ذخيره ارزي به معناي اين است که تعهدات فراواني که اين صندوق دارد بايد به واسطه خالي بودن، اجرايي نشود; در صورتيکه اگر اين پول به حساب واريز مي شد، مي توانستيم بسياري از تعهدات صندوق مانند اعطاي تسهيلات به مترو تهران را از آن پرداخت کنيم.
پس از آن در 24 اسفند 89، گزارش کميسيون انرژي از عملکرد 9 ماهه وزارت نفت بر اساس بند چهارم قانون بودجه سال 89 قرائت شد و اين کميسيون در گزارش خود، مهمترين تخلفات اين وزارتخانه را کاهش توليد نفت خام، عدم سرمايه گذاري در حوزه نفت و واريز نشدن مازاد درآمدهاي حاصل از فروش نفت به حساب ذخيره ارزي اعلام کرد.در اين گزارش که عماد حسيني سخنگوي کميسيون انرژي مجلس قرائت کرد، کميسيون انرژي مجلس واريز نشدن مابه التفاوت قيمت فروش نفت به حساب ذخيره ارزي را از جمله تخلف هاي وزارت نفت دانست.براساس اين گزارش، وزارت نفت موظف بوده است 11 ميليارد و 228 ميليون دلار از بابت مازاد درآمدهاي حاصل از فروش نفت خام در 9 ماه نخست 89 به حساب ذخيره ارزي واريز کند که از اين کار خودداري کرده است.
محمود احمدی نژاد در پاسخگویی به سوالات نمایندگان در اسفند ماه سال گذشته بر خالی بودن حساب ذخیره ارزی تاکید کرد و اعلام کرد که به همین دلیل تسهیلات مترو پرداخت نشده است !

حرف مرد و حرفهای مردانه!

حرف مرد و حرفهای مردانه!

حتما این حکایت معروف را شنیده اید که از یکی از بزرگان عهد قدیم  می پرسند : چند سال داری؟ او جواب می دهد : 25 ساله هستم و می خواهم درسم را ادامه بدهم ! ده سال بعد دوباره از اومی پرسند : چند سال داری؟ او هم دوباره جواب می دهد : 25 ساله هستم و می خواهم درسم را ادامه بدهم! از او می پرسند : ده سال پیش هم که 25 ساله بودی ؟! آن بزرگ می گوید : حرف مرد یکی است و می خواهم درسمرا ادامه بدهم!

داستان یکی بودن حرف مرد البته فقط به این داستان محدود نمی شود و در روزگار ما خوشبختانه ابعاد گسترده تری هم پیدا کرده است . مثلا دو- سه سالی است که هر وقت از بعضی مسئولان زحمتکش و پر توان بپرسید : کی بیکاری ریشه کن می شود ،فورا جواب می دهند : دو سال دیگر ! اگر بپرسید : پارسال چند شغل ایجاد شده است ؟ فورا می گویند : یک میلیون و ششصد هزار شغل ! اگر بپرسید : امسال چند فرصت شغلی ایجاد می شوند ،باز هم فورا پاسخ می شنوید : دو و نیم میلیون شغل! در واقع بنا به ادعای این شورآفرینان ، در ابتدای سال 90  ، در سال 89 ، 1.6 میلیون شغل ایجاد شد و در سال 90 هم قرار شد 2.5 میلیون شغل ایجاد شود . حالا هم که در ابتدای سال 91 هستیم به استحضار عموم مردم سرکار می رسانند که در سال 90 ، 1.6 میلیون شغل ایجاد شده و در سال جاری 2.5 میلیون شغل ایجاد خواهد شد ! بیکاری هم که در سال 89 و 90 قرار بود دو ساله ریشه کن شود ، همچنان در سال 91 قرار است دو ساله ریشه کن شود . با چنین وضعی ، اگر بر فرض محال ،ده سال دیگر هم این عزیزان روی صندلی خود مانده باشند و از آنها مثلا در سال 1409 شمسی بپرسید کی بیکاری ریشه کن می شود ، فورا وبدون کوچکترین مکث یا خدای ناکرده خجالت ، می گویند : 2 سال دیگر !

واقعا مردانگی در دوره ما دارد غوغا می کند، با این حال گاهی حرفهایی گفته و منتشر می شود که باکمال تاسف و تاثر ، رویم به دیوار، گلاب به رویتان ،کمی تا قسمتی حال مردها را می گیرد ! مثلا همین چند روز پیش  معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرد : بررسی‌های تحول بازار کار حاکی از آن است که تا سال 94 موضوع بیکاری همچنان در کشور ادامه خواهد داشت.البته احتمالا دولتمردان به این نیروی خود تذکر می دهند که این حرف را باید در سال 92 بزند تا معلوم شود که همچنان بیکاری دو سال دیگر ریشه کن می شود ، نه در سال جاری که 3 سال با سال 94 فاصله دارد .

حالا به نظر می اید تا حرف مردها دو تا نشده است ، واجب است که مقام بالاتری توضیح دهد که در جمع و تفریق ، کمی اشتباه رخ داده و این سخن چندان معتبر نیست! ...لطفا تا دیر نشده دست به کار شوید!

شکوه اصولگرایی انتخاباتی

شکوه اصولگرایی انتخاباتی

مرحله دوم انتخابات پیش روی عموم مردم قدرشناس است ، همانهایی که گرانی و سوء مدیریت و سیاسی بازی ها را تحمل می کنند و امیدوارانه به آینده می نگرند. آنها خود را برای مرحله دوم انتخابات آماده می کنند و  از همین حالا در حال ثانیه شماری هستند .واضح و مبرهن است که در مقابل این مردم شور آفرین ، باید گروه ها هم کمی تا قسمتی موتور تلاش و کوشش خود را روشن کنند و گاز بدهند و به سمت مجلسی پرتوان که حداقل این توانایی را داشته باشد که بتواند از قوه مجریه قول شرفی بگیرد که تکذیب نشود ، پیش بروند!

برای همین هم بعضی گروه ها دست به کار شده اند و از روشهای تبلیغاتی عجیب و غریبی استفاده می کنند که در نوع خود جالب است و نشان می دهد که چقدر مجلس آینده می تواند پرتوان باشد! مثلا چند روز پیش ، نامه ای منتشر شد که مخاطبش یکی از روحانیون بود . بعد بعضی ها از یک طرف آن را ستودند و بعضی ها  به آن خرده گرفتند ! بعد بعضی ها شروع کردند به نصیحت نویسندگان نامه و بعضی های دیگر به فهم و شعور و بصیرت نویسندگان آن درود فرستادند ، بعد از یک طرف اصل نامه شدیدا تکذیب شد و از آن طرف صحت نامه شدیدا تایید شد ، بعد عده ای گفتند نامه اصلا امضا ندارد و کسی آن را ننوشته و بعضی ها گفتند نویسندگان نامه باید ادب شوند ! همه اینها در حالی بود که اصل داستان به جنگ زرگری می ماند و رقابتی ساختگی بین یک گروه است!

با این اوصاف لابد برادران انتظار دارند که مردم ، همه با هم و جان برکف ، به آنها رای بدهند دیگر ؟! اما ...اگر چه معمولا بازی های تبلیغاتی خیلی سرگرم کننده است ولی با کمال تاسف وتاثر فراوان ، این بار باید عرض شود که این بازی ، به جای اینکه مردم را سرگرم کند ، خودی ها و دست اندرکاران ماجرا را سرگرم کرده است ! و شاید  این را ، بعضی از برادران کمی باهوش تر اصولگرا فهمیده اند که به جای اینکه سرشان به آن داستان گرم شود دارند درباره حضور یا عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری بعدی سخن می گویند و فکرمی کنند که این جور حرفها و اینکه توپ را به خارج از زمین بیندازند ، می تواند به آنها کمک کند تا این مرحله انتخابات را به پیش ببرند!

ایام انتخابات همیشه ایام باشکوهی بوده است و همان طور که در بالا گزارش شد ، در این روزها شکوه اصولگرایی دارد از سر و کول همه بالا می رود و اگر راستش را بخواهید همه این حرفها و بازی ها و دو دسته سازی ها برای این است که هر جوری می شود حواس مردم را پرت کنند و امثال علی مطهری را از حضور در مجلس بعدی بازدارند ! ...خودشان که می گویند : می شود و می توانیم ؛ شما چی فکر می کنید؟!

 

داستان شیر و نوشابه

داستان شیر و نوشابه

گرانی ، با لطف و همت شایسته تقدیر مسئولان زحمتکش در همه زمینه ها وجود دارد و دوستان با تلاش بی شائبه خود ،خوشبختانه توانسته اند در این یک مورد، عدالت را به تمامی برقرار کنند ! اما این وسط داستان گرانی شیر ، کمی تا قسمتی خوشمزه تر از چیزهای دیگر است و شایسته آن است که به طور ویژه بررسی شود تا مردم بیش از پیش قدردان زحمات مسئولان شریف خود باشند.

 لابد می دانید که آنوقت که شیر سوبسید (یا همان یارانه خودمان !) را داشت و می شد در صف ایستاد و دو پاکت شیر ارزان قیمت خرید ، مصرفش در ایران ، خیلی پایین تر از مصرف سرانه دنیا بود . در مقابل هم ، بزنم به تخته چشم نخوریم ، مصرف نوشابه های گازدار در کشور ما چند برابر مصرف سرانه دنیا بوده و است . خوب این یعنی ما خودمان هم مثل مسئولانمان ، جان بر کف هستیم! و احتمالا می توان مثل بعضی اهالی منطق ،استدلال کنیم که شیر و نوشابه هر دو آب هستند ، پس کمبود مصرف شیر به افزونی مصرف نوشابه ، به در!

بگذریم؛ همان طورکه می دانید طی یک سال گذشته ، نه تنها یارانه شیر قطع شده ، بلکه روز به روز هم گرانتر می شود، در واقع پس از اجرای هدفمندی ، فقط سه بار تا بحال به طور رسمی قیمت شیر بالا رفته و به طور غیر رسمی اش را کسی نشمرده است ! قسمت خوشمزه ماجرا ، ولی اینجا است که روز اول اردیبهشت معاون پشتیبانی استاندار تهران اعلام کرد که یک شرکت شیر پاستوریزه با اقداماتی خلاف قانون موجب افزایش قیمت شیر در سطح تهران و کشور شده به نحوی که می توان این شرکت را لیدر این گرانی خواند. وی خطاب به مدیر عامل این شرکت گفت: آقای محترم قیمت توافقی برای خرید شیر از دامداران لیتری 630 تومان بوده است بعد جنابعالی بعد از جلسه پشت پرده رفتید و اعلام کردید من 700 تومان می خرم و حالا ما اینجا هستیم!

لابد می گویید چه خوب ! لیدر مورد نظر حتما از کارش پشیمان شده و ماجرا به خیر و خوشی پایان یافت ؟! در این چند روزه پس از آن ماجرا نه تنها قیمت لبنیات پایین نیامد، بلکه سوم اردیبهشت ،دبیر انجمن صنایع لبنی از تعیین قیمت 720 تومانی برای هر کیلوگرم شیر خام خبرداد و گفت: البته این قیمت باید فردا در جلسه ستاد تنظیم بازار به ریاست معاون اول احمدی نژاد به تائید نهایی رسیده و ابلاغ شود.در همین حال نایب رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس ضمن تاکید بر افزایش قیمت شیرخام گفت : قیمت تمام شده شیر با توجه به گران شدن قیمت نهاده ها بین 850 تا 900 تومان است.

 به این ترتیب معلوم شد که اولا لیدر گرانی شیر ، شیر را 20 تومان هم ارزان خریده بوده ! ثانیا آنها آنجا رفته بودند که مژده بدهند شیر می شود کیلویی 720 تومان ! ثالثا شیرحالا حالا ها گران و گرانتر می شود . رابعا هدفمندی واقعا هدف دارد و صاف زده وسط هدف !پس نتیجه نهایی می گیریم که ای مردم غیور و عزیز ! بروید همان نوشابه های گازدار را بخورید!

 

حافظه تاریخی

 

5 اردیبهشت 85 : خوش چهره ، احمدی نژاد را به مناظره فرا خواند

 دولت در استفاده از حساب ذخیره ارزی رودربایستس را کنار گذاشته است!

 

دو سه ماهی بیشتر از تشکیل دولت محمود احمدی نژاد نگذشته بود که اقتصاددان زیرکی چون محمد خوش چهره نیز به چهره های اقتصادی دولت پیوست و ناکارآمدی و بی سر و سامانی اقتصاد در روشی که دولت به کار گرفته بود را اعلام کرد ، اما مهمترین و تاریخی ترین سخنان خوش چهره در نقد دولت احمدی نژاد را باید سخنانی دانست که روز 5 اردیبهشت 1385 بیان داشت و در آن احمدی نژادرا به مناظره فراخواند ، دعوتی که هیچ گاه پاسخی به آن داده نشد !

خوش چهره که در آن روزها نماینده تهران و عضو فراکسیون اصولگرایان بود، در حاشيه جلسه علني مجلس با اشاره به سخنان آن روزهای احمدی نژاد به خبرنگاران گفت : دولت مي خواهد شعارها و منويات خود را به پيش ببرد و گفته مي شود مجلس همسويي لازم را با كابينه ندارد.

وي در آن سخنان درباره هیات رئیسه آن روزهای مجلس هم اظهار نظری کرده که بازخوانی آن با توجه به اینکه این روزها دوباره بعضی ها دغدغه ریاست دوباره حداد عادل بر مجلس را دارند ، بی لطف نیست.خوش چهره  افزود: وقتي انگشت اشاره بالاترين مقام اجرايي كشور به سوي مجلس نشانه مي رود، مجلس سخنگوي درست و حسابي براي پاسخگويي به شبهات ندارد و اراده هيات رييسه نيز معطوف به اين كار نيست كه اين براي نهاد قانونگذاري و نظام خوشايند نمي باشد.

خوش چهره آنروزها به ادعاهای عجیب دولت مبنی بر حل مشکل اشتغال هم پرداخت . این مشکل که همچنان پس از شش سال مشکل عمده اقتصادی کشور است در حالی روز به روز بحرانی تر می شود که دولت همچنان بر حرف خود مبنی بر حل سه ساله این مشکل پافشاری می کند! خوش چهره آن روز گفت: قبول داريم كه دولت براي كاركردن انرژي زيادي دارد ولي با وجود آن كه مجلس هفتم با دولت در بسياري از موارد همسويي دارد، اختلافات معناداري نيز در شيوه ها و روش ها وجود دارد. از جمله موارد مورد اختلاف اين است كه خواست دولت از مجلس اين است كه منابع درآمدهاي نفتي را به سوي دولت سوق دهد و دولت ادعا مي كند با تزريق منابع به دولت مي تواند همه پروژه هاي نيمه تمام 17 سال گذشته را كامل و از طرف ديگر مشكل اشتغال كشور را حل كند.

خوش چهره با بيان اينكه در هيچ جاي دنيا، كارآمدي دولت اين گونه تعريف نمي شود كه به دولت منابع تزريق شود، متذكر شد: دولت ها نيازمند منابع هستند ولي نه به اين شيوه و حجم كه اكنون وجود دارد. كارآمدي دولت ها با اتخاذ سياست هاي مدبرانه و صحيح اقتصادي است و دولت ها از طريق سايت هاي منطقي و سالم اقتصادي، اقتصاد را پيش مي برند، نه از طريق تزريق منابع به دولت.

خوش چهره آن روز نکته دیگری را هم پیش بینی یا بیان کرد . اینکه رفتار اقتصادی دولت به تورم وگرانی می انجامد ، او در حالی این سخنان را بیان کرد که برای بعضی اصولگرایان اقتصاد دان یا سیاست مدار باید حتما شش سالی می گذشت تا اعتراف کنند دولت قادر به کنترل وضع اقتصادی نیست و تصمیمات عجیب و غریبش به تورم و گرانی دامن می زند. به گفته اين عضو اقتصاددان مجلس، تنها موردي كه همه اقتصاددانان روز بر آن اتفاق نظر دارند، اين است كه تزريق منابع به دولت آثار تخريبي تورمي دارد و حتي با افزايش واردات، توليد و اشتغال به مخاطره مي افتد.

خوش چهره با ذكر مثالي در اين زمينه تصريح كرد: دولت ما مانند بيماري است كه پزشك او تشخيص داده كه يك كيسه خون به او تزريق شود ولي چون خود بيمار تشخيص داده خون چيز خوبي است، اصرار به تزريق 2 تا 3 كيسه خون دارد كه اين تزريق زياد نه تنها شفا بخش نيست، بلكه مرگ آور است.

وي اظهارداشت: در هيچ جاي دنيا معضل اشتغال ملي با پروژه هاي عمراني برطرف نمي شود.

به گفته خوش چهره، اين اختلافات در نگاه دولت و تفكر بخش قابل توجهي از نمايندگان مجلس وجود دارد و براي جلوگيري از تعميق اين شكاف و اين كه اظهارنظر دولت منجر به تخريب و تضعيف مجلس نشود، لازم است مناظره اي در بالاترين سطح دولت و نهاد قانونگذاري صورت گيرد تا نگراني هاي دو طرف برطرف شود.اتفاقا این دغدغه خوش چهره هم دقیق بود و این روزها می بینیم که دولت تا چه حد سعی در تضعیف مجلس داشته است.

خوش چهره در نهایت با اعلام نادرستی و تورم زا بودن طرحهای اقتصادی دولت ، آمادگی خویش را برای مناظره با دولتی ها و حتی شخص احمدی نژاد اعلام کرد وهمچنین با انتقاد از برداشت بی رویه دولت از حساب ذخیره ارزی صراحتا گفت : دولت در استفاده از حساب ذخیره ارزی رودربایستس را کنار گذاشته است!      

حالا دقیقا شش سال از آن سخنان خوش چهره گذشته است . حساب ذخیره ارزی بنا به تصریح احمدی نژاد خالی است . گرانی و تورم به جایی رسیده که فریاد مراجع را هم درآورده است .ناکارآمدی طرحهای اقتصادی دولت بر همگان ثابت شده . سوالهای مهمی بسیاری درباره چگونگی هزینه شدن در آمد ارزی این سالها وجود دارد که پاسخ داده نمی شود.درعوض محمد خوش چهره با آن سخنان تاریخی ، نه تنها از لیست اصولگرایان برای مجلس هشتم کنار گذاشته شد و به مجلس راه نیافت ، بلکه از دانشگاه تهران نیز باز نشسته شد!

 

 

 

 

 

یک توضیح ضروری!

یک توضیح ضروری!

آقا الهام را که یادتان هست؟! بله ، همان برادری که روزی روزگاری نه چندان دور جزو نورچشمی های دولت معروف به معجزه هزاره سوم و چند شغله های محترم بود و در کمال شایستگی و نخبگی و پختگی ، به قول معروف می توانست با یک دست چند هندوانه با دو – سه خربزه اضافی را بردارد ؛ اما ایشان متاسفانه ، به دلیل اینکه در این کشور گاهی بعد از چند سال ، بالاخره می توانند با زور و زحمت و قانون چند باره، یک نفر شاسته نخبه پخته را از داشتن چندین شغل همزمان محروم می کنند ، در عین ناباوری مجبور شد از دولت معجزه هزاره سوم ، خداحافظی کند و جایش را به برادر دیگری ؛ یعنی آقا اسفندیار ، بدهد و برود . این آقا الهام ، با آن سابقه چند شغله بودن معروف، طبیعی است عادت کرده باشد دیگرانی که شغل متعارف و معمول دارند (و دستهاشان از هندوانه هایی که احتمالا برای گذاشتن زیر بغل دیگران است ، پر نیست) را « بیکار» ببیند . دست خودش نیست ، عادت ثانویه است و می دانید که ترک عادت ثانویه، کمی تا قسمتی آدم را دچار سوء هاضمه می کند ، مخصوصا اگر طرف شایسته و نخبه و پخته باشد! احتمالا از همین رو بود که چند روز پیش ، همین آقا الهام ، نتوانست خود را کنترل کند و در حالی که خیلی با شایستگی و نخبگی و پختگی سخن می گفت ، ازعضویت افراد بیکار در مجمع تشخیص برای جلوگیری از مزاحمت آنان برای نظام سخن گفت ! واکنشهای بعد از این جریان را حتما شنیده اید. مثلا یکی دو نفر گفتند : اگر این جوری است پس چرا الهام عضو آن نیست و... .

همه این حرفها اما چیزی نبود که انگیزه ای شود که درباره آقا الهام و حرفش چیزی بنویسیم. نخیر ؛ ما را این قدر دست پایین حساب نکنید! در واقع نکته ای که خیلی در این باب مهم است و کمی تا قسمتی باعث نگرانی و سر در گمی شده و ما را هم به این نتیجه رساند که به آقا الهام و حرفش بپردازیم ، این است که شنبه گذشته ، بعد از دو سال ، محمود احمدی نژاد در جلسات مجمع تشخیص مصلحت شرکت کرد! با این وصف قبول کنید که آن حرف آقا الهام با معجزه هزاره سوم کمی تداخل پیدا می کند و ممکن است باعث بروز شایعاتی شود  .

از همین رو بود که امروز ما در این ستون محترم ، دست به قلم شدیم و این وظیفه خطیر را به عهده گرفتیم که با کمال اطمینان و از روی صحت عقل و سلامتی مزاج و آزادی اراده و قلم و بیان ، به اطلاع مردم فهیم کشورمان برسانیم که این اقدام احمدی نژاد هیچ ربطی به حرف آقا الهام نداشته و ندارد و نخواهد داشت . پس لطفا در این باره اصلا فکر ،نظریه پردازی و شوخی نکنید!

کمی تا قسمتی تکراری!

کمی تا قسمتی تکراری!

 

محمود احمدی نژاد ( 19 تیر 1385)  با ابراز تاسف از اين‌كه برخي‌ها براي بهره‌برداري سياسي، جناحي و گروهي از گران شدن تعدادي از كالاها و اعمال فشار بر مردم خوشحال شده و با بزرگ‌نمايي و جوسازي به آن دامن مي‌زنند، گفت: به دليل اشتباه يك فرد قيمت خريد شير از دامداران 30 تومان در هر ليتر افزايش پيدا كرد كه اين امر منجر به افزايش قيمت لبنيات شد و در پي آن جوسازي‌هاي گسترده به منظور دامن زدن به گراني‌ها صورت گرفت.

مرتضی تمدن ، استاندار تهران( 2 اردیبهشت 1391) پس از آنکه معاونش اعلام کرد یک شرکت شیر را 70 تومان گرانتر خریده است و لیدر گرانی شیر در کشور است ، گفت : در جلسه ای که میان دامداران و کارخانه ها بود تصمیم بر این شد که شیر به قیمت 630 تومان از سوی دامداران به کارخانه ها عرضه شود که دامداران تعهد دادند ولی امروز متوجه شدیم برخی دامداران بدون دلیل افزایش قیمت داشته اند.

نتایجی که از جمع این دو حرف با فاصله زمانی 6 سال می توان گرفت :

1- پس از شش سال همچنان شیر گران می شود و گران می شود ...در عوض همچنان دولت مقصر را معرفی می کند و کار دیگری نمی تواند بکند!

2- در طول شش سال دولت پیشرفتی نکرده ، فقط عامل گرانی شیر 40 تومان پیشرفت کرده است!

3- کارل مارکس گفته است : گویا تاریخ دو بار تکرار می شود ؛یک بار به شکل تراژدی و بار دیگر به شکل کمدی ! اما مارکس خیلی حرف بیخودی زده است ، تاریخ هر دو بار هم به شکل کمدی است!    

در وصف روزگار

در وصف روزگار

 

در روزگارما چرا، شور و شعف تکذیب شد؟

هم گریه ها آهسته شد ، هم سوت وکف تکذیب شد؟

ماندیم عمری بین صف ، هر چند صف تکذیب شد!

بردند مروارید را ، بعدش صدف تکذیب شد!

در دادن یارانه ها ، کلا هدف تکذیب شد!

در اوج عزت ناگهان، قول شرف تکذیب شد!

 

                           ***

آشی که پخت آن نازنین ، یا بی نمک یا شور بود!

راهی که می رفت عاقبت ، در کوره راهی دور بود!

سازی که می زد جمعشان ، بی پایه و ناجور بود

چون نیزه بود آوای نی ، سنتورشان ساطور بود!

پس تار و عود و دایره ، تنبورو دف تکذیب شد

در اوج عزت ناگهان، قول شرف تکذیب شد!

 

                          ***

باد آمد و رفت از میان ، نفت میان سفره ها

طوفان شد و بنزین همی رخ برکشید از سوی ما

آمد گرانی ، با ادب ، با مهربانی ، هر کجا!

بیچاره تر شد هر کسی ، از این همه بیچاره ها

اما تمام ماجرا ، با صد شعف تکذیب شد

در اوج عزت ناگهان، قول شرف تکذیب شد!

 

                         ***

یک روز افشا شد همی رفتار پر جورو جفا

یک روز بر پا شد همی از هر طرف صدها صدا

یک روز گفت اما کسی ، هنگام صلح است و صفا!

گفتند:  پایان یافته آن ماجرا ؛ اما... چرا

حرفی که می گفت آن طرف ، از این طرف تکذیب شد؟!

در اوج عزت ناگهان، قول شرف تکذیب شد!