می خواهند ماست از سر سفره های مردم ببرند!
می خواهند ماست از سر سفره های مردم ببرند!
این حکایت را احتمالا شنیده اید که بنده خدایی ، یک دکمه داشته و برای اینکه دکمه اش ، بدون استفاده نماند ، می رود سفارش می دهد یک دست کت و شلوار متناسب با آن دکمه برایش بدوزند! قدیمی ها بی جهت این جور حکایتها را درست نکرده بودند و احتمالا گوشه چشمی هم به روزگار ما داشتند ؛ یعنی بر اساس تجارب تاریخی شان ، می دانستند که هر چند وقت یکبار ، گشور گل و بلبل ما گرفتاری هایی پیدا می کند که در این جور حکایتها ذکری از آنها رفته است.
اگر خاطرتان باشد سال گذشته ، محمود احمدی نژاد اعلام کرد که به هر خانواده ایرانی ، هزار متر مربع زمین رایگان می دهدکه در آن باغ- ویلا بسازند . امابعد از اعلام این طرح ، بقیه فکر کردند دولت این همه زمین را از کجا می خواهد بیاورد ، و تنها نتیجه ای که گرفتند این بود که این طرح در کویر لوت امکان اجرا دارد! ولی آنجا یک مشکل کوچک داشت ؛ اینکه کویر آب ندارد که در آن باغ ساخته شود!
احتمالا ، حالا بعد از یک سال از آن ماجرا ، دولتمردان ، به فکرشان رسیده که آب دریای خزر را ببرند وسط کویر تا مشکل آن زمینها هم حل شود! یعنی دستور دوخت کت و شلوار صادر شده است!
حالا یک حکایت دیگر : بنده خدایی ، یک سطل ماست ( که این روزها هم قیمتش به شدت گران شده است ) برمی دارد و می رود لب دریا و شروع می کند ریختن ماست در دریا . دیگران که این وضعیت را می بینند ، اعتراض می کنند که مرد حسابی ، مگر آدم ماست سطلی 5 هزار تومان را میریزد در آب ؟! آن بنده خدا جواب می دهد : می خواهم آب دریا را دوغ کنم! مردم با تعجب می گویند : با یک سطل ماست که نمی شود؟! آن بنده خدا می گوید : می دانم! اما فکرش را بکنید ، اگربشود، چی می شود!