حافظه تاریخی

31 تیرماه 1387: روزهای شعارهای رویایی دولتمردان!

محمود احمدی نژاد:می توانیم به سرعت به اقتصاد اول جهان دسترسی پیدا کنیم

گروه سیاسی- محمدحسین روانبخش: مقایسه شعارهایی که دولتمردان در سالهای گذشته داشتند با شرایطی که امروز مردم به آن گرفتار شده اند و دولتمردان هم هیچ توضیحی برای آن ندارند ، می تواند بازگو کننده حقایقی باشد که جرات گفتن آنها در مجموعه دولت وجود ندارد.اگر امروز کاملا روشن است که دولت حتی نمی تواند موضوع ساده ای چون گرانی عجیب قیمت مرغ را سامان دهد ، چه رسد به اینکه اقتصاد بیمار کشور را از وضعیتی که در این سالها شکل گرفته نجات بخشد و عملا شعار دولت «نمی شود و نمی توانیم » است، در عوض 4 سال پیش ، در 31 تیرماه 1387 محمود احمدی نژاد در جمع شماري از فعالان اقتصادي و نمايندگان اتاق هاي بازرگاني و صنف هاي گوناگون تجاري و صنعتي با تاکيد براينکه کلمات «نمي شود» و «نمي توان» در مقابل اراده و همت بلند مردم ايران اسلامي مفهومي ندارد، گفت: مي توانيم به سرعت و در زمان کوتاه تري به اقتصاد اول جهان دسترسي پيدا کنيم.
احمدي نژاد با بيان اينکه دولت به شرايط و تحولات دنيا و داخل کشور در عرصه هاي گوناگون اشراف کامل دارد، خاطر نشان کرد: به خاطر برخي نارسايي هايي که در عرصه اقتصادي گريبانگير کشور است، اقشاري که به طور واقعي براي کشور زحمات بسياري متحمل مي شوند همواره با مشکلاتي مواجه هستند و آنهايي که زحمت چنداني نمي کشند به راحتي از امکانات و تسهيلات ويژه برخوردار مي شوند. همچنين پيچ و خم هاي اداري سنگيني در برابر توليد و تجارت کشور وجود دارد که دولت درصدد است نارسايي هاي موجود را از پيش پاي مردم بردارد.
وی تاکيد کرد: اقشار و صنوفي که فشارهاي سياسي، بانکي، اقتصادي و هياهوها و تهديدات را تحمل مي کنند و با تلاش روز افزون باعث مي شوند آثار اين گونه فشارها در جامعه محسوس نباشد، يقينا در شرايط مناسب و آرام اقتصادي مي توانند اقتصاد کشور را به رتبه اول جهان برسانند.
احمدي نژاد اجرايي نشدن طرح هاي بنيادين اقتصادي در دوره هاي گذشته را داراي علل سياسي و اجرايي دانست و گفت: عده اي تصور مي کردند اجراي برخي تحولات موجب آشوب و بحران اجتماعي خواهد شد و از اين رو از ترس تبعات احتمالي آن وارد اجراي آن نمي شدند. علت دوم هم از وسواس بيش از حد کارشناسي بوده است. در عين حال تاکنون چارچوب و بسته اي مانند طرح تحول اقتصادي تدوين و ارايه نشده است.
وي مجموعه طرح تحول اقتصادي را يک بسته به هم پيوسته و منسجم دانست و تصريح کرد: در اين طرح 7 محور کليدي با استدلال و پس از دو سال و نيم  بحث و بررسي کارشناسي در کنار هم قرار گرفته است که بايد با هم به اجرا در آيد. ضمن اينکه پس از اجراي اين طرح مي توان بسته ها و مجموعه هاي ديگري نيز براي رفع برخي مشکلات طراحي و تدوين کرد.
احمدی نژادبا تاکيد بر اينکه در اجراي هر تغيير و تحول سياسي، اقتصادي و فرهنگي، دولت و مردم در کنار و پشتيبان هم هستند، اظهار داشت: بدون هماهنگي و همراهي يکديگر نمي توان در هيچ اقدامي به موفقيت دست يافت و ما معتقد به يک دولت کوچک کارآمد هستيم و به همين دليل مسير واقعي واگذاري شرکت ها و موسسات اقتصادي به مردم چند 10 برابر پيشين شده است.
 احمدي نژاد با ابراز خرسندي از اينکه هيچ کدام از فعالان اقتصادي در ضرورت کليات طرح تحول بزرگ اقتصادي ترديدي نداشتند، اختلاف نظر در تفسيرها و برخي نگراني ها در نحوه اجرا را امري طبيعي دانست و گفت: کارگروه ها و کميته هاي مختلفي در حال بررسي و تکميل اين طرح هستند و از حضور فعالان اقتصادي در اين کارگروه ها استقبال مي کنيم و اگر دست به دست هم بدهيم، تبعاتي که ممکن است وجود داشته باشد به حداقل خواهد رسيد.
وي در ادامه با اشاره به استعدادها و توان بالاي ملت ايران، تصريح کرد: اين استعداد در ايران اسلامي هست که اگر مسيري را کشورها و ملت هاي ديگر در 30 سال طي مي کنند، ملت ايران آن را در 10 سال به سرانجام برساند. ايرانيان مردمي در هم تنيده و منسجم هستند که به فکر عزت و سربلندي کشور شان مي باشند.
احمدي نژاد خاطر نشان کرد: احساسي که در مجموعه دولت نسبت به کشور و مردم وجود دارد، احساس خدمتگزاري است و به آن افتخار مي کند و بايد دست به دست هم دهيم و ايران عزيز را به قله هاي شکوفايي برسانيم.

این سخنان در آن روزها به مناسبت اجرای فاز اول هدفمندی بیان شده بود ولی امروز در چهارمین سالگرد آن دولت اعلام کرده که برنامه ای برای اجرای فاز دوم ندارد و رئیس مجلس هم به صراحت گفته که منشای گرانی های اخیر اجرای نادرست هدفمندی یارانه ها است  .شعارهای احمدی نژاد هم به ناچار،کمی تعدیل شده ، به طوری که وی دیروز گفت:تا سال 1392 اقتصاد پانزدهم دنیا خواهیم شد! سالهای آینده حتما این سخن تازه را نقل می کنند و درباره آن قضاوت خواهند کرد.

 

مرغ ، چاقو کشی و جیب بری ، بدون آخ!

مرغ ، چاقو کشی و جیب بری ، بدون آخ!

داستانهای «مرغی» در کشور تمام شدنی نیست و ما همچنان در این ستون از مدیریت جهانی مسئولان محترم که این روزها در بخش مرغ به شکوفایی رسیده ، سخن می گوییم ! اولین خبر اینکه با تلاش و کوشش مسئولان خیلی محترم ، اگر از این به بعد برای خرید مرغ رفتید و نصف روز در صف ایستادید توقع نداشته باشید که مثل قبل 3 عدد مرغ بگیرید ؛ نخیر! از دیروز به هر نفر که عمر شریفش را در صف مرغ بگذراند فقط 2 عدد مرغ داده می شود تا مردم بیش از پیش با زحمات مسئولان آشنا شوند و از سوی دیگر دنیا هم با توانایی های مسئولان خیلی محترم ما ، بیشترتر آشنا شده تا زودتر مدیریت جهان را دو دستی تقدیم آنها کند!

خبر بعدی اینکه کم کم دارد برکات صفهای مرغ بیشتر آشکار می شود: فرمانده انتظامي شهرستان همدان از دستگيري جيب‌بري كه از افراد منتظر در صف خريد مرغ سرقت مي‌كرد، خبر داد. به گزارش ايسنا ، وی با اعلام اين خبر افزود: چند زن با مراجعه به عوامل گشت كلانتري 13 استان همدان با اعلام اينكه خانمي ميانسال اقدام به سرقت وجه نقد از كيف آنها، در صف مرغ كرده خواستار پیگیری سريع موضوع شدند. ماموران پليس با حضور در محل سرقت و با استفاده از راهنمايي‌ شاكيان سارق را شناسايي و دستگير كردند. کارشناسان می گویند: وقتی بعضی ها با دیدن مرغ خوردن در فیلمها چاقو کشی می کنند ، بعضی های دیگر در صف مرغ باید جیب بری کنند تا رابطه مرغ و بزهکاری خدای ناکرده قطع نشود!

اما اگر مرغ خوردن یا مرغ خریدن با بزهکاری رابطه تنگاتنگ دارد، در عوض رویم به دیوار ، گلاب به روی همه هموطنان ، از نظر بعضی مسئولان خیلی محترم ،گرانی مرغ مثل سایر مشکلات کشور با دشمنان رابطه دارد و به هیچ وجه ربطی به مدیریت این مسئولان ندارد! برادر م.ر (محمد رضا رحیمی سابق!) معاون اول احمدی نژاد، گرانی مرغ را القاء دشمنان ذکر کرد و گفت: وقتی حواله ای دیر جابجا می شود، پول پرستان هجوم می آورند و قیمت ها را بالا می برند. باید کاری کنیم که حسرت آخ شنیدن بر دل دشمنان ایران اسلامی بماند.

نتیجه اینکه احتمالا قیمت مرغ به بالای 10 هزار تومان خواهد رسید ولی مردم حق ندارند حتی اعتراضی در حد آخ گفتن داشته باشند! آفرین به این شیوه مدیریت و کشور داری با استفاده ابزاری از دشمن!

حافظه تاریخی

28تیرماه 1386و 1389: روزهایی که احمدی نژاد سخنهای زیادی برای گفتن داشت!

آنقدر تحريم کنيد که زيرپايتان علف سبز شود

گروه سیاسی – محمدحسین روانبخش: این روزها اگر چه محمود احمدی نژاد کمتر سفر می رود و کمتر بین مردم می رودو کمترحرف می زند و به مسائل اقتصادی داخلی مثل گرانی های روزافزون و به مسائل بین المللی مثل انقلاب مردمی کشورهای عربی و پرونده هسته ای کاری ندارد، اما این وضعیتی جدید است و گرنه در سالهای 1384 تا 1389 محمود احمدی نژاد دائم به سفرهای استانی یا خارجی می رفت و اظهار نظرهای جورواجور می کرد و صدا و سیما هم همه این حرفها را با تمام قدرت پخش می کرد! یاد باد آن روزگاران یاد باد!

در28 تیرماه سالهای 1386 و 1389در دو سفر متفاوت ، حرفهایی زده بود که امروز به بازخوانی آن می پردازیم: درسال احمدي نژاد به سوريه رفته بود ،پس از مذاکرات مشترک هيات هاي عالي رتبه جمهوري اسلامي ايران و سوريه در نشستي خبري گفت: همکاري ها و روابط تهران - دمشق به نفع ملت هاي منطقه است و هر دو کشور به عنوان جبهه متحد مقابل دشمنان منطقه ايستاده اند.
رييس جمهوري اسلامي ايران ضمن تبريک آغاز دومين دوره رياست جمهوري بشار اسد، راي مردم سوريه به آقاي اسد را راي به استقامت وعزت دانست و تاکيد کرد: روابط ايران و سوريه بسيار دوستانه ، عميق و پايدار است و هر دو کشور علاقه مند به گسترش روابط با همه کشورهاي منطقه براساس احترام متقابل هستند.
در این روز در سال 1389 محمود احمدي نژاد در قزوين دعواي غربي ها با ايران را سر مسائل ديگري عنوان کرد و گفت: روح جمعي ملت ايران بيدار شده و شما را از همه عرصه هاي سلطه اخراج خواهد کرد. شما خيال کرديد با صدور قطعنامه و تحريم،ملت ايران دست خود را جلوي شما دراز خواهد کرد هرچند شما نمي فهميد و گوش هايتان ديگر به خاطر رذالت هايي که انجام داده ايد هرجايي که شما بر ما ببنديد، دانشمندان ايراني راه آن را پيدا کرده و بهتر از آن را به دست متخصصان داخلي خواهند ساخت. احمدي نژاد ملت ايران را در حال حاضر يک ملت متحد دانست و اظهار داشت: آنها به دنبال اين هستند که القا کنند ميان ملت ايران شکاف وجود دارد،خدا را شکر که دشمنان ما از احمق ها هستند. شما نمي فهميد که ملت ايران و 75 ميليون يک تن واحد بوده و شايد مانند اعضاي خانواده با يکديگر اختلاف سليقه داشته باشند، اما در برابر شما متحد خواهند ايستاد. وي به شجاعت ملت ايران در طول تاريخ اشاره کرد و گفت: آنقدر ملت ايران در شجاعت برجسته بود که در برابر لشکرهاي چند هزارنفري ايستادگي و بر آنها پيروز مي شد. ملت ايران همان ملت ايران است که امروز بيدار شده و اهل جنگ و تهاجم نيست و در تاريخ هم وجود ندارد که فرهنگ ايراني به وسيله تجاوز به ساير کشورها گسترش يافته باشد. رئيس جمهور به گردهمايي قدرت هاي اقتصادي و تحريم عليه ايران اشاره کرد و گفت: آنقدر تحريم کنيد که زيرپايتان علف سبز شود، روزي که ما بتوانيم نيازهاي خودمان را رفع کنيم روز جشن ملت ايران است. وی با بيان اينکه از تحريم استقبال نمي کنيم،خاطرنشان کرد: زماني که عدالت و حرف حساب سرتان نمي شود و فکر مي کنيد با مسدود کردن حساب هاي بانکي و يا گشتن چند کشتي ما کليد کشور را به دست شما مي دهيم و بگوئيم تسليم هستيم در اشتباه به سر مي بريد، شما آرزوي اينکه ملت ايران را به اندازه سر سوزن به عقب برانيد را به گور خواهيد برد. وي ادامه داد:مي گويند بياييد گفت وگو کنيم، اما پيش شرط گفت وگو را قطعنامه مي دانند،اين گفت وگو ادبيات گاوچراني است که در ايران جايي ندارد.ملت ايران حوصله بسيار دارد و شما نمايش خود را انجام دهيد تا ببينيم چه مي گوييد و چه مي خواهيد.  احمدي نژاد با تاکيد بر اينکه ملت ايران به مسائل و خواسته هاي پست تن در نمي دهند، اظهار داشت: اگر نصيحت هاي ما را بپذيريد به نفعتان خواهد بود در غير اين صورت پاسخ ما روشن است.
وي با بيان اينکه باور ما اين است که ويژگي هاي روح جمعي ملت ايران همواره برجسته و افتخارآفرين است يکي از ويژگي هاي روح جمعي ملت ايران را يگانه پرستي عنوان کرد و گفت: شايد تنها و يا از محدود ملت هايي هستيم که هيچگاه شرک و بت پرستي بر روح جمعي ما غلبه نکرد و هيچ نشانه اي در انحراف روح جمعي از يگانه پرستي وجود ندارد و ما همواره يک ملت مذهبي و معتقد بوده ايم. رئيس جمهور کمال جويي را از ديگر ويژگي هاي روح ملت و روح جمعي ملت ايران دانست و خاطرنشان کرد: همواره ملت ايران در همه عرصه ها بالاترين نمره و نقطه را طلب کرده است و هر ارزشي را که مبنا قرار دهيم مشاهده مي کنيم که ملت ايران بالاترين درجه آن را مطالبه کرده و همواره به دنبال برتر بودن بوده نه مسلط تر.  وي ادامه داد: از ديگر ويژگي هاي روح جمعي ملت ايران حق طلبي بوده و جزو معدود ملت هايي هستيم که تعصب قومي، طايفه اي و ملي نداشته ايم و اگر هم بوده بسيار ضعيف است. احمدي نژاد با تاکيد بر اينکه ملت ايران هيچگاه مقابل حرف حق مقابله و ايستادگي نکرده است، خاطرنشان کرد: زماني که ملت ايران اسلام را پذيرفت به لحاظ اقتصادي، اجتماعي، تمدن و فرهنگ بسيار پيشرفته تر از دعوت کنندگان به اسلام بود. احمدي نژاد به ويژگي عشق و علاقه و علم اندوزي ملت ايران اشاره کرد و اظهار داشت: وقتي تاريخ را مطالعه مي کنيم مشاهده مي کنيم که هرگاه روح جمعي ملت ايران بيدار شده و حرکت کرده است توانسته ايم قله هاي مرتفع را فتح و تمدن هاي بزرگي را پايه گذاري کنيم.
رئيس جمهور تصريح کرد: باورم اين است که استعمار ويژگي روح جمعي ملت ايران را شناخت و براي جلوگيري از آن يک برنامه فرهنگي ويژه اجرا کرد بيش از 150 سال استعمارگران بي فرهنگ که صدها سال در برابر عظمت فرهنگي و تمدني ايران تسليم شده بودند توانستند بر ما مسلط شوند و ما که صدها سال پرچم دار علم، تاريخ و فرهنگ بوديم ولي براي ابتدايي ترين نيازهاي خود محتاج بدترين افراد شديم.

 

استکبار ستیزی به روش بعضی ها

استکبار ستیزی به روش بعضی ها

وقتی قرار است هیچ مشکلی در کشور به هیچ مسئولی ارتباط نداشته باشد ، ارزش و اعتبار استکبار جهانی مشخص می شود ! طلا گران می شود مقصر استکبار جهانی است، در شیر خوراکی وایتکس می ریزند ، دست استکبار جهانی در کار است، در تصفیه خانه آب ،جنازه کشف می شود، پای استکبار در میان است ، مرغ کیلویی 8 هزار تومان می شود ،استکبار توطئه کرده است ، اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی می شود و در دادگاه اسم بعضی عزیزان مطرح می شود ، استکبار توطئه کرده است. اگر این نعمت استکبار نبود، معلوم نبود بعضی ها تقصیرها را گردن کی می انداختند؟!تازه اسم این کار را هم می گزارند استکبار ستیزی!

دیروز در راستای این استکبار ستیزی ، معاون محمود احمدی نژاد و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، درباره خشکسالی های جنوب کشور  به شدت تصریح کرد: بنده به خشکسالی های نیمه جنوبی کشور مشکوکم، استعمار و استکبار جهانی با تکنولوژی در شرایط اقلیمی ایران تاثیر می گذارند. سازمان هواشناسی ریشه این مفسده را باید کشف کند چون این میزان خشکسالی در کشور طبیعی به نظر نمی رسد. موضوع خشکسالی، موضوع حادی است و جنگ نرم در این بخش مشهود است.

آفرین ! آفرین ! واقعا استکبار اگر سالها زور می زد نمی توانست این قدر درباره قدرت خود تبلیغ کند که یک مسئول استکبار ستیز ایرانی ،این طور با قدرت و صلابت  انجام می دهد! قبلا قرار نبود که استکبار این همه قدرت داشته باشد که همه سوء مدیریتها و مشکلات ریز و درشت کشور ما را بر عهده بگیرد ؛ اما حالا استکبار ستیزی بعضی ها کار را به ادعاهایی درباره قدرت استکبار  رسانده که حتی خود استکبار هم باور نمی کند که این همه قدرت داشته باشد و مسلما امروز به خود می بالد که این قدر در چشم بعضی ها قدرت دارد که هر بلایی را به او نسبت می دهند و خیال می کنند کاری نیست که نتواند بکند؛ اما خوش به حال بعضی مسئولان خیلی محترم خودمان! ، اصلا متوجه نیستند که مشکوک شدنشان از کجا نشات می گیرد و به نتایج عجیبی می رسد، فقط فکر این هستند که به همه بقبولانند که انها اصلا کاره ای نیستند!

حافظه تاریخی

27 تیرماه 1367:سخنان شهید احمد کاظمی بعد از پذیرش قطعنامه

بايد به وصيتنامه ها بيشتر رجوع کنيم

گروه سیاسی – محمدحسین روانبخش :درباره پایان جنگ ایران و عراق هنوز سوالاتی مطرح است و همین سوالات بهانه به دست بعضی ها داده تا کسانی را که در آن مقطع جز مسئولان مورد اعتماد امام خمینی بودند را تخطئه کنند . طی سالهای گذشته علی اکبر هاشمی و محسن رضایی تا حدی درباره حوادث سیاسی آن ایام توضیحاتی دادند و همچنین سال گذشته سخنانی از سردار شهید احمد کاظمی در این باره منتشر شد که بخش دیگری از واقعیت را در خود دارد .بازخوانی این سخنان می تواند تا اندازه ای درستی یا نادرستی ادعای بعضی افراد درباره جنگ را نشان دهد ، افرادی که حتی یک روز هم سابقه جبهه ندارند اما تا دلتان بخواهد ادعا دارند!

متن سخنان شهید کاظمی را بخوانید: تعداد نيروهاي ما هم در سال 66 خيلي کم بود، ما در عمليات حلبچه که با آن وسعت و با آن عظمت حمله کرديم و به منطقه رفتيم بيشتر از شصت - هفتاد گردان نداشتيم، يعني يک پنجم گردان هاي فعلي. مجبور هم بوديم که به آنجا برويم و عمليات کنيم، وضعيت ما خيلي نامناسب بود، مجبور بوديم يک عمليات وسيع کنيم، در مرز گشتيم تا يک جاي مناسب را براي عمليات پيدا کنيم که هم به درد نيروي خودمان بخورد يعني بتوانيم با اين نيرو عمليات را انجام بدهيم و هم موفقيت داشته باشيم که سرانجام آن منطقه را پيدا کرديم. اين براي ما بايد روشن شود، ارتش عراق اين کار را در عرض چهار يا شش ماه نکرد، بلکه اين را در عرض چهار پنج سال برنامه ريزي کرد و در عرض چهار تا پنج ماه اقدام نمود که تا اين حد به نتيجه رسيد. ما بعد از جريان فاو، اين وضعيت را از عراق ديديم با اين حجم نيرويي که در فاو وارد کرد. مي دانيد که مثلا اگر ما در جبهه فاو يک نفر در خط داشتيم، دست کم سي نفر ما دست کم چهل نفر حمله مي کردند و همين طور که پيش مي رفتيم، چون يک تحرکي هم در ارتش عراق به وجود آمده بود.
ديگر نيروهاي جيش الشعبي، تيپ هاي سه رقمي، ژاندارمري و شورته ها پشت اين حرکت هاي خودشان مي گذاشتند و مي خواستند اينها را هم مانوري کنند، مي گفتند که اين گارد خط را مي شکند، شما پشت سرش عمليات را ادامه بدهيد و نيروي خيلي وسيعي در عمليات هاي خودشان پشت سر هم وارد مي کردند. بعد از اينکه جمهوري اسلامي قطعنامه 598 را قبول کرد، وقتي اينها ديدند که ما قطعنامه را قبول کرده ايم و در وضعيتي هستيم که اکثر جبهه هايمان سقوط کرده اند يا خودمان آنها را تخليه کرده ايم، دستور هجوم سراسري دادند. مثلا ما جبهه حلبچه، ماووت، سليمانيه و حاج عمران را به اختيار خودمان تخليه کرده بوديم، حتي همين منطقه عمليات رمضان را به اختيار خودمان تخليه کرده بوديم، اينها که چنين وضعيتي را ديدند، به همه ارتش ها و تيپ هايي که در سرتاسر مرز داشتند دستور هجوم سراسري دادند، که ظاهرا از پذيرش قطعنامه سه چهار روز گذشته بود که اينها شروع به حمله کردند و در جنوب، سپاه سوم يک حمله گسترده اي را شروع کرد.
در غرب حمله بزرگي شد که ارتش عراق تقريبا تا سر پل ذهاب آمد. در ضمن از منافقين هم استفاده کردند و اين طرح را داشتند که به تهران بيايند. به خيال اينکه ما سلاح هايمان را از دست داده ايم و نيروهايمان هم روحيه خودشان را از دست داده اند و توان نداريم ولي خداوند کمک کرد و قبل از اينکه در غرب، آن اتفاقات به آن شکل بيفتد، دشمن در جنوب با آن تهاجم گسترده اي که کرده بود، شکست خورد. من خودم به يقين رسيدم، روز اول که عراقي ها حمله کردند، با حجم نيرويي که از عراقي ها مي ديدم، تصور نمي کردم که قصد اينها خرمشهر باشد، به حسينيه سر زدم يک افسري را به اسارت گرفته بودند، با او صحبت کردم و پرسيدم که هدف شما چيست؟ گفت که «يک گردان ما ديروز منهدم شده، امروز چند تيپ ديگر به ما اضافه شده و در نهايت قصد ما تصرف خرمشهر است» که الحمدالله رزمندگان اسلام محکم ايستاده اند و دشمن شکست خيلي خوبي خورد و تعداد زيادي تانک و نفربرش را از دست داد و به مرز خودش عقب نشيني کرد و اين نقطه جديدي شد چون اينها مي خواستند سه چهار روز ببينند که چه کار بايد کنند، بايستي دنبال قطعنامه و آتش بس بروند يا اينکه در اين وضعيت مناسب، يک جاپايي، يک سر پلي، يک خرمشهري، يک آباداني، يک منطقه استراتژي مهمي از ما بگيرند و بگويند که ما سه چهار شرط هم داريم، اگر شما ديگر حال جنگيدن نداريد و مي خواهيد صلح کنيد و به نتيجه رسيده ايد که قطعنامه 598 به اجرا در بيايد، ما به چند امتياز هم نياز داريم که بايد به ما بدهيد. ولي الحمدالله خداوند کمک کرد و در آن وضعيت، رزمندگان اسلام به پيروزي رسيدند.
الان وضعيت نامعلومي در جبهه خودمان داريم، صحبت، حرف و مسائل زياد است. انقلاب اسلامي تصميمي گرفته است و چون امر ولايت است ما مطيع آن هستيم، اگر به ما امر کنند که نجنگيد، نمي جنگيم، اگر امر کنند که در جبهه بمانيد، مي مانيم و اگر امر کنند که سر قله بايستيد يا در آفتاب تا ظهر بمانيد، مي مانيم. هر چه امام بفرمايند، انجام مي دهيم. الان ما بايد خيلي حواسمان را جمع کنيم که در اطاعت از اماممان يک وقت خداي نکرده سستي و کوتاهي نکنيم. خط مشي انقلاب که روشن شده، امام در صحبت هاي صريح فرموده اند که پذيرش قطعنامه 598 براي ما يک تاکتيک نيست که دنيا و دشمنان بنشينند و بگويند که اينها يک تاکتيک است، مي خواهند سازمان خودشان را تجهيز کنند، اسلحه بخرند و دوباره حمله کنند. ما فقط مي خواهيم قطعنامه 598 به اجرا در بيايد و آتش بس بشود...
اين روزها من با بعضي از برادرها مواجه شده ام که مي گويند ديگر صلح شد ما مي رويم، خداحافظ. اين خيلي اشتباه است.
برادرها. ما امروز بايد محکم در جبهه هايمان بمانيم، ببينيد الان چه قدر دارند مساله آتش بس را کش مي دهند. مگر يکي از شرايط اين نبود که با سرعت آتش بس اجرا بشود؟ يک روز مي گويند سه روز ديگر، يک روز مي گويند دو هفته ديگر.
هنوز افرادي با سن چهارده سال به جبهه نيامده اند يا اگر آمده اند اندک شمار هستند، سن هاي دوازده سال به بعد در انتظار هستند، ما نمي توانيم اين چارچوب هايي را که از خط شهادت گرفته ايم رها کنيم، ما نمي توانيم اين تعريف هايي را که از شهداي مان به دست آورده ايم و در شب هاي عمليات برايمان تعريف کرده اند از ياد ببريم، ما بايد پرچمدار شهيدان باشيم، ما بايد فرياد آنها را به نسل هاي بعدي برسانيم، ما بايد تعريف کنيم که فرمانده گردانمان و آن همرزم مان يا آن آرپيجي زن وقتي داشت آرپيجي را شليک مي کرد و همان لحظه شهيد شد چه پيغامي به ما داد. بايد به وصيتنامه ها بيشتر رجوع کنيم، سراغ وصيتنامه ها برويم و ارزش بيشتري براي آن قائل بشويم. اينها ارزش هايي است که ما در انقلاب و در نبردمان به دست آورده ايم و بايد اينها را براي نگهداري خودمان و سازندگي نسل بعد حفظ کنيم. انشاالله بايد به اين خط و به اين روش طبق رضايت خداوند ادامه بدهيم تا بتوانيم يک ارتش خيلي عظيمي براي آقا امام زمان (عج) تشکيل بدهيم.
مطلبي که ما قبلا هم در ديدارهايي که با برادرها داشته ايم حالا يا در صحبت هاي عمومي يا خصوصي گفته ايم و باز هم سفارش مي کنيم اين است که ما به وجود افراد لايق در هر زمينه که مي توانند کار و کمک کنند نياز داريم. وظيفه فردي ما اين است که خدمت برادران عرض کنيم و وظيفه بقيه افراد هم هست که بيايند کمک کنند. انشاالله ما بايد از اين سلاح هايي که در دست داريم، استفاده کنيم. افرادي را براي فرماندهي تربيت کنيم و از اين امکاناتي که داريم براي فرماندهي در کارهاي پياده بهره ببريم. خيلي خوب است که از اين وسايل استفاده بشود، ما آمادگي آن را هم داريم، ولي به شرايط خاص نياز دارد. کسي که مي خواهد آموزش تانک را ببيند بايد زماندار بيايد، اگر شما بها بدهيد هم براي خودتان و هم براي آينده خوب است.

 

 

بی منطق الطیر !

بی منطق الطیر !

آنقدر در این ستون از مرغ و پرواز افسانه ای قیمتش نوشته ایم که می توان اسم این ستون را «منطق الطیر » گذاشت چون به نظر می رسد داستان مرغ در روزگار ما از داستان رمزی مرغهای شیخ فرید الدین عطار نیشابوری هم شنیدنی تر و خواندنی تر و البته عبرت آموز تر است! اگر سی مرغ عطار آخرش عاقبت به خیر می شوند و به یک نتیجه عرفانی می رسند، ما بعداز هفت سال شنیدن داستانهای دولتی که قرار بود پول نفت را تقسیم کند ، به همان چیزی رسیده ایم که از اول می دانستیم : دو صد گفته چون نیم کردار نیست .برای همین هم می توان این شعر معروف را تکرار کرد که «هفت شهر عشق را عطار گشت ، ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم » . معنی تحت اللفظی این شعر یعنی مرغهای عطار بعد از مدتی به یک نتیجه معقول رسیدند ولی مردم همیشه در صحنه کشور ما به دلیل اینکه باید ساعتها در صف مرغ بایستند تا سه مرغ بگیرند ، فرصت اندیشیدن درباره وضعیتشان را ندارند!پس بهترتر است که اسم وضعیتمان را بگذاریم «بی منطق الطیر» ، چون این وضعیت عجیب در مملکت گل و بلبل ما از هیچ منطقی تبعیت نمی کند و همین است که هست!

حالا با این مقدمه طولانی ، برویم سراغ اخبار مرغی : اولین خبر و تامل برانگیزترین خبر ، سخن فرمانده نیروی انتظامی است که در راستای توصیه های ایمنی (که باید جدی گرفته شود) گفته اند « در فیلمها خوردن مرغ را نشان می دهند در صورتی که فردی شاید نتواند آن را بخرد. فیلمها امروز ویترین جامعه هستند و برخی افراد با دیدن این فاصله طبقاتی می گویند که خودمان چاقو دست می گیریم و حقمان را از این پولدارها خواهیم گرفت» . به عبارت دیگر حالا که نمی توان مرغ را ارزان کرد ، نشانش هم نباید داد که همه چیز معمولی تصور شود! گویی اصلا آفریده ای به نام مرغ وجود نداشته و ندارد!به عبارت دیگرتر، اگر نمی توان مساله ای را حل کرد ، صورت مساله را پاک کنید و بروید راحت و آسوده بخوابید!

خبر دیگر اینکه مدیر عامل خانه مطبوعات یکی از استانهای شمالی کشور با سربلندی گفت: دارندگان کارت خبرنگاری خانه مطبوعات آن استان می‌توانند با ارائه کارت شناسایی ،5 کیلومرغ با قیمت مصوب هر کیلو 4 هزار و 700 تومان دریافت کنند! به این ترتیب می توان مطمئن بود که خبرنگاران فعلا با چاقو به پولدارهای آن استان حمله نخواهند کرد. دست مسئولان محترم درد نکند!

خبر بعدی هم اینکه : در برخی از مراکز میادین میوه و تره بار در پایتخت فروشندگان در قبال دریافت کارت ملی گوشت مرغ با قیمت دولتی را در اختیار مصرف کنندگان قرار می‌دهند. پس داشتن کارت ملی هم یکی از عوامل اصلی کاهش چاقو کشی است. واقعا آفرین به مسئولان که این طور با درایت از کارت ملی استفاده می کنند و امنیت کشور را حفظ می کنند ؛ اما به این ترتیب میزان چاقو کشی اتباع خارجی زیاد خواهد شد. لطفا فکری هم برای انها بکنید!

 

 

نمی شود و نمی توانند اما...

نمی شود و نمی توانند اما...

مسئولان خیلی محترم، خیلی دلشان می خواهد که قیمت مرغ را کاهش دهند ولی نمی دانند که چطور باید چنین کاری کرد؟ آیا باید مرغها را تهدید کرد؟ آیا باید تخم مرغها را تشویق کرد؟ آیا باید خروسها را تقویت کرد؟...واقعا چه باید کرد؟! این روزها در حالی مسئولان هر روز بیشترتر از دیروز ،بدون هیچ خجالتی وعده ارزانی را در مقابل گرانی مطرح می‌کنند که وضعیت قیمتها دربازار لجام‌گسیخته شده و قیمت مرغ بار دیگر رکورد شکسته و در تهران قیمت آن از مرز 7000 تومان گذشته است . رویم به دیوار ، گلاب به روی ماه همه شهروندان،واقعیت این است که «نمی شود و نمی توانند»؛ اما مگر می توان بعد از هفت سال شعارهای دهان پر کن و گوش نواز ، اعتراف کرد که اقتصاد علم است و نه یک نوع بازی! برای همین هم گویا عزیزان زحمتکش ، بی خیال اقتصاد شده اند و سعی دارند شتر گرانی را که در خانه همه مردم خوابیده و بیدار هم نمی شود ، ندیده بگیرند. شتر دیدی، ندیدی! و برای اینکه حواس بقیه را هم از موجودی به این بزرگی پرت کنند ، همگی با هم تصمیم گرفته اند در حوزه های دیگری که در آنها هم هیچ سررشته ای ندارند ، به حرف زدن و نظریه پردازیها بپردازند؛ بالاخره از بیکاری و دست روی دست گذاشتن که بهتر است!

در این راستا در یکی دو هفته اخیر ، حرفهای این برادران زحمتکش درباره ادیان الهی زیاد شده است! محمود احمدی نژاد ، در اجلاس زنان و بیداری اسلامی گفته که خداوند دینی به نام مسیحیت یا یهودیت نفرستاده است. پیش از او برادر متعهد م.ر ( محمدرضا رحیمی سابق) سخنانی در باب تلمود ، کتاب مقدس کلیمیان، گفته و قاچاق مواد مخدر در جهان را ناشی از آموزه های دینی یهود دانسته بود و البته بیشتر و پیشتر از اینها ، دوست گرانقدر و نظریه پرداز مکتبی ا.ر .س ( یا همان هزیز مفقود الاثر و موجود التاثیر، اسفندیار رحیم مشایی ) پس از آنکه سخنان رنگارنگی درباره مدیریت حضرت نوح و ... گفته بود ، بار دیگر در هفته گذشته شور سخنرانی اش گل کرده و صحبتهایی کرده بود که برادران روزنامه ایران خود را موظف به انعکاس دادن آن در صفحه اول این روزنامه دیده بودند ! اما این حرفهای خارج از دستور ، فقط  کمی تا قسمتی حواس افکار عمومی خارج از کشور را به خود جلب کرده و موجی از محکومیت های جهانی را به دنبال داشت و متاسفانه در داخل همچنان مردم متوجه گرانی ها هستند ومثلا آنقدر که درباره گرانی مرغ صحبت می کنند ، یک هزارم آن هم درباره سخنان مشعشع مزبور حرف نمی زنند !

حالا با این اوضاع و احوال برای مسئولان خیلی زحمتکش چه راه دیگری باقی مانده تا حواس مردم را یک سال دیگر ، فقط یک سال دیگر از « نمی شود و نمی توانند» پرت کنند و دولت را به دیگری واگذار کنند و از همه عالم و آدم هم طلبکار شوند؟! سوال سختی است  ولی  نگران نباشید، حتما مسئولان زحمتکش برای آن جوابی عملی پیدا خواهند کرد. فقط انچه مسلم است این است که گرانی به امان خدا رها شده وهیچ انتظاری از کسی نباید داشت ، حتی انتظار اعتراف به ناتوانی هفت ساله!

 

آفرین به مردم ایران زمین

آفرین به مردم ایران زمین

آفرین به مردم ایران زمین ! واقعا این که گفته می شود چنین مردمی در هیچ جای دنیا پیدا نمی شود حرف دقیق و عمیقی است . مردم ما همیشه نشان داده اند که در شرافت ، عزت ، صلابت ، نجابت و... در تمام دنیا بی همتا هستند. برای درک بهتر این موضوع ، کافی است فقط به داستان نرخ مرغ توجه کنید تا گلاب به رویتان ، عمق واقعه را درک کنید: یک ماه پیش مردم نجیب و شریف می توانستند مرغ را به قیمت هر کیلو کمتر از 4 هزار تومان خریداری کنند اما از آنجایی که مسئولان زحمتکش ، به کار خود همچنان ادامه داده و مردم را هر روز بیشتر از دیروز شرمنده زحمات خویش می کنند ، مرغ 80 درصد ناقابل گران شد ! اما مسئولان از پا ننشستند و به ارائه خدمات به مردم همچنان ادامه دادند و به این ترتیب هر چه اعلام شد که مرغ ارزان می شود ، خبری نشد که نشد ! مردم نجیب و شریف هم به خرید مرغ 7 هزار تومانی پرداختند و در مقابل اعتراض برخی عاملان دشمن که از قیمت جدید مرغ اظهار شگفتی می کردند ، این دلیل قانع کننده را می آوردند که « همه چیز گران شده است» !

خوب ، دولت هم به پاس این همه عزت و صلابت این مردم نجیب و شریف، برای قدردانی از آنها تصمیم گرفت پاداش آنها را بدهد و در این راستا شروع کرده به توزیع مرغ 4650 تومانی ! مردم شریف و نجیب هم با کمال ادب و احترام می روند ساعتها صف می کشند و در سر و کول هم می زنند تا مرغی را که یک ماه پیش 3900 تومان می شد از هر مرغ فروشی براحتی خرید ، به این ترتیب و کیلویی 4650 تومان بخرند و شکر گذار دولت باشند! البته داستان به این سادگی هم نیست و ادامه نخواهد یافت. به گزارش ايسنا، در حالي كه درباره عرضه مرغ با قيمت 4650 تومان در هر كيلوگرم اطلاع رساني گسترده اي توسط بخش‌هاي مختلف وزارت صنعت،‌ معدن و تجارت صورت گرفته، آخرين اطلاعات درياقتي از سامانه 124 نشان مي‌دهد كه مراكز عرضه كننده اين كالا هر روز در حال كاهش‌است . بر اين اساس در روز نخست اجراي اين طرح، 32 مركز مرغ دولتي عرضه مي‌كردند، اما دو روز بعد اين تعداد به 24 مركز كاهش يافت و دیروز تعداد مراكز عرضه كننده مرغ با قيمت مصوب 4650 تومان به 11 مركز رسيد. همچنين هر كدام از اين مراكز فقط 500 كيلوگرم مرغ با قيمت دولتي عرضه مي‌كنند. در واقع براي همه شهر تهران دیروز فقط 5500 كيلوگرم مرغ تخصيص یافت که به ازای  هر نفر نیم گرم است. از سوی دیگر علاوه بر صف‌هاي طويلي که به این منظور تشكيل مي‌شود، به هر مراجعه كننده بيش از سه عدد مرغ تحويل داده نمي‌شود تا عزت و احترام مردم بیش از پیش حفظ شود.

مردم هم صف می کشند و به نصف مرغ هم راضی هستند تا مثل همیشه نشان دهند که در شرافت ، عزت ، صلابت ، نجابت و... در تمام دنیا بی همتا هستند.پس یکبار دیگر شدیدا اعلام می کنیم : آفرین به مردم ایران زمین !

اگر نماینده ها نبودند...

اگر نماینده ها نبودند...

به اطلاع عموم مردم می رساند که به میمنت و مبارکی ، به خوشی و سلامتی ،بدانید که بالاخره انتظارها سر آمده و با تلاش و کوشش برادران ، داستان گرانی ها دارد به جاهای خیلی خوبی می رسد! لابد می پرسید :مثلا به کجا؟! سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس خبر داده که بعد از تعطیلات مجلس، وزیر صنعت، معدن و تجارت (یا همان وزیر محترم گرانی خودمان )را به این کمیسیون فرا می‌خوانند تا درباره گرانی‌ها توضیح دهد.به این ترتیب مجلس پایان دادن به گرانی ها را کلید زد؛ آن هم بعد از تعطیلات!

البته گفتنی است که ممکن  است بعداز پایان تعطیلات مجلس ، وزیر محترم کمی کار داشته باشد و باتاخیر برود مجلس! برای همین لازم شاید لازم باشد که مردم کمی بیشترتر صبر کنند و حواسشان را متوجه دیگر مشکلات کنند! مثلا خوشبختانه قرار است طی روزهای آینده ، موج تازه گرد و خاک حداقل 22 استان کشور را فرا بگیرد و همچون همیشه این اتفاق با شدت خواهد افتاد و انتظاری برای نجات از آن وجود ندارد. مردم می توانند سرگرم آن شوند تا وزیر گرانی  توضیحاتش را به مجلس بدهد و مشکل حل شود!

البته باز هم گفتنی است که ممکن است توضیحات وزیر ، از زور دقت و قدرت و شوکت و ... جوری باشد که نمایندگان متوجه شوند گرانی چیزی است مثل گرد و خاک ، که می آید و همه جا را فرا می گیرد ؛ ولی برخلاف گرد و خاک دیگر رفتنی نیست ! در این صورت مردم باید بدانند که مجلس هم مثل دولت تمام زور و توان و انرژی اش را برای مبارزه با گرانی به کار برده و دیگر نباید توقعی داشته باشند!

لابد حالا دیگر می پرسید: پس اصلا این همه صبر و پیگیزی احتیاج ندارد ، از الان پایان ماجرا معلوم است دیگر؟! اما از شما خواهش می کنم از این فکرها نکنید و از این حرفها نزنید! زیرا با این حرفها مسئولان و نمایندگان را ممکن است دچار ناامیدی کنید! وظیفه مردم است که این همه به فکر مردم بودن را قدر بشناسیم و از نمایندگان که این همه می خواهند ریشه گرانی را بسوزانند ، دو دستی تقدیر و تشکر کنیم .اگر آنها نبودند که الان وزیر گرانی قرار نبود درباره گرانی توضیح دهد ...و مردم خیلی بدبخت می شدند!

مصمم شدن به شیوه م.ر

مصمم شدن به شیوه م.ر

برادر م.ر ( محمد رضا رحیمی سابق) معاون اول برادر محمود احمدی نژاد،رویم به دیوار، مدتی است علاقه شدیدی پیدا کرده که اظهار نظرهای جالب انگیزناک سیاسی - اقتصادی کند و با عرض پوزش مجدد ، در این راه پیشرفت خوبی هم داشته ، به طوری که اصلا بعید نیست بتواند با احمدی نژاد در این زمینه رقابت کند ! وی در جدیدترین  اظهار نظر این جوری ، سرش را به شدت بالا گرفته، احتمالا کمی کله اش را خارانده و با اشاره به اینکه آمریکایی ها از آن سر دنیا می آیند تا برای سرمایه گذاری در ایران مانع ایجاد کنند، گفت: به لبنان می روند و می گویند با ایران قرارداد امضا نکنند و امروز آنها بدترین تحریم‌ها را انجام می دهند ولی ما مصمم هستیم نگذاریم مردم به زحمت بیفتند! احتمالا این برادر فکر می کند گرانی های بی سابقه اخیر ، نابسامانی های اقتصادی ، ناکارآمدی سیاستهای کنترلی دولت ، اخبار ناخوشایند اختلاسهای کلان و اصولا وضعیت وخیمی که دولت برای مردم  فراهم آوردهد، برای مردم نه تنها زحمتی نداشته ، بلکه رحمت بوده است و فقط زحمت برای مردم زمانی فراهم می آید که دشمن زحمتی درست کند و در آن صورت باید مصمم شد!

تازه این حرف در حالی بیان می شود که بسیاری از مسئولان در ماههای اخیر عنوان کرده اند که تحریمها هیچ تاثیری نداشته و نخواهد داشت ! به عبارت دیگر احتیاجی به مصمم بودن دولت در این زمینه نیست چون زحمتی در این زمینه فراهم نمی شود! اما اگر فرضا هم زحمتی فراهم شد ، در مقابل آنچه بی تدبیری و تصمیم گیری های اشتباه داخلی و اصرار بر ادامه آن سر مردم آورده ، قابل چشم پوشی است.

با این تفاصیل ، این برادران اگر خیلی راست می گویند مصمم شوند رحمتهایی که در این چند ساله برای مردم درست کرده اند را رفع و رجوع کنند! بهر حال پاک کردن آثاری که خود آدم در این طرف و آن طرف به جا گذاشته ، هم مطبوعتر است و هم لازمتر...ولی دولت انگار در این زمینه قادر به تصمیم نیست!

برنج هندی بخورید!

برنج هندی بخورید!

برنج همواره خوراکی مهم برای مردم ایران محسوب می شده و جالب اینکه همیشه هم برای تهیه این ماده خوراکی مهم دچار مشکل بوده اند . البته می دانید که برنج در کشورمان به اندازه کافی کشت و تولید می شود ولی مسئولان زحمتکش همواره برنج خارجی وارد کشور می کنند تا مشکلی که همواره باقی است ، باقی بماند! از چند سال پیش که برنجهای هندی آلوده ولی دارای قد و قامت بالا به کشور آمد ، برنج خارجی خوردن بیش از پیش باب شد و این وسط آلودگی اش نادیده گرفته شد تا مردم راحت باشند ولی گویا جدیدا دوباره مردم تمایل به خوردن برنج ایرانی پیدا کرده اند و همین باعث نگرانی هایی شده است !در همین راستا دبیر انجمن برنج ایران گفت: در حالی هم‌اکنون مقداری برنج ایرانی در انبارهای شهرهای شمالی کشور ذخیره شده است که مسئولان اخیرا اعلام کرده اند که برنج هندی به زودی در بازار توزیع خواهد شد.

این سوال ممکن است برای خیلی از ما پیش اید که چرا مسئولان گرامی ، اصرار دارند ما برنج ایرانی نخوریم و برنج هندی بخوریم ؟ احتمالات زیر تنها چیزهایی است که در جواب این سوال به ذهن می آید:

1- کشاورزان هندی کمی تا قسمتی وضعشان خوب نیست و مسئولان دلسوز ما دوباره یادشان افتاده که باید کل انسانها و انسانیت را از چنگال بدبختی ها نجات دهند! این وسط فقط برنجکاران ایرانی کمی استثنا شده اند!

2- هندی ها کمی تا قسمتی پول نفت ما را نمی دهند و به جای آن محصولات خوبی مثل برنج به ما می دهند و ما هم مجبوریم آن را بخریم و بخوریم !برنجکاران ایرانی هم می توانند به جای کشت برنج ، برنج هندی بخرند و بدین وسیله آمدن پول نفت بر سر سفره ها را احساس کنند!

3-هیچ کدام از دو احتمال بالا درست نیست . فعلا روزگاری است که همه چیز درهم و برهم است و این وسط واردات برنج هم مثل همه چیزمان است!این احتمال خیلی درست ترتر به نظر می رسد!

حافظه تاریخی

حافظه تاریخی

18تیرماه 1386و1387:سالهایی که نیاز به وحدت احساس می شد

هاشمی رفسنجانی و هاشمی شاهرودی توصیه به وحدت می کنند

هجدهم تیر همیشه روز مهمی بوده است و شاید روزگاری بتوان درباره اتفاقی که در 18 تیر ماه 1378 ،دقیق و مفصل سخن گفت . شاید همان اتفاق بود که باعث شده همواره در سالگرد آن ، سخنرانان درباره لزوم وحدت سخن میگویند. هاشمي رفسنجاني در این روز در سال 1386با تاکيد بر اين که در شرايط کنوني به اتحاد نياز داريم گفت: نبايد بگذاريم اختلافات فکري، سياسي و سليقه اي به تشتت جامعه منجر شود و بايد جامعه را يکپارچه و متحد نگه داريم. رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در آن تاریخ اظهار داشت: متاسفانه در شرايط امروز کشور دشمناني که بارها در تمام دوران و مقاطع از انقلاب اسلامي شکست خورده اند و خود به آن اعتراف کرده اند، دوباره ما را تهديد مي کنند. وي با اشاره به تهديدهاي مختلف دشمن افزود: ما در چنين شرايطي به اتحاد نياز داريم و نبايد بگذاريم اختلافات فکري، سياسي و سليقه اي به تشتت جامعه منجر شود. هاشمي رفسنجاني ادامه داد: بايد جامعه را يک پارچه و متحد نگه داريم و در مقابل دشمنان صلابت انقلابي خود را حفظ کنيم، هم چنين آثار شهدا و ايثارگراني را که سرمايه گذاري کرده اند، به نسل هاي بعدي منتقل کنيم

در همین تاریخ در سال 1387 ، هاشمی شاهرودی که درآن زمان رئیس قوه قضائیه بود در این خصوص سخن گفت.وی در جلسه مسئولان عالي قضايي گفت: جنگ هاي رواني که استکبار عليه جمهوري اسلامي ايران به راه انداخته تازگي ندارد و مردم و مسوولان نظام اسلامي به خوبي مي دانند که با ايستادگي و حفظ وحدت و انسجام و تبعيت از فرامين رهبري، همچون هميشه اين بار نيز پيروزي با ملت ايران است. به گزارش ايسنا، آيت الله هاشمي شاهرودي تاکيد کرد: ايستادگي و پايداري مسوولان و مردم و نيز اطاعت از فرامين قاطع رهبري در مقابل قلدري هاي هميشگي استکبار، منشا برکات و پيروزي شده است. رييس قوه قضاييه افزود: اين قبيل حرکات دشمنان و جنگ هاي رواني آنان موجب انسجام مسوولان و مردم و عزت نظام اسلامي و نيز تاثيرگذاري هرچه بيشتر نظام اسلامي ايران در دل و جان ملت هاي مسلمان و آزاده جهان خواهد شد. هاشمي شاهرودي با تاکيد بر اين نکته که هرگونه اختلاف و عدم انسجام ميان مسوولان موجب سو» استفاده دشمنان خواهد شد، گفت: حفظ وحدت و يکپارچگي مسوولان و تبعيت از مقام معظم رهبري در کنار بيداري و هوشياري و تدبير هميشگي معظم له قطعا به شکست توطئه هاي دشمنان و پيروزي و موفقيت بيشتر نظام اسلامي منجر خواهد شد

این توصیه ها ممکن است امروز هم ادامه داشته باشد اما واقعیت این است که در دو سه سال گذشته ، جناح مسلط در سیاست به جای توصیه به اتحاد مردم ، دائما توصیه به وحدت درون جناحی آن هم برای کسب پیروزی درانتخابات می کنند و جالب اینجاست که در همین سطح هم نمی توانند وحدتی حتی ظاهری بدست آرنداما ایا زمان بازگشت دوباره به وحدت ملی فرا می رسد ؟ شاید!

کمک به دولت بیشترتر شود!

کمک به دولت بیشترتر شود!

برادر علی لاریجانی فقط رئیس مجلس شورای اسلامی نیست ، بلکه در یکی دو سال اخیر ، قسمتی از وظایف محمود احمدی نزاد را هم به عهده گرفته و قوانینی را که قانونا باید احمدی نژاد به دستگاه های دولتی ابلاغ کند اما این کار را در مهلت زمان مقرر انجام نمی دهد ، لاریجانی به دستگاه های دواتی ابلاغ می کند . دیروز رئیس مجلس در پی تاخیر احمدی نژاد قانون افزایش سرمایه جمهوری اسلامی ایران در صندوق اوپک برای توسعه بین‌المللی را ابلاغ کرد.باید به لاریجانی علاوه بر حقوق مجلس ، حقوقی هم بابت انجام وظایف ریاست جمهوری پرداخت شود ! البته این نظر ماست و ممکن است برادران دولتی معتقد باشند که برعکس ،باید یارانه نقدی علی لاریجانی را قطع کرد!

حالا شاید این سوال پیش بیاید که اصلا چرا باید وضعیت جوری شده باشد که لاریجانی وظایف احمدی نژاد را انجام دهد؟! این موضوع هیچ ربطی به تقابل مجلس و دولت ندارد وگلاب به رویتان ، این دو قوه در کمال برادری با هم تعامل شدید و غلیظ دارند! احتمالا دولتمردان سرشان به چیزهای دیگری گرم است و وقت برای ابلاغ قوانین ندارند: هوگو چاوز بیمار است و باید به او قوت قلب داد تا بتواند با بیماری اش مبارزه کند و تا سال 2812 میلادی رئیس جمهور ونزوئلا باقی بماند، مورالس رئیس جمهور بولیوی دلش برای یک دست فوتسال دیگر تنگ شده و باید مقدمات سفرش به ایران و انجام یک مسابقه دوستانه گل کوچک با احمدی نژاد را فراهم کرد ، چند نفر از سران کشورهای بزرگ دنیا از اینکه چند وقتی است برایشان نامه نوشته نشده و آنها را نصیحت نکرده اند، حوصله شان سر رفته و می خواند که باز هم نامه هایی دریافت کنند که جواب دادن نمی خواهد ، برنامه ریزی برای تغییرات بیشتر و بیشتر معاونان وزرا ،استانداران ، فرمانداران و بقیه مقامات ریز و درشت دولتی وقت زیادی را می گیرد و خوشبختانه دولت دهم توانسته در زمینه تغییر استانداران رکوردی را کسب کرده که احتمالا در کتاب رکورد گینس درج خواهد شد و افتخاری دیگر برای ایران کسب می شود و... . کاملا واضح ومبرهن است که با این اوضاع و احوال , باید همسایه ها یاری کنند تا دولت بتواند به وظایفش عمل کند! در همین راستا هم هست که لاریجانی وظیفه ابلاغ قوانین را به عهده گرفته ؛ خدا خیرش دهد ! ولی اگر یک نفر دیگر پیدا شود و گرانی و تورم را هم به عهده بگیرد و دولت را از آن بابت هم کمک کند دیگر نور علی نور می شود و دولتمردان می توانند با خیال خیلی راحت تری به وظایفشان برسند!      

حافظه تاریخی

حافظه تاریخی

 

 14 تیرماه1388 : گرد و غبار بالاخره به تهران رسید  

دفتر آلودگي هواي سازمان حفاظت از محيط زيست 4 سال است مديرکل ندارد

 

گروه سیاسی – محمدحسین روانبخش:مشکل گرد و غبار در این سالها آنقدر وجود داشته که دیگر برای همه هموطنان بالاخص ساکنان استانهای جنوب غربی کشور امری عادی شده است و دیگر کمتر کسی امید دارد که مسئولان راهکاری برای رفع آن بیندیشند، اما در سال 1388 ، این مشکل بعد از چند سال که مشکلاتي را در استانهای جنوب و جنوب غربي کشور ايجاد کرده بود، بالاخره در 14 تیرماه 1388 به شهرهای مرکزی کور از جمله تهران و قم رسید و این چنین شد که توجه به این مقوله چند روزی ، جدی شد ! در آن زمان برای اولین بار به این دلیل ، فعاليت کليه ادارات، ارگان ها، سازمان هاي دولتي، نظامي و نهادهاي انقلاب اسلامي در کليه شهرهاي استان تهران تعطيل شد. 

در آن روزها ، ضعف شديد دولت دربخش محيط زيست، که موجبات تشديد اين وضعيت را ايجاد کرده، انتقادات فراواني را برانگيخت به طوري که مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست گفته بايد در وضعيت منفعلانه کنوني سازمان حفاظت محيط زيست به خدا پناه برد و نماينده شهرداري در کميته هماهنگي و نظارت مواقع اضطراري آلودگي هواي تهران نيز ورود گرد و غبار به کشور را نتيجه بي احتياطي مديريتي مقامات محيط زيست کشور دانست. تاسف آورتر آن که مشخص شد  دفتر آلودگي هواي سازمان حفاظت محيط زيست 4 سال است مديرکل ندارد!

در آن ایام گرد و در حالي تهران را فراگرفت که کميته هماهنگي و نظارت موارد اضطراري که یکروز قبل از آن در محل استانداري تهران و با حضور دستگاه هاي ذيربط برگزار شد ولي هيچ گونه پيش هشداري در اين خصوص اعلام نکرد به شکلي که حتي اخطاريه سازمان هواشناسي کشور در خصوص ورود گرد و خاک گسترده به تهران در روز 14 تیر و همزمان با ورود اين توده گرد و خاک صادر شد اما پس از آن شاخص کيفيت هواي تهران به طور بي سابقه اي در شرايط «بحران» قرار گرفت. گرد و خاک گسترده  همچنین استان هاي زنجان، قزوين، اردبيل، گيلان، مرکزي و به تدريج سمنان و مازندران را در بر گرفت و چندین روز ادامه یافت . این در حالی بود که در استان هاي کرمانشاه، همدان، ايلام، لرستان، خوزستان، بوشهر، فارس، هرمزگان، کهگيلويه و بويراحمد و چهار محال و بختياري گرد و خاک که زودتر از نواحی مرکزی ، هوای مناطق شهری را آلوده کرده بود بیش از یک هفته در بر گرفته بود !

محمدهادي حيدرزاده، مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست در آن وضعیت ، با اشاره به اينکه يکسال است که کشور ما با پديده ريزدانه ها مواجه است گفت: دليل اصلي اين امر گرد و غبارهايي است که از دشت بين عراق و عربستان به کشور وارد مي شود. 
مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست تصريح کرد: بيش از يک دهه است که ايران، عراق و عربستان در سرمايه گذاري مشترک اقدام به مالچ پاشي در اين منطقه مي کنند تا وزش باد منجر به پراکنده شدن جو خاک در اين کشورها نشود. اين در حاليست که طي دو تا سه سال گذشته به دليل مسائل سياسي عراق اين مالچ پاشي ها متوقف شده و اين امر موجب گسترش اين منطقه شني شده به شکلي که توفان هاي شن کنوني به هيچ عنوان سابقه نداشته است.   مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست با اشاره به ورود گرد و خاک از روز يکشنبه به تهران گفت: متاسفانه کم تحرکي از سوي سازمان هاي محيط زيست و وزارت بهداشت مشاهده شده است چرا که از يک سال قبل بايد دستگاه هاي ديپلماسي در اين زمينه فعال مي شدند تا به مرز بحران کنوني نرسيم.  وي با اشاره به اينکه حضور رييس سازمان حفاظت محيط زيست در عراق را که براي بحث گرد و خاک و ساير موضوعات مرزي به اين کشور سفر کرده به فال نيک مي گيريم افزود: متاسفانه سازمان حفاظت محيط زيست نشان داده که حتما بايد بحراني ايجاد شود تا موضوع مورد پيگيري قرار گيرد.
مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست با تاکيد بر اينکه بايد هرچه سريعتر اقدامي اضطراري براي جلوگيري از ورود گرد و خاک به کشور صورت گيرد گفت: از سوي ديگر کميته مواقع اضطراري آلودگي هواي تهران نيز بايد فعالتر عمل مي کرد و دستگاه هاي مرتبط را در اين شرايط وارد عرصه مي کرد.  وي افزود: متاسفانه بايد در وضعيت منفعلانه کنوني سازمان حفاظت محيط زيست در بحث آلودگي هوا به خدا پناه برد!
وي با اشاره به اينکه سازمان حفاظت محيط زيست به موضوع آلودگي هوا به عنوان يک دغدغه نگاه نمي کند افزود: همين کافي که دفتر آلودگي هواي اين سازمان 4 سال است که مدير کل ندارد.

امروز 3 سال از آن تاریخ می گذرد و عجیب آنکه در این ماهها باز هم چنین پدیده ای در استانهای جنوب و جنوب غربی ، زندگی مردم را مختل کرده است و فقط زمانی که این وضعیت به تهران می رسد ، مسئولان دنبال راهکارهایی برای آن می گردند ، راهکارهایی که گاه نه تنها کارآیی ندارد بلکه باعث تاسف است ! سال گذشته آب پاشی تهران با هواپیماهای ملخی به عنوان راهکاری از طرف مقامات دولتی پیشنهاد و اجرا شد که مدتها سوژه طنزهای مطبوعاتی و اسباب تفریح مردم بود .بهر حال داستان ریز گرده ها همچنان ادامه دارد و به نظر نمی رسد که با مدیریت فعلی ، تغییری در این وضعیت حاصل شود.

 

سکوت یا سخن؟!

سکوت یا سخن؟!

 

«گرانی» در دوران دولت محمود احمدی نژاد همچون یار وفاداری که هیچ گاه قهرنمی کند و به دولت پشت نمی کند وجود داشته و از این نظر بعد از برادر اسفندیار رحیم مشایی ، صاحب رکورد وفاداری به دولت احمدی نژاد است ! اما معلوم نیست چرا دولتمردان گهگاه ساز بیوفایی سر می دهند و وانمود میکنند که این یار آشنا ، تازه به آنها پیوسته است ؟! مثلا همواره دولتمردان از گرانی با عنوان « گرانی های اخیر » یاد می کنند ! روز گذشته وزیر کشور با بیان اینکه تنظیم بازار نیاز به تدبیر ویژه‌ای دارد و استانداری ها باید در این زمینه نقش خود را ایفا کنند، خطاب به معاونان برنامه ریزی استانداری‌ها گفت: با کنترل و تنظیم مستمر بازار و اعمال نظارت‌های قانونی باید جلوی گرانی‌های اخیر گرفته شود.

وی در توضیحاتی اقتصادی با بیان اینکه تنها 60 میلیارد درآمد ایران از منافع نفتی است، گفت: اقتصاد ما یک اقتصاد چند هزار میلیاردی است که تنها 60 میلیارد آن مربوط به درآمدهای نفتی است. البته احتمالا منظور برادر نجار از «چند هزار میلیارد » ، چند هزار میلیارد تومان و منظورش از «60 میلیارد » ، 60 میلیارد دلار است و ایشان تصور کرده هر دلار ، یک تومان است که آنها را با هم مقایسه کرده است !

از آن طرف احتمالا طرف روزهای آینده ، وزیر صنعت ، تجارت و بازرگانی نیز درباره وضعیت سینما دستوراتی صادر خواهد کرد ، رئیس کل بانک مرکزی درباره وضعیت مرزهای کشور راهکار ارائه خواهد داد و  وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز درباره وضعیت تیمهای ملی ایران در المپیک سخن خواهد گفت ؛ شاید با این تداخل کاری گرانی های اخیر و اوضاع امنیتی و وضعیت نابسامان فرهنگی اخیر و وضعیت در هم رخته ورزشی اخیر مملکت حل شود ... می دانید که « می شود و می توانند »!

حالا که صحبت به اینجا کشید بد نیست اشاره ای به سوالی که از سوی بعضی سایتهای خبری منتشر شده داشته باشیم : چرا احمدی نژاد در قبال گرانی این روزها سکوت کرده است و اوقاتش را به به نامه نگاری های دیپلماتیک و تبریک روز استقلال کشورها می گذراند ؟! اما این سوال خیلی اهمیت ندارد ، زیرا مگر دفعه های قبل که وی درباره گرانی های اخیر ! توضیح داد و حرف زد ،اتفاقی افتاد که بپرسیم چرا درباره گرانی های اخیر سخن نمی گوید ؟! سکوت ، گاهی از هر حرفی بهترتر است . مثلا اگر برادر نجار هم در این باره سکوت می کرد بهتر و سنگین تر نبود ؟!

 

 

 

 

حافظه تاریخی

حافظه تاریخی

 

 13 تیرماه 1385 : داستان احمدی نژآد و فوتبال  

الهام : احمدی نژاد برای اولین بار به عنوان رئیس جمهور به دروازه فوتبال گل زد

 

گروه سیاسی – محمدحسین روانبخش: غلامحسین الهام در سالهای اولیه دولت محمود احمدی نژاد وظیفه سخنگویی دولت را به عهده داشت ولی نشان داد که از اخبار دولت عقب است و بارها در برابر خبرنگارن موضوعی را تکذیب کرد که واقعیت داشت و او از آن خبر نداشت ؛ در عوض تعریفها و تمجیدهایی که او از احمدی نژاد می کرد ، بسیار جالب و دست اول بود ! در آن روزها که همسر الهام ، فاطمه رجبی ، کتاب « احمدی نژاد ، معجزه هزاره سوم » را نوشته بود و می خواست او را بیش از پیش به جهانیان معرفی کند ، در 13 تیر ماه 1385 ، الهام وجه دیگری از شخصیت احمدی نژاد را به خبرنگاران اعلام کرد : اینکه محمود احمدی نژاد برای اولین بار به عنوان رئیس جمهور به دروازه فوتبال گل زد!

احمدی نژاد اگر چه بیش از هر رئیس دولت دیگری به فوتبال علاقه دارد اما متاسفانه در این زمینه همشانس زیادی نداشته است و حداکثر افتخاری که برای فوتبال ایران در دولتهای او به دست آمده ، همان است که الهام با افتخار بیان کرد ! اگر در دوران دولت سید محمد خاتمی ، دو بار تیم ملی فوتبال ایران ، مجوز حضور در جام جهانی را به دست آورد ، در عوض در دولتهای احمدی نژاد تیمهای ملی فوتبال کشور هیچ گاه نتوانستند شایستگی فوتبال ایران را به نمایش درآورند! تیم ایران در جام جهانی نمایش ضعیفی داشت و پس از آن هم نتوانست به المپیک یا جام جهانی راه یابد و حتی در بازیهای آسیایی نیز موفقیتی کسب نکرد . آنچه الهام ، آن را با افتخار بیان کرد در واقع مربوط به حضور احمدی نژاد در سال اول ریاست جمهوری اش در تمرینات تیم ملی فوتبال برای حضور در جام جهانی است که وی پس از قدری توصیه های فنی به بازیکنان فوتبال ، چند ضربه پنالتی به دروازه بان تیم ملی زد که بعضی از آنها گل شد و افتخار آفریده شد!

در طول این سالها نزدیکترین یاران احمدی نژاد از حوزه های مختلف به حوزه ورزش و بالاخص فوتبال اسباب کشی کردند تا بتوان از این ورزش پر طرفدار استفاده بهینه کرد. محمد علی آبادی ، سعید لو و رویانیان . با این حال فوتبال ایران روز به روز عقب تر می رود ، تا جایی که پنج سال پس از گل زدن احمدی نژاد به دروازه فوتبال ، در بهمن سال گذشته  محمود احمدی نژاد در دیدار از یک روزنامه ورزشی، سخنان نسبتا مهمی در مورد فوتبال ایران بیان کرده و تهدید کرد که تغییرات مهمی در فدارسیون فوتبال کشور انجام می شود! وی در آن تاریخ با بیان اینکه از شرایط کنونی فوتبال ایران راضی نیستم ، گفت: باید كارهاي خوب را تقويت كنيم و كارهاي بد را كنار بگذاريم. به اعتقاد من تنها مشكل فوتبال پول‌هاي هنگفت و زياد نيست بلكه مي‌شود در كنار پول‌هاي زياد، خروجي بهتري از فوتبال بگيريم. نگاه من اين نيست كه پول فوتبال را خراب كرده بلكه بايد اين ورزش را مردمي كرد و اين امكان را به‌وجود آورد كه تمام مردم از اين پول و از اين فوتبال استفاده كنند. اكثر مردم ما به فوتبال علاقه‌مند هستند و بازي‌ها- چه باشگاهي و چه ملي- را مي‌بينند و نتايج را دنبال مي‌كنند. مردمي‌ترين ورزشي كه مي‌تواند 100 هزار نفر را يكجا جمع كند همين فوتبال است. بنده هم به فوتبال علاقه‌مندم اما از شما مي‌پرسم؛ آيا اين فوتبال، با مرام، تاريخ و فرهنگ اسلامي و ايراني ما سازگار است و در اين چارچوب قدم برمي‌دارد؟ بايد فوتبال به تقويت دوستي‌ها كمك كند و روحيه فداكاري و از خود گذشتگي را به جامعه تزريق كند و همانطور كه ملت ما در سطح جهان مطرح هستند، بازيكنان و تيم‌هاي ما هم در سطح جهاني بدرخشند. اين موضوعات به بحث‌هاي كوچك بازيكنان و خرج پول در فوتبال ارتباطي ندارد.

این سخنان احمدی نژاد اما می تواند درباره هر ورزش یا موضوع دیگری هم بیان شود و حرفهایی کلی است که درباره همه چیز گفته شده است ! در عوض احمدی نژاد بازی فوتبال را همچنان ادامه می دهد و به دروازه فوتبال گل می زند . مثلا دو سال پیش در زمانی که مردم با گرانی دست و پنجه نرم می کردند ، مورالس رئیس جمهور بولیوی به ایران آمد و با احمدی نژاد رفتند و گل کوچک بازی کردند !

یکی دیگر از اقدامات فوتبالی احمدی نژاد ، داستان رابطه ساده ای است که او با دیه گو آرماندو مارادونا ، اسطوره فوتبال آرژانتین برقرار کرده است و همین رابطه ، باعث شده بود که شایعه حضور مارادونا روی نیمکت فوتبال ایران شنیده شود !

این رابطه از بوئینس آیرس آغاز شد. از یک بازی دوستانه فوتسال میان پیرمردهای برزیلی و آرژانتینی. دیه گوی سنگین وزن اواخر سال 2006 میلادی در حاشیه این بازی ملاقاتی کوتاه را با محسن بهاروند ، کاردار ارشد سفارت ایران داشت. دیپلمات ارشد ایرانی که تا قبل از این باید تمام وقتش را صرف بحث های مربوط به اختلاف دولت های ایران و آرژانتین می گذراند ، این فرصت را بدست آورد ملاقاتی فوتبالی داشته باشد برای به کارگیری دیپلماسی عمومیفرصتی تا اودر کنار ظرف میناکاری شده و قالیچه کوچک ابریشمی که هدیه ایران به محبوب ترین ستاره تاریخ فوتبال بود از او برای دفاعش در برنامه تلویزیونی هفتگی خود از سیاست های خارجی جمهوری اسلامی ایران تشکر کند. برنامه ای که علاقمندانی فراوان در آمریکای جنوبی داشت . دیه گو بارها در این برنامه از محمود احمدی نژاد ، فیدل کاسترو ، هوگو چاوز ، اوو مورالس و دانیل اورتگا به عنوان پیشگامان مبارزه با سیاست های استکباری نام برده بود. دیه گو هم در مقابل پیراهنش را از تنش در آورد و به دیپلمات ایرانی هدیه کرد و گفت:« من مردم ایران را دوست دارم. شما در صف اول جنگ با آمریکا هستید. احمدی نژاد مرد شجاعی است.» او همان جا برای اولین بار ابراز علاقه کرد تا دیداری با رئیس جمهور ایران داشته باشد.

مدتی بعد ، دیه گو به همراه « کوردرو» دوست مشترکش با دیپلمات ایرانی ، به سفارت ایران در بوئینس آیرس رفت و پیراهن شماره 10 تیم ملی کشورش را این بار در مراسمی رسمی تحویل مسئولان ایرانی داد تا به محمود احمدی نژاد هدیه شود. پیراهنی که امروز یکی از هدایای  موزه ریاست جمهوری ایران است.

«از ابراز لطف آن جناب نسبت به ملت حق طلب و انقلابی ایران و اینجانب صمیمانه تشکر می کنم... یک بار دیگر از خدای متعال برای جنابعالی که فرد پرآوازه ای هستید توفیق خدمت به ملت بزرگ آرژانتین، و برای ملتهای آمریکای لاتین به ویژه آرژانتین ، پیروزی، پیشرفت و موفقیت مسالت دارم.» این پاسخ محمود احمدی نژاد بود به اهدای پیراهن از سوی دیه گو. پیراهن شماره 10 آرژانتین که با نام مارادونا به تاریخ پیوسته است.  نامه ای که در نخستین روز کاری ایران پس از تعطیلات 13 روزه نوروزی سال 1387منتشر شد. زمانی که ستاره آرژانتینی هنوز سرمربی تیم ملی کشورش نشده بود.همان زمان سفارت ایران در بوئینس آیرس و سازمان ورزش ایران برای سفر دیه گو به تهران رایزنی  کردند تا او بتواند در پایان بازی های المپیک 2008 چین سفری هم به تهران داشته باشد. حتی اسپانسری هم برای تامین هزینه های این سفر و یک بازی نمایشی در تهران پیدا شده بود اما ناکامی تلخ ورزش ایران در چین ، این برنامه را به تعویق انداخت . پس از آن هم با انتخاب مارادونا به عنوان سرمربی آرژانتین برای همیشه به فراموشی سپرده شد. مارادونا بعد از ساها تلاش برای ترک اعتیاد شدید خود ، این روزها در امارات مربیگری می کند.


چگونه شیر دو هزار تومان می شود؟!

چگونه شیر دو هزار تومان می شود؟!

 

این خبر را که بدون هیچ دخل و تصرف از خبرگزاری مهر برداشته ایم ، بخوانید: «دبیر انجمن صنایع لبنی در پاسخ به این سئوال که قیمت کالاهایی که از سوی وزارت صنعت قیمت گذاری می‌شود، چگونه خواهد بود؟، گفت: قیمت همان نقطه نظر وزارت صنعت، معدن و تجارت است که احتمالا ملاک عمل اسفند 90 خواهد بود.

وی در پاسخ به این سئوال که شیر به قیمت آزاد در تدبیر جدید چه قیمتی خواهد داشت؟ گفت: در حال حاضر یک بطری شیر پرچرب در بازار یک‌هزار و 600 تومان است که بر این اساس ،اگر قرار باشد همین شیر را با قیمت اسفند که یک‌هزار و 200 تومان بوده، عرضه کنیم، باید 400 تومان ارزان‌تر بفروشیم؛ بنابراین 400 تومان به بهای فعلی همین شیر که هم اکنون یک‌هزار و 600 تومان است، افزوده خواهد شد. بنابراین ممکن است شیر به 2 هزار تومان برسد».

به به ! آفرین به نقطه نظر وزارت صنعت ، معدن و تجارت! آفرین به همت انجمن صنایع لبنی ! ما که در مقابل این استدلال منطقی ، تسلیم هستیم و دستهایمان را بالا برده ایم و قبول کردیم که شیر 2000 تومان باشد ! درواقع حق هم همین ست ، وقتی مرغ کیلویی 7 هزار تومان است ، شیر چرا نباید گران شود . فقط ما در چند مورد شانس آورده ایم :

1- در راستای اینکه ملاک عمل اسفند 90 است ، خدارا شکر که شیر فقط 400تومان گران شده است. اگر شیر هم مثل مرغ ، بیش از 80 درصد گران شده بود و مثلا الان  از قیمت 1200 تومان اسفندبه 2000 تومان رسیده بود ، لابد عزیزان وزارت با دبیران انجمن صنایع لبنی ، می نشستند و حساب می کردند که شیر از اسفند پارسال تا بحال 800 تومان گران شده ، پس  800 تومان دیگر هم رویش می گذاریم ویک لیوان آب هم رویش می خوریم ...یعنی به همین راحتی شیر لیتری 2800 تومان می شد !

2- ما تا بحال فکر می کردیم اینکه می گویند ملاک عمل اسفند سال قبلاست یعنی گرانی اجناس نسبت به اسفند سال پیش قانونی نیست و باید قیمت اجناس به همان مبلغ مربوط به اسفند ماه برگردد. حالا با این توضیحات فهمیدیم که نخیر ! معنی آن حرف این است که گرانی ها نه تنها نورد تائید است بلکه در راستای تقویت این اقدام قانونی باید دوبله شود ! با این اوصاف شانس آوردیم که ملاک عمل ، قیمتهای سال 1384 (سال آغاز به کار دولت خیلی زحمتکش )نیست ؛ والا با یک حساب سر انگشتی ، می توانستند قیمت ها را با افتخار دو برابر کنند !

سفر برزیل و برادر علاء الدین

سفر برزیل و برادر علاء الدین

دیروز در همین ستون نوشتیم که یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس در خصوص حواشي سفر احمدي نژاد به برزيل گفت: وي بايد از همان ابتدا که وارد فرودگاه برزيل شده و متوجه شد که شأن رياست جمهوري و جمهوري اسلامي ايران رعايت نمي شود، سفر را ادامه نمي‌داد و باز مي گشت.

امروز ادامه اش را می نویسیم؛ اینکه علاء الدین بروجردی که رئیس آن کمیسیون است ، جواب داده :اتفاقا کاملا در شان احمدی نژاد بوده است!

واقعا برادر علاءالدین ، بر اساس تجربیات زیادی که در خارج از کشور دارد و اتفاقاتی را تجربه کرده که هیچکس دیگر چنان تجربه ای ندارد ، بر همان اساس این گونه زیبا و تمیز ،می تواند از این حرفها بزند . مثلا در زمان شهادت کارمندان وزارت خارجه و خبرنگار همراه آنها در هرات و به دست طالبان ، برادر علاء الدین ، مسئول بود و توانست به راحتی آن موضوع را همین گونه زیبا و تمیز ، تحلیل کند و آن اتفاق ( فاجعه سابق !) حل و فصل شد .

با چنان سابقه ای ، معلوم است که برادر علاء الدین می تواند این طور با صلابت موضوع سفر احمدی نژاد به برزیل را هم حل و فصل کند و نگذارد کار بیشتراز این بیخ پیدا کند . ضمن اینکه یک تجربه دیگر هم راهنمای ایشان بوده است : سفر برادر حداد عادل به عنوان رئیس مجلس به بلژیک در سال 1384! آن زمان متاسفانه ، رویم به دیوار ، کسی همت نکرد و این طور قاطع موضوع را حل و فصل نکرد ...و بالاخره کار به جایی رسید که حداد عادل از نمایندگان خواست داستان سفر به بلژیک را پایان دهند !(14 تیر 1384) با این تفاصیل ، اگر برادر علاء الدین موضوع را فیصل ندهد ، احمدی نژاد که نمی تواند از این درخواستها از نمایندگان بکند و علی لاریجانی هم که امکان ندارد چنین کاری کند!

با این همه یک نکته است که باید به آن توجه داشت : اینکه عضوکمیسیون امنیت ملی در انتقاد از عملکرد احمدی نژاد ،گفته بود که سفر در شان احمدی نژاد و جمهوری اسلامی نبوده است و در پاسخ برادر علاء الدین فقط گفته که در شان احمدی نژد بوده است و نگفته که چنین وضعیتی در شان جمهوری اسلامی هم بوده است! همین اندازه هم خوب است وباید از برادر علاء الدین تشکر کرد ، ولی اگر ایشان درباره این موضوع که این سفر آیا در شان مردم و نظام هم بوده ، توضیحاتی صادر کنند ، برای اینکه مردم بیشتر با ایشان آشنا شوند ، خوب است!

مروری بر اخبار

مروری بر اخبار

1- یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در خصوص حواشی سفر احمدی نژاد به برزیل گفت : وی باید از همان ابتدا که وارد فرودگاه برزیل شده و « متوجه شد » که شأن ریاست جمهوری و جمهوری اسلامی ایران رعایت نمی شود، سفر را ادامه نمی داد و باز می گشت.

بعضی از صاحب نظران گفتند : نباید این طور احمدی نژاد را زیر سوال برد. از کجا معلوم که وی متوجه شده است که شان ریاست جمهوری و جمهوری اسلامی رعایت نمی شود؟! بعضی دیگر از صاحب نظران گفتند : اصلا از کجا معلوم که شان احمدی نژاد رعایت نشده است ؟ این را باید خود احمدی نژاد تشخیص دهد.بعضی دیگر از صاحب نظران گفتند : اصلا این حرفها چیست ، به دستاوردهای این سفر توجه کنید . تعداد دیگری از صاحب نظران پرسید : کدام دستاوردها ؟! لطفا به ما هم اطلاع بدهید!

2- ما سالهاست که عادت کرده ایم در ایام مبارک ، شاهد گرانی بیشترتر کالاها باشیم ! نوروز و ماه رمضان ، میعادگاه هر ساله افزایش چند باره قیمتها است . مثل معروفی هست که می گوید : همیشه رمضان ، یک بار هم شعبان ! در راستای این مثل ، امسال مرغ در ماه مبارک شعبان ، به حدی بالا رفته که مسئولان به شدت محترم بعید است بتوانند با تلاش و کوشش روزافزون خود ، در ماه رمضان  قیمت مرغ را از اینهم بالاتر ببرند! به همین خاطر ، برای جبران مافات ممکن است وری قیمت اجناس دیگر کشیده شود . یکی از خبرگزاری ها دیروز خبر داد : نظام سهمیه‌بندی بنزین به ششمین سال اجرای خود پا گذاشته است، با این وجود پیش بینی می‌شود تا 25 روز آینده و همزمان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان برای نخستین بار پای بنزین 1000 تومانی هم به جایگاه‌های سوخت کشور باز شود.

3-قائم مقام خانه کشاورز از هجوم آفت میوه به باغهای ایران خبر داد ؛ اما شما اصلا خودتان را ناراحت نکنید . رویم به دیوار ، گلاب به رویتان ، مسئولان خیلی محترم در طول این سالها پول آنقدر تجربه در تبدیل پول نفت به میوه خارجی پیدا کرده اند که اگر همه باغهای میوه کشور از بین برود ، خم به ابروی مبارک نمی آورند!

ابتکارات اقتصادی دولت

ابتکارات اقتصادی دولت

 

دولت فعلی دولت ابتکارات است ، ابتکاراتی که در طول تاریخ بشر بی سابقه است و گلاب به رویتان ، به هر کس بگویی از تعجب ، کله اش بوی قورمه سبزی می گیرد! واضح و مبرهن است که بیان و شرح کلیه ابتکارات این دولت از عهده ما خارج است ولی به مصداق «آب دریا را اگر نتوان کشید – هم به قدر تشنگی باید چشید » امروز بخشی از ابتکارات عظیم دولت در حوزه اقتصادی را به استحضار مردم می رسانیم ، باشد که عبرت گیرند!

1- ابتکار آماری: آمار در طول تاریخ همیشه چنان علمی محاسبه میشده که می توانسته به استنتاج و استنباط های علمی بینجامد و مبنای بسیاری از تصمیم گیری ها برای بهبود شرایط قرار گیرد . دولت توانست طی پروسه 7 ساله ، آمارهای ارائه دهد که اولا با هم همخوانی نداشته باشد ، ثانیا خود دولت آمارهای خودش را قبول نداشته باشد . این ابتکار اساس علم آمار را بهم ریخته و توانسته آمار را در کشور ، کلا از حیز انتفاع ساقط کند!

2- ابتکار تورمی : در طول تاریخ کشور ، بسیاری از کالاها دو نرخی بوده اند . روزگاری هر کالایی دارای دو نرخ دولتی و آزاد بود ؛ از ارز گرفته تا شامپو بچه! اما هیچ وقت تورم ، دو نوع نرخ نداشت! در سالهای اخیر با ابتکار دولت ، دو نوع نرخ تورم وجود دارد : یکی نرخ تورم اعلامی توسط بانک مرکزی و دیگری نرخ تورمی که مردم با گوشت و پوست خود احساس می کنند . جالب اینجاست که تفاوت این دو نرخ تورم ، از تفاوت نرخ کالاهای دولتی و آزاد هم بیشترتر است!

3- ابتکار تقصیری : تا قبل از دولت فعلی برای همه واضح و مبرهن یود که در اقتصاد دولتی ایران ، مقصر اول و آخر گرانی دولت است . وقتی همه چیز ، از کارخانجات بزرگ گرفته تا طلا و ارز و کنترل بازار و سیاست گذاری ، همه و همه در دست دولت است ، دیگر از دشمن چه کاری بر می آید ؟! اما به تازگی با ابتکار تازه دولت ، به اطلاع همه رسیده است که هر چه گرانی تا هر زمانی بوجود بیاید (حتی در قرنهای آینده!) ، تقصیر دولتهای قبل از احمدی نژاد است و در عوض ، هر چه ارزانی بوده است (حتی در قرنهای گذشته !)مربوط به دولت احمدی نژاد است . مثلا اگر قبل از انقلاب دلار کمتر از 7 تومان قیمت داشت ، به دلیل این بود که قرار بود 30 سال بعد احمدی ژد رئیس جمهور شود ، اگر در زمان جنگ ، قیمت مسکن در تهران پایین بود به خاطر این بود که قراربود 20 سال بعد دولت احمدی نژاد تشکیل شود ، اگر در دوران سازندگی ، خودرو قیمت بالایی نداشت به خاطر این بود که قرار بود 15 سال بعد احمدی نژاد رئیس جمهور شود ، اگر دولت اصلاحات توانست وضعیت باثبات اقتصادی ایجاد کند هم فقط و فقط به خاطر دولت احمدی نژاد بود!