ما و بنگلادشی ها

ما و بنگلادشی ها

روزنامه‌هاي کشور بدون گل و بدون بلبل بنگلادش ، با کمال تاسف و تاثر فراوان اعلام كردند وزير راه‌‌آهن آن کشور ، پس از متهم شدن منشي و دو معاونش به دريافت رشوه، از سمت خود استعفا كرد !  وي  دراین رابطه گفته است كه هيچ دخالتي در اين پرونده دريافت رشوه نداشته است اما از مردم بنگلادش خجالت مي كشيده كه افراد فاسد را به سمتهاي مهم منصوب كرده و متوجه رشوه خواري زير دستانش نشده است. میزان رشوه دریافتی در آن داستان حدود 54هزار دلار بوده است .

با توجه به این خبر :

1- حدس بزنید اگر بنگلادشی ها ایران بودند چقدر کلاس کار اختلاس و رشوه گیری را پایین می آوردند ! چون بنگلادشی ها خیلی آدمهای کم جنبه ای هستند و طبق خبر بالا ، وقتی می خواهند رشوه بگیرندو پشتک بزنند ، فقط 54 هزار دلار می گیرند ! اما در کشورما کیفها و پولهای چند میلیارد تومانی وجود دارد که به هر کسی بدهی برایت پشتک می زند . اعترافات متهمان اختلاس 3 هزار میلیاردی را که به یاد دارید؟!

2- حالا حدس بزنید که اگر اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی ( معادل 3حدود میلیون دلار ناقابل ) در بنگلادش روی می داد که دانه درشتهای محترمی جزو متهمان آن بودند ، چه اتفاقاتی در دولت بنگلادش رخ می داد؟! مسلمان نشنود ، کافر نبیند! راستش به نظر ما حتما در دولت بنگلادش سونامی رخ می داد ! در حالی که در کشور گل و بلبل ما ، نه کسی به استعفا فکر کرد و نه حتی کسی از کاربرکنارشد. واقعا آفرین به این ثبات و پایمردی خودمان !

3- کمی تخیلتان را بالا تر ببریدو حدس بزنید که استعفای وزیر راه آهن بنگلادش از طرف رئیس دولت آن کشور مورد قبول واقع نمی شد، چه می شد؟ ! اگر از بنگلادشی ها بپرسید ، مطمئنا می گویند این اتفاق آنقدر بد است که حتی نباید فکرش را هم بکنید . بنگلادشی هستند دیگر ! مثل ما نیستند که یک مقام قول شرف بدهد که استعفا می دهد و رئیس دولت آن را نپذیرد ! آنجا وقتی وزیر خجالت بکشد ، کار تمام است ، قربان خدمان بروم که خجالت در کارمان نیست!

4- حدس بزنید که پس از رشوه در بنگلادش ، مثلا منشی وزیر فرار می کرد و می رفت در ویلایش در کانادا ، به خوبی وخوشی روزگار می گذراند! آنوقت دیگر لابد ، وزیر بنگلادشی یا آن قدر خجالت می کشید که آب می شد یا از زور ناراحتی دق می کرد یا دست به خودکشی می زد .ولی شکر خدا در مملکت ما ، مدیر کل بانک ملی (که احتمالا سمتش بالاتر از منشی وزیر است!!!) روز روشن سوار هواپیما شد و رفت ؛ اما غیورمردان بالا دستی اش خم به ابرور نیاوردند و همچنان با قامتی استوار ایستاده اند!

نتیجه همه این حدسها ، اینکه بنگلادشی ها مثل بقیه کشورها ، غیر از ما در حال پس رفت هستند و ما داریم به قله های مدیریت و پیشرفت می رسیم.

حافظه تاریخی

 

31 فروردین 85: تحلیل مصباح یزدی از انتخاب احمدی نژاد

در اثر نذر و نيازها و گريه‌هاي مردم متدين، خداي متعال اینها را پيروز كرد

 

گروه سیاسی – محمدحسین روانبخش: همه می دانند که آیت الله محمدتقی مصباح‌یزدی از طرفداران محمود احمدی نژاد بود اما شاید خیلی ها صحبت هایی از او را که در فروردین 85 منتشر شد ، به یاد نیاورند ؛ سخنانی که در آنها گفته شده بود در زمان سید محمد خاتمی از ارمنستان ، رقاص می آوردند! و از مردم خواسته بود یادشان نرود که خدا احمدی نژاد را به آنها داده است تا نعمت ها از آنها گرفته نشود. پنج سال بعد درهمین روزها اما آیت الله جزو منتقدان احمدی نژاد و دار ودسته اش شده بود و « فتنه جدید» را بزرگترین خطر برای اسلام دانست  .پس از آن بود که در روزهای آخر فروردین 90 یکی از شاگردان او ، با نوشتن یادداشتی در روزنامه جمهوری اسلامی، سخنان آن روز مصباح را به یادش آورد.

بگذارید این گفته ها و نوشته ها را به تفصیل بیان کنیم: 31 فروردین 85 خبرگزاری های مختلف به نقل از هفته نامه مربوط به شاگردان آیت الله مصباح خبردادند که وی  در تحلیلی پیرامون انتخابات ریاست‌جمهوری گفت: در اثر نذر و نیازها و گریه‌های خانواده‌های شهدا و مردم متدین، خدای متعال دوباره همان خانواده‌های شهدا و متدینان را پیروز کرد و قدرت دست کسانی آمد که گمنام بودند و کسی به آنها اعتنایی نمی‌کرد. مصباح یزدی این مطلب را در جمع گروهی از دانشجویان دانشگاه پیام نور مطرح کرد و به اوضاع جامعه در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی اشاره کرد و گفت: دو سال پیش وضع شما متدینان چگونه بود؟ کار به جایی رسیده بود که چادری‌ها را مسخره می‌کردند.همان هنرپیشه‌های زمان شاه دوباره سرکار آمده بودند و تجدید شخصیت می‌شدند. کمبودها! را هم از جاهای دیگر تامین می‌کردند: از ارمنستان رقاص می‌آوردند و ... مومنان خون دل می‌خوردند، شب و نیمه شب پیش خدا اشک می‌ریختند و می‌نالیدند که ما شهید دادیم برای اینها؟! آیت الله مصباح یزدی با اشاره به پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری گفت: خدا دوباره دعاهای شما را مستجاب کرد و شرایط بهتری پیش آمد، اما یادتان نرود خدا اینها را به شما داد، در صورت فراموش کردن، دوباره نعمت‌ها گرفته می‌شود.

پنج سال بعد ، در 24 فروردین اما این سخنان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آثار آیت‌الله مصباح یزدی از قول وی  منتشر شد: اگر تنبلی کنیم زمانی از خواب غفلت بیدار می‌شویم که تیرگی فتنه همه جا را فراگرفته است و می‌بینیم همان کسانی فتنه را آغاز کرده‌اند که خود پرورش داده‌ایم. این عزل و نصب‌ها از کجا در می‌آید؟ این حرف‌های ملی‌گرایانه و مکتب ایرانی، آن هم در زمانی که نهضت اسلامی در جهان اسلام در حال شکل‌گیری است، برای چیست؟ ملی گرایی و دم زدن از مکتب ایرانی با چه انگیزه‌ای می‌تواند صورت بگیرد؟... خطری که من احساس می‌کنم شدیدترین خطری است که تا کنون اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذی‌هایی است که در بین خودی‌ها در حال رشد هستند.

به این ترتیب در 29 فروردین سال گذشته مهدی پورحسین از شاگردان آیت الله مصباح یزدی در روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشت«سخنی با آیت الله مصباح» نوشت: ترديد ندارم كه شخص آيت‌الله مصباح و مجموعه مؤسسه امام خميني از عوامل بلكه بانيان اصلي به وجود آمدن شرايط موجود كشور هستند. صرفنظر از مواضع ايشان و عملكرد برخي دانش پژوهان مؤسسه امام خميني در دوره اصلاحات، حضرت استاد با مشاهده اوضاع آن زمان به اين نتيجه رسيده بودند كه انقلاب و نظام از مسير اوليه خود دور شده، ارزشها به ضد ارزش و ضد ارزشها به ارزش تبديل شده است. به اعتقاد ايشان "كار به جايي رسيده بود كه چادريها را مسخره مي‌كردند، ... از ارمنستان رقاص مي‌آوردند. ..با اين باور، طبيعي بود حضرت ايشان تصميم بگيرند شخصاً وارد ميدان شده، براي تغيير اوضاع به نفع دين و انقلاب، پياده كردن ارزشهاي اسلامي و تنگ كردن عرصه بر رقاصان و نوازندگان داخلي و خارجي، تلاش نمايند.لذا همگان شاهد بوديم كه در هنگامه انتخابات رياست جمهوري 84، با تمام امكانات موجود قيام كرده، با سفرهاي پرتعداد به اقصي نقاط كشور در صدد جايگزيني قدرت در رأس هرم اجرايي كشور بر آمدند.  بالاخره پيروزي حاصل شد و شرايط مورد نظر مهيا گرديد. .. از نگاه آيت‌الله مصباح، دستاورد تلاش ايشان و شرايط نوپديد، نه تنها برگشت به ارزش هاي اول انقلاب بلكه "نفخه الهي"، از "عنايات ولي عصر"، "مرتبه اي از مراتب چيزي كه در زمان پيامبر اسلام تحقق پيدا كرد" و از "كرامات و معجزات" بوده است. ..براستي آن فراز عرشي و اين فرود فرشي چگونه ممكن است؟! چه چيزي در مدت كوتاه، اين همه عوض شده است؟ اگر چيزي عوض شده آيا به يكباره اتفاق افتاد يا زمينه‌هاي آن وجود داشته و علايم اش بروز كرده بود؟ چگونه ممكن است يك دفعه خطري پديد بيايد كه تا كنون چنين خطري اسلام را تهديد نكرده است؟ آيا اين همان نيست كه سالها پيش برخي از پختگان سياست بيان مي‌داشتند و الآن در كنج خانه نشسته اند؟ عجيب آن كه، طي شش سال گذشته نه تنها انتقاد علني و آشكار چنداني از روشنترين اشتباهات و برخي انحرافات جريان نوظهور از استاد سراغ نداريم بلكه علي الظاهر - حداقل از جانب موسسه و نشريه آن - از هيچ حمايتي نيز فروگذار نگرديده است. و عجيب تر آن كه، دلسوزاني كه به انحرافات پيدا و پنهان اين جريان خاص اشاره مي‌كردند با انواع هجمه ها مواجه شده به ضديت با نظام، ولايت و توطئه چيني عليه دولت انقلابي متهم مي‌شده و هنوز كه هنوز است حتي پرسابقه دارترين افراد در انقلاب و نظام كه اين روزها را از قبل پيش‌بيني مي‌كردند؛ از اين هجمه ها مصون نيستند. لذا به عنوان يك شاگرد حق دارم كه بپرسم چرا حضرت استاد پس از شش سال هزينه‌هاي سنگين و غير قابل جبران، الآن مي‌فرمايند: .".. جاي تعجب نخواهد بود اگر برخي از كساني كه امروز دم از رهبري مي‌زنند و از ياران رهبري هستند، فردا فتنه بزرگ‌تري را به وجود آورند. .خطري كه من احساس مي‌كنم شديدترين خطري است كه تا كنون اسلام را تهديد كرده است و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند". اينان چه كساني هستند؟ و به چه قيمتي به اين مرحله رسيدند؟ البته آيت‌الله مصباح با همان صراحت لهجه اي كه از ايشان سراغ داريم تكليف را مشخص كردند: "همان كساني فتنه را آغاز كرده‌اند كه خود پرورش داده‌ايم." بله همان كسان كه خود پرورش داده و بخاطر آنان هزينه¬هاي گراني را بر نظام اسلامي تحميل كرديم. و بسياري از كساني كه قبلا اينان را مي‌شناختند و سال ها پيش حرف الآن ما را مي‌زدند رنجانديم و طرد كرديم. به راستي چه كسي مي‌تواند اين همه حيثيت هاي بر باد رفته را بر گرداند؟! بله آب رفته را نمي‌توان به جوي باز گرداند اما هيچ وقت براي حداقل جبران دير نيست.

 

 

 

حذف 4 صفر از آمار بیکاران

حذف 4 صفر از آمار بیکاران

 

مسئولان جان بر کف و افتخار آفرین دولتی ، سال گذشته تلاش زیادی کردند تا داستان حذف 4 صفر از پول ملی را برای مردم جا بیاندازند .مثلا در این راه سایت بانک مرکزی مسابقه گذاشت و نظر سنجی کرد و...! اما با کمال تاسف ،آن طور که باید و شاید این قضیه جدی گرفته نشد. همان روزها این سوال در بسیاری از اذهان شکل گرفته بود که دلیل این همه تلاش و زحمت بیش از اندازه و خستگی ناپذیر دولت چیست ؟ و چرا باید داستان حذف 4 صفر که مسلما به عمر باقی مانده دولت فعلی نمی رسد ، این همه فداکارانه مورد توجه قرار می گیرد؟!

حالا ، با پایان یافتن سال 90 ، کم-کم همه دارند جواب سوال خود را می گیرند و متوجه می شوند که دامن زدن به حذف 4 صفر ، برای دولت پرتوان ، ضروری و واجب تر از نان شب بوده است. مثلا دولتمردان پارسال تا جایی که نفس مبارکشان اجازه می داد از ایجاد 2.5 میلیون شغل سخن گفتند ؛ آن هم در شرایطی که چنین داستانی حتی به درد فیلمهای علمی تخیلی هم نمی خورد! سخن دیگرمسئولان پر توان این بود که ظرف دو سال بیکاری ریشه کن می شود اما سال 90 که تمام شد ، آمار های خود دولت که کمی تا قسمتی در راستای مسئولان محترم است ، حرف دیگری می زد! بر اساس خبرها ، مرکز آمار ایران نرخ بیکاری سال 90 را معادل 12.3 درصد اعلام کرد. همچنین این مرکزبه اطلاع عموم مردم شریف ایران رساند که تعداد بیکاران محترم و ارجمند در کشور در زمستان به 2.8 میلیون نفر رسیده است در حالی که این رقم در پاییز سال گذشته در حدود 2.6 میلیون نفر بوده، بنابر گزارش مرکز آمار ایران تعداد جمعیت بیکار کشور در گروه سنی بالای 10 سال طی تنها سه ماه معادل 200 هزار نفر افزایش پیدا کرد. با این شرایط ، دولتمردان پرتوان با این سوال مواجه می شوند که چه جوری با افزایش تعداد بیکاران ، بیکاری ریشه کن می شود؟! و آن وعده ایجاد 2.5 میلیون شغل ، که در سال جدید اعلام شد محقق شده ، کجاست؟!

اینجا است که دولت از طرح داستان حذف 4 صفر می تواند مدد بگیرد! یعنی خیلی متین ومعقول به مردم شریف ، اعلام کند که دولت ، خود فداکاری کرده و داستان حذف 4 صفر را  جلوتر از مردم اجرا کرده است و به این ترتیب آن وعده ایجاد 2.5 میلیون شغل ، با توجه به حذف 4 صفر ، در .واقع تبدیل می شود به ایجاد 250 عدد شغل ! حالا متوجه شدید که نه تنها دولت وعده تخیلی نمی داد ، بلکه وعده اش کاملا منطقی و قابل اجرا و متناسب با توانایی هایش بوده و اجرا هم شده است !

تازه از این گذشته ، امکان ریشه کن کردن بیکاری هم در یک سال آینده وجود دارد و آن وعده دولت هم عملی می شود ! می پرسید چطور؟! عرض می شود که همان طور که مرکز آمار ایران اعلام کرده در پایان زمستان 90 ، تعداد بیکاران 2.8 میلیون نفر بوده است . حالا حذف 4 صفر را در مورد این آمار هم اعمال می کنیم ! نتیجه اینکه ما فقط 280 نفر بیکار داریم ! خوب ، دولت در سال جدید می خواست 250 شغل ایجاد کند ، اما اشکالی ندارد ، کمی بیشترتر زحمت می کشد و 280 شغل ایجاد می کند !

خوشتان آمد ؟! صفا کردید ؟! به ارزشهای پیدا و پنهان دولت و دولتمردان پی بردید؟!

حکمیت همیشه پیروز است!

حکمیت همیشه پیروز است!

نه خانی آمده ، نه خانی رفته ! شهر در امن و امان است ! هموطنان عزیز ، بدون نگرانی بخوابید ،زیرا برادران بیدار هستند ؛ این چند وقت هم هیچ خبری نبود ؛ یعنی شما خیال کنید از اول هیچ خبری نبود ، فقط یک ماه ، دوستان عزیز و زحمتکش و پر توان ، خودشان ومردم عزیز را مشغول کرده بودند تا مادا خدای ناکرده ، زبانم لال ، حوصله کسی از این همه خوشبختی سر نرود! بالاخره در روزگار گل و بلبل ما مردم احتیاج به سرگرمی دارند ، ضمنا یک مساله دیگر هم هست .مرحله دوم انتخابات هم نزدیک است و بعضی ها احتیاج به مطرح شدن داشته و دارند .اجرکم عند الله! یک مساله دیگرتر هم هست . مجلس جدید هم قرار است تشکیل شود و بعضی ها فیل محترمشان یاد هندوستان کرده و صندلی ریاست از آن بالا به آنها چشمک می زند و آنها را به خود می خواند ! برای آنها هم آرزوی موفقیت داریم! اینجاست که شاعر می فرماید :« ما و ما و نصف ما و نیمه ای از نصف ما – گر تو هم با ما شوی ما جملگی صد می شویم » ! یعنی همه با هم اگر بتوانیم این جور کارهای نصفه نیمه را انجام دهیم و در این راه برادری هم پیدا شود که بهانه کار باشد ، صد در صد پیروزیم ! به عبارت دیگر جمع سه نکته بالا ، می شود این یک ماه اتفاقات پیرامون استیضاح برادر گرانقدر و ارزشی  شیخ الاسلام، وزیر کار و سپس منتفی شدن استیضاح در روز استیضاح ! به سلامتی و دل خوش، پایان داستان ، من راضی و تو راضی بود و ... بقیه هم که اهمیت ندارند!

البته برادر توکلی از شاخه حکمیت اطلاع داده اند که « در صورتي كه استعفاي مرتضوي پذيرفته نشود، مجددا استيضاح در دستور كار قرار مي‌گيرد». صاحب نظران ادامه دادند :« مشکلی ندارد ! چون دوباره بعد از یک ماه دوباره استیضاح منتفی خواهد شد»! رييس مجلس هم در این خصوص  تاكيد كرد: «بعيد است بتوانيم تا پايان كار مجلس دوباره استيضاح را مطرح كنيم چرا كه ما بحث بودجه را داريم و اگر بودجه از 15 ارديبهشت در دستور قرار بگيرد تقريبا وقت‌مان را پر خواهد كرد».برادر توکلی از شاخه حکمیت همچنین گفته است : « آيا به بنده مي‌آيد كه با دولت تباني كرده باشم»؟ جواب مسلما خیر است ، ولی همیشه در حکمیت ، تبانی ، باعث ضرر نمی شود !

راستش ما تا به دیروز هر وقت لفظ « حکمیت » را می شنیدیم یاد جنگ صفین می افتادیم و سادگی و طمع اشعری؛ اما حالا فهمیدیم که حکمیت در جاهای دیگر هم کاربرد دارد ، جاهایی که هیچ شباهتی بین آنها و جنگ صفین نیست ! خواهشمندم شما هم هیچ شباهتی بین این دو موضوع مختلف برقرار نکنید ، سه نکته بالا را که یادتان هست ؟!

 

عزمی ملی برای مقابله با سوء اجرای طرح هدفمندی

عزمی ملی برای مقابله با سوء اجرای طرح هدفمندی

مهمترین موضوع در طرح هدفمندی یارانه ها ، نحوه اجرای آن و تبعات ناشی از آن بود که باعث شده بود سالها اجرای چنین طرحی به تعویق بیفتد .اجرای این طرح به هر شکل ممکن بدون توجه به عواقب  و پیامدهای کوتاه مدت یا دراز مدت آن ، درواقع کارمشکلی نبود وهر دولتی می توانست چنین کند ؛ اما آن که نهایتا به این اقدام دست زد، دولت محمود احمدی نژاد بود! از آغاز اجرای فاز نهایی هدفمندی یارانه ها، آنچه مورد توجه بسیاری از کارشناسان و همین طور جمعی از نمایندگان مجلس قرارگرفته بودودائما نسبت به آن هشدار می دادند ، روشی بود که دولت در پیش گرفته بود .تبعات نحوه عملکرد دولت به گونه ای بود که نه تنها گرانی و تورم  ناشی از آن ، غیر قابل اجتناب بود ، بلکه صنعت ، کشاورزی ، دامداری و کارگاه های کوچک و بزرگ تولیدی را دچار مشکلاتی کرد که فکری برای آن نشده بود. تنها موردی که دولت بر آن تاکید داشت و ظاهرا به دقت اجرا می شد ، توزیع بارانه نقدی بین عامه مردم بود ، غافل ازاینکه اگر در اجرای این طرح همه جانبه نگری نباشد و فقط به توزیع پول دلخوش کنیم، نهایتا همه اقشار جامعه دچار عواقب ناشی از سوء اجرای این طرح می شوند.

رفتار دولت در این مورد ، ناشی از دیدگاه دولتمردان است که قائل به برنامه ریزی ومدیریت سیستماتیک نیست . در واقع سفرهای استانی و جمع آوری نامه از مردم هم از همین موضوع ناشی می شد . در یکی دو سال اول دولت نهم ، وقتی با افتخار اعلام شد که 9 میلیون نامه از مردم جمع شده که خواهان حل مشکلات خود توسط دولت بودند ، آنهایی که دستی بر آتش مدیریت داشتند ، تاکید کردند که رفع و رجوع این حجم مشکلات به صورت مجزا از هم امکان پذیر نیست . کشور مجموعه ای به هم پیوسته است که تغییر در هر بخش آن به صورت مجرد ، ممکن است عورض سوء بر دیگر بخشها بگذارد و وقتی این همه مشکل وجود دارد ، باید برنامه ریزی ومدیریت تقویت شود تا با یک طرح دراز مدت کم کم بر مشکلات فائق آمد ، اما دولت نه تنها چنین نکرد ، بلکه سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل شد تا پافشاری دولت بر حل نامه به نامه مشکلات مردم ، بیش از پیش ادامه یابد.

نحوه رفتار دولت در اجرای طرح هدفمندی یارانه ها نیز از همین منطق تبعیت میکند . دولت در طول یکسال گذشته ، نه تنها به هشدارهای صاحب نظران و تذکرات نمایندگان مجلس توجه نکرده و وقعی بر آنها ننهاده ، بلکه در اجرای فاز دوم هم می خواهد به روش دلخواه خود عمل کند و داستان را ادامه دهد . این روزها تورم و گرانی بی سابقه ، نفس بسیاری از مردم را بریده است اما دولت همچنان سعی دارد با تبلیغات چنین القا کند که در کشور همه چیز روبراه است ، ما تنها کشوری هستیم که گرسنه نداریم و ...؛ ولی هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که با حلوا حلوا گفتن ، می توان کامها را شیرین کرد و به رفتار تلخی آفرین ادامه داد! در چنین وضعیتی است که لازم است نهادهای نظارتی و در راس آن مجلس با اقتدار مانع از چنین رفتاری شده و نگذارد تبعات ناشی از سوء اجرای این قانون ،بیش از پیش دامان مردم و بالاخص اقشار ضعیف جامعه را بگیرد، در غیر این صورت ، نابسامانی های تشدید شده فقط دامان دولت را نمی گیرد و کل مجموعه کشور دچار وضعیتی خواهد شد که حاصل لجاجت دولت در این موضوع است. به عبارت دیگراگر زمانی گفته می شد که اجرای طرح هدغمندی یارانه ها نیازمند عزمی ملی است ،امروز باید گفت برای بقای این طرح ، عزمی ملی برای مقابله با سوء رفتار دولت لازم است.