31 فروردین 85: تحلیل مصباح یزدی از انتخاب احمدی نژاد

در اثر نذر و نيازها و گريه‌هاي مردم متدين، خداي متعال اینها را پيروز كرد

 

گروه سیاسی – محمدحسین روانبخش: همه می دانند که آیت الله محمدتقی مصباح‌یزدی از طرفداران محمود احمدی نژاد بود اما شاید خیلی ها صحبت هایی از او را که در فروردین 85 منتشر شد ، به یاد نیاورند ؛ سخنانی که در آنها گفته شده بود در زمان سید محمد خاتمی از ارمنستان ، رقاص می آوردند! و از مردم خواسته بود یادشان نرود که خدا احمدی نژاد را به آنها داده است تا نعمت ها از آنها گرفته نشود. پنج سال بعد درهمین روزها اما آیت الله جزو منتقدان احمدی نژاد و دار ودسته اش شده بود و « فتنه جدید» را بزرگترین خطر برای اسلام دانست  .پس از آن بود که در روزهای آخر فروردین 90 یکی از شاگردان او ، با نوشتن یادداشتی در روزنامه جمهوری اسلامی، سخنان آن روز مصباح را به یادش آورد.

بگذارید این گفته ها و نوشته ها را به تفصیل بیان کنیم: 31 فروردین 85 خبرگزاری های مختلف به نقل از هفته نامه مربوط به شاگردان آیت الله مصباح خبردادند که وی  در تحلیلی پیرامون انتخابات ریاست‌جمهوری گفت: در اثر نذر و نیازها و گریه‌های خانواده‌های شهدا و مردم متدین، خدای متعال دوباره همان خانواده‌های شهدا و متدینان را پیروز کرد و قدرت دست کسانی آمد که گمنام بودند و کسی به آنها اعتنایی نمی‌کرد. مصباح یزدی این مطلب را در جمع گروهی از دانشجویان دانشگاه پیام نور مطرح کرد و به اوضاع جامعه در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی اشاره کرد و گفت: دو سال پیش وضع شما متدینان چگونه بود؟ کار به جایی رسیده بود که چادری‌ها را مسخره می‌کردند.همان هنرپیشه‌های زمان شاه دوباره سرکار آمده بودند و تجدید شخصیت می‌شدند. کمبودها! را هم از جاهای دیگر تامین می‌کردند: از ارمنستان رقاص می‌آوردند و ... مومنان خون دل می‌خوردند، شب و نیمه شب پیش خدا اشک می‌ریختند و می‌نالیدند که ما شهید دادیم برای اینها؟! آیت الله مصباح یزدی با اشاره به پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری گفت: خدا دوباره دعاهای شما را مستجاب کرد و شرایط بهتری پیش آمد، اما یادتان نرود خدا اینها را به شما داد، در صورت فراموش کردن، دوباره نعمت‌ها گرفته می‌شود.

پنج سال بعد ، در 24 فروردین اما این سخنان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آثار آیت‌الله مصباح یزدی از قول وی  منتشر شد: اگر تنبلی کنیم زمانی از خواب غفلت بیدار می‌شویم که تیرگی فتنه همه جا را فراگرفته است و می‌بینیم همان کسانی فتنه را آغاز کرده‌اند که خود پرورش داده‌ایم. این عزل و نصب‌ها از کجا در می‌آید؟ این حرف‌های ملی‌گرایانه و مکتب ایرانی، آن هم در زمانی که نهضت اسلامی در جهان اسلام در حال شکل‌گیری است، برای چیست؟ ملی گرایی و دم زدن از مکتب ایرانی با چه انگیزه‌ای می‌تواند صورت بگیرد؟... خطری که من احساس می‌کنم شدیدترین خطری است که تا کنون اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذی‌هایی است که در بین خودی‌ها در حال رشد هستند.

به این ترتیب در 29 فروردین سال گذشته مهدی پورحسین از شاگردان آیت الله مصباح یزدی در روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشت«سخنی با آیت الله مصباح» نوشت: ترديد ندارم كه شخص آيت‌الله مصباح و مجموعه مؤسسه امام خميني از عوامل بلكه بانيان اصلي به وجود آمدن شرايط موجود كشور هستند. صرفنظر از مواضع ايشان و عملكرد برخي دانش پژوهان مؤسسه امام خميني در دوره اصلاحات، حضرت استاد با مشاهده اوضاع آن زمان به اين نتيجه رسيده بودند كه انقلاب و نظام از مسير اوليه خود دور شده، ارزشها به ضد ارزش و ضد ارزشها به ارزش تبديل شده است. به اعتقاد ايشان "كار به جايي رسيده بود كه چادريها را مسخره مي‌كردند، ... از ارمنستان رقاص مي‌آوردند. ..با اين باور، طبيعي بود حضرت ايشان تصميم بگيرند شخصاً وارد ميدان شده، براي تغيير اوضاع به نفع دين و انقلاب، پياده كردن ارزشهاي اسلامي و تنگ كردن عرصه بر رقاصان و نوازندگان داخلي و خارجي، تلاش نمايند.لذا همگان شاهد بوديم كه در هنگامه انتخابات رياست جمهوري 84، با تمام امكانات موجود قيام كرده، با سفرهاي پرتعداد به اقصي نقاط كشور در صدد جايگزيني قدرت در رأس هرم اجرايي كشور بر آمدند.  بالاخره پيروزي حاصل شد و شرايط مورد نظر مهيا گرديد. .. از نگاه آيت‌الله مصباح، دستاورد تلاش ايشان و شرايط نوپديد، نه تنها برگشت به ارزش هاي اول انقلاب بلكه "نفخه الهي"، از "عنايات ولي عصر"، "مرتبه اي از مراتب چيزي كه در زمان پيامبر اسلام تحقق پيدا كرد" و از "كرامات و معجزات" بوده است. ..براستي آن فراز عرشي و اين فرود فرشي چگونه ممكن است؟! چه چيزي در مدت كوتاه، اين همه عوض شده است؟ اگر چيزي عوض شده آيا به يكباره اتفاق افتاد يا زمينه‌هاي آن وجود داشته و علايم اش بروز كرده بود؟ چگونه ممكن است يك دفعه خطري پديد بيايد كه تا كنون چنين خطري اسلام را تهديد نكرده است؟ آيا اين همان نيست كه سالها پيش برخي از پختگان سياست بيان مي‌داشتند و الآن در كنج خانه نشسته اند؟ عجيب آن كه، طي شش سال گذشته نه تنها انتقاد علني و آشكار چنداني از روشنترين اشتباهات و برخي انحرافات جريان نوظهور از استاد سراغ نداريم بلكه علي الظاهر - حداقل از جانب موسسه و نشريه آن - از هيچ حمايتي نيز فروگذار نگرديده است. و عجيب تر آن كه، دلسوزاني كه به انحرافات پيدا و پنهان اين جريان خاص اشاره مي‌كردند با انواع هجمه ها مواجه شده به ضديت با نظام، ولايت و توطئه چيني عليه دولت انقلابي متهم مي‌شده و هنوز كه هنوز است حتي پرسابقه دارترين افراد در انقلاب و نظام كه اين روزها را از قبل پيش‌بيني مي‌كردند؛ از اين هجمه ها مصون نيستند. لذا به عنوان يك شاگرد حق دارم كه بپرسم چرا حضرت استاد پس از شش سال هزينه‌هاي سنگين و غير قابل جبران، الآن مي‌فرمايند: .".. جاي تعجب نخواهد بود اگر برخي از كساني كه امروز دم از رهبري مي‌زنند و از ياران رهبري هستند، فردا فتنه بزرگ‌تري را به وجود آورند. .خطري كه من احساس مي‌كنم شديدترين خطري است كه تا كنون اسلام را تهديد كرده است و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند". اينان چه كساني هستند؟ و به چه قيمتي به اين مرحله رسيدند؟ البته آيت‌الله مصباح با همان صراحت لهجه اي كه از ايشان سراغ داريم تكليف را مشخص كردند: "همان كساني فتنه را آغاز كرده‌اند كه خود پرورش داده‌ايم." بله همان كسان كه خود پرورش داده و بخاطر آنان هزينه¬هاي گراني را بر نظام اسلامي تحميل كرديم. و بسياري از كساني كه قبلا اينان را مي‌شناختند و سال ها پيش حرف الآن ما را مي‌زدند رنجانديم و طرد كرديم. به راستي چه كسي مي‌تواند اين همه حيثيت هاي بر باد رفته را بر گرداند؟! بله آب رفته را نمي‌توان به جوي باز گرداند اما هيچ وقت براي حداقل جبران دير نيست.