درباره یارانه عظیم نان!

درباره یارانه عظیم نان!

در میان همه مایحتاج مردم که هر روز بیش از دیروز گران می شود ، فقط نان این شانس را داشته که وقتی گران می شود دولت کمی تا قسمتی یارانه نقدی مردم را زیاد کند تا همچنان کسی گرسنه نماند و ایران تنها کشور دنیا باشد که همه نان خالی برای خوردن دارند! مسئولان خیلی محترم خبر داده اند که 28 هزار تومانی که از نوروز به حساب مردم ریخته شده بود بابت گرانی نان تا آخر سال محاسبه شده و مردم می توانند آنرا برداشت کنند و نان خالی بخورند ؛ فقط چند نکته این وسط وجود دارد که باید به آن توجه کنند:

1- 28 هزار تومان برای اجرای مرحله دوم هدفمندی ریخته شده بود . در واقع در آغاز سال دولت می خواست برخلاف نظر مجلس مرحله دوم هدفمندی را آغاز کند ، اما بعد از اینکه مجلس بودجه سال 91 را تصویب کرد و اجرای مرحله دوم ممکن شد حالا دولت می خواهد برخلاف نظر مجلس ، مرحله دوم هدفمندی را اجرا نکند ! برای همین دبیر ستاد هدفمند سازی یارانه ها زود دست به کار شد و قبل از اینکه کسی خیال کند خدای ناکرده دولت می خواهد همگام با مجلس قدم بردارد ، اعلام کرد: افزایش مبلغ یارانه نقدی ربطی به فاز دوم هدفمندی ندارد!

2- این مبلغ 28 هزار تومان برای بعضی از شهروندان گرامی واریز نشده بود و اعتراض  آنها هم به هیچ جا نرسید ! البته قرار بود آن عزیزان از دریافت مبلغ مربوط به مرحله دوم هدفمندی محروم شوند ، اما با تغییرات صورت گرفته آنها از دریافت مبلغ یارانه نان محروم شده اند تا به این ترتیب کسانی که علی رغم زمات بی شائبه دولتمردان در راستای گرانی و تورم ، هنوز هم جزو اقشار مرفه به حساب می آیند ادب شوند !

3- اگر کسی از شهروندان اشتباه کرد و مبلغی را که دولت برای نان خوردن تا آخر سال 91 اختصاص داده داد و یک کیلو گوشت خرید ، خیال نکند دولت بعدا فکری برای سفره خالی مانده از نان او می کند ؛ نخیر ! اگر مرغ و گوشت و میوه و لبنیات و شیرو ... گران شده ، کسی حق ندارد پول نان خالی اش را بدهد و از این جور کالاهای لوکس بخرد !

4- وقتی 28 هزار تومان برای یارانه نان تا آخر سال در نظرگرفته شده ، معنی اش این است که تا آخر سال اگرنان ، ده بار دیگر هم گران شود ، دیگر دولت یک ریال به کسی نمی دهد ! به این ترتیب سعی کنید از الان تا آخر سال ، هر روز کمتر از دیروز نان بخورید تا یارانه تان کم نیاید!  

اسم گذاری در اصولگرایی

اسم گذاری در اصولگرایی

خوش به حال اصولگرایان ، آنها آنقدر پایبندی سفت و سختی به اصول دارند که نه تنها نمی توانند به یک وحدت مختصر نمایشی برسند ، بلکه گلاب به رویتان ، رویم به دیوار ، دائم هم برای همدیگر اسمهای مختلف و جالب درست می کنند ! مثلا لفظ «فتنه » را برای دیگران ساختند... اما یک دفعه چشم وا کردند و دیدند، ای دل غافل!  در بین خودشان فتنه جدید بوجود آمده ، بعد هم به دو قسمت فتنه دار تقسیم شدند : این طرف ، آن طرف را ساکتین فتنه خواند و آن طرف ، این طرف را کاسبان فتنه ! این جوری شد که فتنه به اصولگرایی چسبید و شش دانگش مال خودشان شد!

از آن طرف موجود جدیدی به نام «جریان انحرافی» درست وسط اصولگرایی مثل قارچ رویید و بالید و بالا آمد ! کنارش البته تعداد ناقابلی جن و جنگیر و رمال هم وجود داشت و داشت اصولگرایی را حسابی رونق می داد.  اما متاسفانه خود جریان انحرافی ،باکمال شکسته نفسی و تواضع ، خودش را جریان موهوم می دانست و می داند! آفرین به این همه اصولگرایی! از طرف دیگرتر، بعضی بزرگترهای اصولگرایی گفتند که اعضای جریان انحرافی ، فراماسون بدتر از بهائیت هستند ! وای که چه چیزهای بدترتر از فتنه ای که از اصولگرایی بیرون ریخت .

داستان ولی با این جور حرف و حدیثها تمام شدنی نیست و به نظر می رسد همچنان ، گلاب به رویتان ، رویم به دیوار ، اسم گذاری برادران روی همدیگر ادامه داشته و دارد . مثلا روزنامه دولت ، پنج شنبه گذشته ، اصولگرایانی را که دنبال وحدت هستند ، « افول گرایان » نام نهاده و نوشته است : «افولگرايان ما هر سال دم از وحدت مي‌زنن و حسابي مردم رو سرگرم مي‌كنن و مي‌خندونن، ولي موقع عمل كه مي‌شه؛ هر كدومشون براي خودش يه حزب تشكيل مي‌ده و حتي بعضي‌هاشون با خودشون هم قهر مي‌كنن! مثلاً من يكي از اينها رو مي‌شناسم كه با خودش دچار مشكل شده و جديداً با خودش قهره و قراره انشعاب بزنه! و با این نامگذری تازه ، بار دیگر مقداری آب کر ، گرفته روی وحدت و اصولگرایی و حسابی آن را شستشو داده است!

احمدی نژاد هم چند روز پیش ، در واکنش به طرح شدن نام بعضی از یاران و همکاران در دادگاه های اختلاس ، اسم بعضی از عزیزان را « اصل کاری » در جریان اختلاسها نام گذاشت و گفت : « اگر جرأت دارند، بروند سراغ همان هایی که اصل کاری هستند». واضح و روشن و بدیهی است که سالهاست در این مملکت غیر از اصولگرایان ، هیچ اصل کاری وجود ندارد!

این داستان مطمئنا تمام شدنی نیست و حالا حالاها ادامه دارد . «گمان مدار به پایان رسید کار مغان / هزار باده ناخورده در رگ تاک است » ، آن هم با توجه به اینکه انتخابات جدید در راه است ، وضعیت اقتصادی کشور چنان بهم ریخته که لازم است آن را گردن کسی بیندازند و در این سالها غیر از اصولگرایان ، کسی دست اندر کار نبوده تا هر جا بویی آمد بیندازند گردن او، وعده ها و شعار ها وسط هوا و زمین مانده و هزاان طرح ملی نیمه کاره باقی است ، که همه اینها تعداد معتنابهی اسم گذاری جدید در بین اصولگرایی را لازم می کند ، ما هم مثل شما ، می نشینیم و می شنویم و لذت می بریم ! راستی بعد از «جریان انحرافی » ، «ساکتین فتنه » ، « کاسبین فتنه» ، « فراماسونری جدید» ، « افولگرایان » و « اصل کاری ها در پرونده های اختلاس » ، فکر می کنید چه اسمهای جدیدی از طرف بخشی از برادران به شدت اصولگرا ، ه بخش دیگری از این برادران داده می شود ؟!


توصیه های ضروری درباره مصرف شیر

توصیه های ضروری درباره مصرف شیر

 

قدیمی ها می گفتند که بعضی ها آب قاطی شیر می کنند و آن را تقبیح می کردند ، اما خوشبختانه با همت و تلاش شبانه روزی مسئولان زحمتکش ، ما در روزگاری زندگی می کنیم که دیگر این جور کارها اصلا اهمیتی ندارد . فقط به جای آن ، خیلی ها از وجود وایتکس در شیر خوراکی مردم عزیز سخن می گویند ! رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس اعلام کرد: برخی افراد برای سودجویی های نامشروع نباید با افزودنی‌های غیرمجاز(وایتکس) به برخی از مواد غذایی مثل شیرسلامت جامعه را به مخاطره بیاندازند. در مجلس هشتم چند گزارش محرمانه در این خصوص به دست ما رسید اما متاسفانه بنا به دلایلی نتوانسیم این موضوع را پیگیری کنیم، براین اساس، یکی از اولویت‌های کمیسیون کشاورزی در مجلس نهم بررسی این بحران است.

به این ترتیب ، علی رغم همه تکذیبهای سفت و سختی که در این خصوص بیان شده ، احتمال اینکه هر کدام از مردم عزیز کشور ، مقداری وایتکس مرغوب همراه شیر خورده باشند ، اصلا بعیدنیست و درمجلس مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در این راستا ضمن تقدیر و تشکر از کلیه مسئولان ، نکات زیر را به سمع و نظر عموم وایتکس خواران عزیز ایرانی می رسانیم :

1- اگر هنوز ذائقه شما به خوردن وایتکس عادت ندارد ، می توانید هر بار بعد از خرید شیر ، کمی از آن را روی پارچه ای رنگی بریزد. اگر بعد از چند دقیقه رنگ پارچه رفت ، بهتر است به جای خوردن شیر مورد نظر ، آن را به جای وایتکس استفاده کنید.

2- اگر تا به حال خوردن وایتکس ، شما را مریض نکرده ، همچنان به خوردن شیر ادامه دهد . الحمدالله شما مشکلی با خوردن وایتکس ندارید . فقط لطفا وسوسه نشوید که در راستای صرفه جویی ، به جای خرید پاکتهایی که نام شیر دارند ، پاکتهایی که نام وایتکس دارند و ازانتر هستند را خریداری کرده و تناول کنید ! نخیر ! درصد وایتکس شیر نسبتا خوراکی کمتر از درصد شیر موجود در وایتکس غیر خوراکی است . توصیه های بهداشتی را جدی بگیرید.

3- در زمان مصرف شیر نسبتا خوراکی مراقب باشید شیر روی لباسهای شما نریزد . در این صورت مسئولیت عواقب ناشی از این کار (پوسیدگی لباس و رفتن رنگ لباس ) به عهده خود شماست .

4-شیر نسبتا خوراکی را از دسترس کودکان دور نگاه دارید.در صورت تماس شیر نسبتا خوراکی با چشم کودکان حتما به پزشک مراجعه کنید .

 

حافظه تاریخی

حافظه تاریخی

 

25 خرداد 1390 : پایان وحدت ، پایان منشور اصولگرایی

مصباحی مقدم :اصولگرايان، احمدي نژاد را محور وحدت خود نمي دانند 

 

گروه سیاسی – محمدحسین روانبخش: 25 خرداد سال گذشه ، شش ماه پس از آنکه محمود احمدي نژاد حدود 30نفر از افراد جريان موسوم به  اصولگرا را دعوت کرد تا در مورد ايجاد وحدت در جريان اصولگرا و حضور فعال اين جريان در انتخابات آتي مجلس بحث و گفت وگو شود وپس از آن کميته سه نفره متشکل از حدادعادل، ولايتي و عسگراولادي ايجاد شد تا اين مباحث در اين جلسات را پيگيري کنند و ادامه دهند ودر ادامه از منشور اصولگرايي رونمايي شد تا به اين طريق نوعي "وحدت بخشنامه اي" در ميان جريان موسوم به  اصولگرايان که روز به روز بر اختلافاتشان افزوده مي شد، به وجود آيد، وضعیت به گونه ای تغییر کرد که غلامرضا مصباحي مقدم عضو جامعه روحانيت مبارز تهران و نماينده مجلس در پاسخ به اين سوال که آيا احمدي نژاد در فعاليت هاي جريان اصولگرايي براي انتخابات مشارکت داده مي شود، گفت: نه خير، احمدي نژاد ديگر هيچ طرف برنامه هاي جريان اصولگرايي براي انتخابات نيست و اين جريان حرکت خود را به صورت مستقل دنبال مي کند.
اين موضوع البته بعد از اتفاقات ارديبهشت ماه گذشته (عزل و بازگشت وزير اطلاعات به حکم حکومتي و پس از آن خانه نشيني 10روزه احمدي نژاد و...) قابل پيش بيني بود اما موضوع اصلي اين بود که چرا اصولگرايان آنقدر در محاسبات خود دچار اشتباه بودند که ظرف چند ماه، محور وحدتشان از محدوده اصولگرايي خارج شده است! در آن روزغلامرضا مصباحي مقدم در گفت وگو با "فردا" در بيان اينکه جريان اصولگرايي چند ماه گذشته استراتژي وحدت حول محور احمدي نژاد را براي حضور در انتخابات مجلس نهم در نظر گرفته بود ، اظهارداشت:اين موضوع پيش از وقايع اخير و موضع جديد وي بود و اکنون جريان اصولگرايي با توجه به تحولاتي که رخ داده است ديگر احمدي نژاد را محور وحدت خود براي حضور در انتخابات قرار نمي دهد.
وي اضافه کرد: مجموعه جريان اصولگرايي اکنون به دنبال محوريت جامعتين براي وحدت ميان اصولگرايان در انتخابات مجلس هستند و جامعتين نيز هدايت هاي خود را استمرار مي دهند و با گفت وگو و توافقي که ميان جريان اصولگرايي شده است، اين حرکت ادامه خواهد يافت.
اين عضو شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز همچنين با اشاره به آغاز فعاليت هاي انتخاباتي برخي از گروه هاي منتسب به دولت در استانها گفت: آنها ارتباطي به جريان اصولگرايي ندارند و ما نمي توانيم تصميمي نسبت به آنان بگيريم. جريان اصولگرايي به دنبال وحدت با آنها نيست چرا که ما با اصولگرايان وحدت داريم و آنها خودشان را از اصولگرايان جدا کرده اند.
مصباحي مقدم در بيان اظهارات برخي افراد نزديک به رئيس دولت  مبني بر اينکه احمدي نژاد عضو هيچ جريان و گروهي نيست، اظهارداشت: آنها خودشان را از اصولگرايان جدا کردند بنابراين ما هم اصراري نداريم که به ما بپيوندند.

در طول ماههای پس از آن اگر چه بسیاری کوشیدند که برخاف این سخنان ، گروه مورد اشاره مصباحی مقدم را ، که جبهه پایداری نام گرفت ، زیر چتر وحدت خود بیاورند اما این اتفاق نیفتاد و نهایتا جدایی به رقابتی درون گروهی مبدل شد.

از سوي ديگر در 26 دي ماه 1389 بالاخره پس از چند بار تاخير، بالاخره انتظارها به سر آمده و بلاتکليفي ها به پايان رسيده بود و جناح موسوم به اصولگرا که مدتها بود به دنبال منشوري بود تا بر اساس آن نشان دهد چه کسي اصولگرا است و چه کسي نيست از طرف آيت الله محمد رضا مهدوي کني وآيت الله محمد يزدي منتشر شد تا تکليف همه روشن شود و هرکسي مي تواند خودش را با اين منشور بسنجد و عيار اصولگرايي اش را بدست آورد. ضمن اينکه  اين منشور وظيفه ديگري هم داشت،اينکه وحدت را به اردوگاه اصولگرايان بياورد.
در همان زمان اما نگاهي به موارد مطرح شده در منشور نشان مي داد که چنين نوشته هايي  فقط مي تواند روي کاغذ وحدتي را براي جريان موسوم به اصولگرايان به ارمغان بياورد، همان گونه که شعارهايي از اين دست هيچ گاه قاطعانه مرزها را نشان نمي دهد و آنقدر کلي و تفسير پذير است که هر کس مي تواند ادعا کند آخر اصولگرايي است و منتقدانش خارج از آن هستند.البته انتظاري هم جز اين نمي رفت و اصولا روش هايي چون نوشتن منشور کارکردي بيش از اين که شعاري بدهند، ندارند. سوال بزرگي که با خواندن اين منشور به ذهن مي رسيد اين بود که پايبندي افراد برشاخص هاي موجود در اين منشور براساس تفسير و داوري چه کسي قرار است مشخص شود؟
روزنامه مردم سالاري در تحليلي که فرداي انتشار اين منشور منتشر شد، در اين خصوص نوشت: اين موضوع مي تواند خود به شکافي بزرگتر در ميان اصولگرايان منجر شود.  زيرا تعيين هر داوري مي تواند دعوا را گسترش دهد و از آن طرف معياري شفاف و قابليت اندازه گيري براي مواردي از جمله دفاع از ارزش هاي اسلامي، احترام و توجه به جايگاه روحانيت و مرجعيت، ساده زيستي و پرهيز از تجمل گرايي و اشرافي گري و توجه ويژه به گروه هاي ضعيف و نيازمند ، اعتقاد به آزادي هاي مشروع و مردم سالاري ديني،تاکيد و باور به پيشرفت همه جانبه کشور، اداره امور بر اساس موازين اسلامي، عقلانيت، قانون، برنامه، حسن تدبير و عطوفت با مردم  وجود ندارد. مثلا معيار براي تاکيد و باور به پيشرفت همه جانبه کشور چيست؟ يا به عبارت بهتر اصلا پيشرفت همه جانبه کشور چگونه شکل مي گيرد که باور به آن شاخص اصولگرايي است؟ اگر کسي از نظر علمي و تخصصي به روشهاي به کارگرفته شده توسط دولت انتقاد داشت از اصولگرايي خارج است؟از اين گونه سوالات بسيار مي توان پرسيد و اين مشت نمونه خروار است اما مختصر و مفيد، اين است که وحدت، با فرهنگ سازي و انتقاد پذيري و اقدام عملي در راستاي جذب حداکثري و پرهيز از پدرسالاري و از همه مهمتر احترام همگاني به قانون و يکسان بودن همگان در برابر آن و... بدست مي آيد، نه تعيين هيات و بخشنامه و منشور نويسي.
سخنان مصباحی مقدم در 25 خرداد 1390 اولین نشانه ای بود که ناکار آمدی این بخشنامه را نشان داد و در ادامه داستان کلا موضوع منشور اصولگرایی خیلی زودتر از آنکه انتظارش می رفت به فراموشی سپرده شد و امروز گویی اصلا چنین منشوری وجود ندارد!

یکی نغز بازی کند روزگار

یکی نغز بازی کند روزگار

 دیروز، 22 خرداد بود ، اما حتی محمود احمدی نژادکه در غرب کشور است و آنجا دارد سفر و سخنرانی می کند هم اصلا به روی مبارک نیاورد که سه سال قبل انتخاباتی بود و مناظره هایی و حرفهایی در مناظره و...؛ حالا سه سال بعد از آن داستانها ، چرخش روزگار چنان بوده که همان احمدی نژاد به جای آن حرفهای مناظره ، با انتقاد از فضای دروغ و تهمتی که در جامعه رایج شده، تصریح کرد: این‌که حرفی زده شد، ملاک نیست، باید بیایند اثبات کنند.

بعضی صاحب نظران گفتند : نکند احمدی نژاد خواسته با این حرفها ، یاد و خاطره مناظره ها را بعد از سه سال دوباره زنده کند، منتها با 180 درجه چرخش مختصر ! بعضی ها آگاهان مسائل سیاسی گفتند: سرش شلوغ بوده و اصلا یاد حرفهایی که در مناظره گفته نبوده است . شاید هم فکر کرده همه مردم فراموشی گرفته اند و اصلا یاد آن حرفها نمی افتند ! بعضی آگاهان گفتند : شاید هم خواسته خودش جواب حرفهای سه سال پیش خودش را بدهد ، تا وقتی در جلسات مجمع تشخیص مصلحت شرکت می کند ، خیلی معذب نباشد.

در حالی که در دادگاه دیروز تخلفات بیمه ، نام معاون اول احمدی نژاد به عنوان یکی از  افراد دخیل در این پرونده به میان آمده، احمدی نژاد در ادامه حرفهایش به این موضوع واکنش نشان داد و گفت : انگار ‌مسابقه است، یکی می گوید 20 میلیارد در بانک بردند و یکی دیگر می‌گوید 100 میلیارد تومان،‌ آزاد است، قلم برداشته شده هر کس هرچه می خواهد بگوید و متوجه نیست که چه تصویری از ایران در دنیا مخابره می کند.

با توجه به این حرفها بار دیگر، بعضی صاحب نظران گفتند : دیدید گفتیم احمدی نژاد خواسته با این حرفها ، یاد و خاطره مناظره ها را بعد از سه سال دوباره زنده کند، منتها با 180 درجه چرخش مختصر! بعضی ها آگاهان مسائل سیاسی هم دوباره گفتند: دیدید گفتیم سرش شلوغ بوده و اصلا یاد حرفهایی که در مناظره گفته نبوده است . شاید هم فکر کرده همه مردم فراموشی گرفته اند و اصلا یاد آن حرفها نمی افتند، شاید هم تازگی ها این داستان مخابره تصویر از ایران در دنیا بوجود آمده و در سال 1388 ، مخابره کردن تصویر از ایران مرسوم نبوده است ! بعضی آگاهان هم دوباره گفتند : دیدید گفتیم شاید هم خواسته خودش جواب حرفهای سه سال پیش خودش را بدهد ، تا وقتی در جلسات مجمع تشخیص مصلحت شرکت می کند ، خیلی معذب نباشد!

هر چه هست ، در اصل قضیه ، خیلی تفاوتی ایجاد نمی کند . اصل قضیه همان است که فردوسی بزرگ ، هزار سال پیش گفته و مو ، لای درزش نمی رود :

الا ای خریدار مغز سخن

دلت برگسل زین سرای کهن

کجا چون من و چون تو بسیار دید

نخواهد همی با کسی آرمید

اگر شهریاری و گر زیر دست

بجز خاک تیره نیابی نشست

کجا آن گزیده نیاکان ما

کجا آن دلیران و پاکان ما

همه خاک دارند بالین و خشت

خنک آن که جز تخم نیکی نکشت

            ***

سخن لنگر و بادبانش خرد

به دریا ، خردمند چون بگذرد

چو گویی که فام خرد توختم

همه هر چه بایستم آموختم

یکی نغز بازی کند روزگار

که بنشاندت پیش آموزگار

درباره گرانی نان

درباره گرانی نان

 

همه چیز اولش خودسرانه گران می شود ، بعد که مسئولان گرانقدر و زحمتکش ، می بینند که چیزی خودسرانه گران شده است ، رگ غیرتشان می جنبد و مانع از ادامه رفتار خودسرانه می شوند ؛ یعنی اعلام می کنند که گرانی خودسرانه سابق ، طبق ضوابط و مقررات از این به بعد کاملا قانونی و بر اساس ضوابط و مقررات  است و دست همه عزیزانی که ضوابط و مقررات را رعایت می کنند ، درد نکند! البته بعد از بیان این مطلب ، با تمام توان اعلام می کنن که بزودی ارزانی آغاز می شود! فقط حیف که هیچوقت ، هیچوقت ، هیچوقت ، ارزانی خودسرانه بوجود نمی آید !

شنبه گذشته قرار بود کارگروه تعیین قیمت آرد و نان، دیروز درباره چگونگی افزایش قیمت نان در تهران تصمیم‌گیری کند، اما پیش از اینکه کارگروه محترم زحمت بکشد ، برخی از نانوایان عزیز، به پیشواز این تصمیم گیری دولتی رفتند واز چند روز قبل اقدام به افزایش خودسرانه قیمت کردند.البته هدف فقط کمک وحی – روانی به دولتمردان بوده، نه خدای ناکرده چیز دیگری ! در همین راستا هم بلافاصله کارگروه مورد نظر تشکیل جلسه دادو افزایش خودسرانه قیمت ناندر تهران را هم قانونی کرد تا خدای ناکرده شهرستانی های عزیز فقط مشمول گرانی نان نشوند و همچون گذشته ، با همه در زمینه گرانی به عدالت رفتار شده باشد. واقعا دست دولت عدالت محور درد نکند که این همه زحمت می کشد!

البته قابل ذکر است که برادران مسئول در زمینه داستان هدفمندی توضیح داده اند که گرانی نان ربطی به اجرای مرحله دوم هدفمندی ندارد تا خدای ناکرده کسی فکر نکند که دیگر نان گران نمی شود ؛ نخیر ! زهی خیال باطل! نان حالا حالاها برای گران شدن جا دارد ، مرحله دوم هدفمندی در پیش است ، فصلهای جدید سال 1391 در راه است (تابستان ، پاییز ، زمستان) ، ماه رمضان می آید ، شیطنت دشمنان و مخالفان دولت همچنان ادامه دارد ؛ و همه اینها می تواند بهانههای خوبی برایافزایش دوبارهو سه باره و هزار باره قیمت نان باشد ، تا روزی که نان با تلاش دولتمدان به قیمتی برسد که هر کس یک لقمه از آن را بخورد ، کلی دعا و ثنا به انواع و اقسام دولتمردان و بستگان دور و نزدیک آنها بفرستد که چنین نان گرانی را برای مردم فراهم آورده اند! به امید آن روز که خیلی هم دور نیست...

آمارها را به هم نزنید!

آمارها را به هم نزنید!

 

تجربه نشان داده که بعضی چیزها را نباید هم زد ، بلکه باید به همان صورتی که ارائه می شود ، گرفت و یک گوشه گذاشت تا بیشتر از این که هست ، باعث پراکندن عطر نشود . یکی از مهمترین این چیزها ، آماری است که دولت راجع به اشتغال در دو سال اخیر می دهد و بر اساس آن ادعا می کند ظرف سالهای 89 و 90 ، بیش از سه میلیون شغل یا فرصت شغلی یا یک چیزی در این مایه ها ایجاد کرده است!

واضح است که این ادعا ، بزنم به تخته ، بلانسبت آمار دولتهای قبلی ، چقدر دقیق و درست است و مو لای درزش نمی رود ! اما باز هم بعضی ها می خواهند بدیهیات را اثبات کنند و می روند سر وقت این جور آمارها و آنها را کنار هم می گذارند و این مجموعه را هم می زنند تا رایحه خوشش حسابی دماغها را پر کند ! مثلا خبرگزاری مهر دیروز با ارائه گزارشی خبر داد که با اینکه دولت اعلام می‌کند در فاصله سال‌های 89 و 90توانسته 3میلیون 200هزار فرصت جدید شغلی ایجاد کند، آمارها از حذف 5 درصد مشاغل صنعتی در 3سال گذشته و از بین رفتن 650 هزار شغل در بخش کشاورزی حکایت می‌کند.

اما اینکه دولت چنان آماری را می دهد به خاطر این است که چندین سال است مسکن مهر راه افتاده و پروژه های نیمه کاره همین جوری روی هم تلنبار شده و برای دولت آمار اشتغال را بالا می برد ! یعنی مثلا ساختمانی که باید ظرف یک سال ساخته می شده ، چهار سال است که به عنوان مسکن مهر در حال ساخت است و همین ساختمان نیمه کاره به معنای ایجاد چندین فرصت شغلی است ! یعنی هر چقدر که از مشاغل صنعتی و کشاورزی کم شده ، به فرصتهای شغلی ( نه شغل واقعی) در پروژه های نیمه کاره افزوده شده و در واقع کشور را با «قوز بالای قوز» مواجه کرده است !

خوب ، حالا آیا دولت از مواضعش کوتاه می آی ؟! ابدا! آیا از مردم عذر خواهی می کند ؟ هیهات! آیا متوجه اشتباهاتش می شود ؟ به هیچ وجه! پس چرا با این هم زدن آمار و افزایش رایحه خوش آن باید دل و دماغ را از همه بگیریم ؟ پس اصلا این حرفها رانشنیده بگیرید و سعی کنیم دیگر راجع به این ادعاهای دولت چیزی نگوییم ؛ اینجوری خیلی راحت تر هستیم!

از مجلس تا چین

از مجلس تا چین

مجلس چند روزی است که عوض شده اما ...دولت ، گلاب به رویتان ، همان دولت سابق است، اصلا هم قصد ندارد تغییری کند ! برای همین هم ، حالا که مجلس هنوز شروع به کار نکرده ، در اقدامی غیر قابل توجیه ، پا در کفش دولت کرده و بررسی آخرین وضعیت اقتصادی کشور را در دستور کار امروز صحن علنی قرار داده و از وزیران صنعت، معدن و تجارت، جهاد کشاورزی، رئیس کل بانک مرکزی دعوت کرده که امروز در مجلس حضور پیدا کنند ، دولت به خوبی مقابله به مثل کرده است و در اقدامی کاملا قابل توجیه ، محمود احمدی نژاد ، روز گذشته غضنفری وزیر صنعت و تجارت و بهمنی رئیس کل بانک مرکزی را همراه خود به چین برد تا چهار روز در آن کشور باشند ! خوش بگذرد، وضعیت اقتصادی کشور هم بررسی کردن ندارد !

***

وزیر علوم که متاسفانه همراه احمدی نژاد به چین نرفته ، دیروز در حاشیه نشست هم‌اندیشی همکاریهای سازمان محیط‌ زیست و وزارت علوم در جمع خبرنگاران در خصوص اینکه سازمان محیط ‌زیست اعلام کرده که دستگاه‌ زباله‌سوز از چین وارد می کند، گفت: اگر این پروژه را تحویل دانشگاهها بدهند، مطمئنا بهتر از چین در داخل کشور تولید می‌شود.

صاحب نظران گفتند : همه کالاهایی که از چین وارد می شود ، بهترترش در ایران تولید می شود ، ولی برادران چینی باید یک جوری پول نفتی که به ایران می دهند ، باید دوباره پس بگیرند . تازه زمانی که ملاقات برادران چینی مهمتر از حضور در مجلس است ، می خواهید دستگاه زباله سوز را از چین وارد نکنیم ؟! نخیر ؛ از نظر بعضی ها سفر به چین و خرید از چین در راس همه امور است !

***

حالا که برادران چینی روی چشم ما جا دارند ، پس دولت با کی برخورد کند؟!  مشاور حقوقی استاندار تهران گفت: برخی از فروشندگان فیلترهای آب به شهروندان می گویند که آب تهران آلوده است که قطعا از لحاظ قانونی با آنها برخورد می شود. قبلا هم اعلام شده بود آب تهران آلوده نیست ولی برخی از فروشندگان فیلترهای آب با شعار اینکه آب تهران آلوده بوده و شما باید از فیلتر استفاده کنید کاسبی راه انداخته اند که این اقدام تشویش اذهان عمومی است!

البته قبلا بعضی ها از آلوده بودن آب تهران سخن گفته بودند که امیدواریم به مرور زمان فراموش شده باشد ! ضمنا مراقب باشید که راجع به اجناس چینی چیزی نگویید ، آن هم در روزهایی که دولتمردان مهمان برادران چینی هستند که آن دیگر اوج تشویش اذهان عمومی است و به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست !

توصیه به دولت رومانی

توصیه به دولت رومانی

 هر کاری که مقامات غیر محترم دیگر کشورها می کنند ، لزوما درست نیست بلکه ممکن است خیلی خیلی خیلی کار اشتباهی هم باشد ...

می پرسید : منظورتان اخراج سفیر سوریه از چندین کشور است؟! نخیر ، ما فعلا در اخبار مربوط به رومانی سیر می کنیم و انگار نه انگار که سوریه هم خبرهایی هست! اتفاقی که در رومانی افتاده ، این است که ویکتور پونتا نخست‌وزیر جدید رومانی، معاون خود را که متهم به فساد شده بود، اخراج کرد و تحویل دادگاه داد. اما باز هم تکرار می کنیم هر کاری که مقامات غیر محترم دیگر کشورها می کنند ، لزوما درست نیست بلکه ممکن است خیلی خیلی خیلی کار اشتباهی هم باشد!

در کشور ما که اصلا از این خبرها نیست ! چرا از این خبرها نیست؟ به یک دلیل خیلی واضح: یعنی اصولا ما نخست وزیر نداریم که خدای ناکرده  معاونش متهم باشد و گلاب به رویتان ، معاونش را به این دلیل برکنار و تحویل دادگاه بدهند! اتفاقا در کشور ما دائما دارد معاونهای ریاست جمهوری افزایش می یابد که همین نشان خط قرمزی است که وجود دارد .

با این وجود رومانی هم می تواند پیشرفت کند و به ما برسد ،به شرط ایکه توصیه های ما را جدی بگیرد :

توصیه شماره 1- برای دولت حتما خط قرمز مشخص شود . دولت بدون خط قرمز اصلا کارآیی ندارد و هر روز ممکن است یکی از آنها متهم شود ...اما کابینه ای که رئیسش خط قرمز گذاشته باشد ، هزار تاسند هم که بیاورند متهم نخواهد داشت!

توصیه شماره 2- هر کس گفت که یکی از عزیزان دولتی احضار شده ، بازجویی شده یا هر خبر دیگری در این خصوص منتشر شد ، بلافاصله با قدرت و عزت و شوکت و بقیه برو بچه ها تکذیب شود تا دولت ، دشمن شاد نشود!

توصیه شماره 3- در دولت هر کس که حاشیه بیشترتری داشت ،باید عزیزتر شود ، پست بیشتری بگیرد ، حق به جانب تر شود ، فقط گاهی از آمدن جلوی دوربینها پرهیز کند ، قول شرف هم ...بدهد ،اشکالی ندارد .رفع و رجوع می شود!

مراحل مقابله و معامله مسئولان با تورم

مراحل مقابله و معامله مسئولان با تورم

 

مرحله 1 – دوره تبلیغات انتخاباتی : ما تورم را می کشیم ! ما تورم را ریشه کن می کنیم ! ما تورم را می اندازیم داخل دریا تا غرق شود و نجاتش هم نمی دهیم ! ما تورم را به زباله دان تاریخ خواهیم انداخت ! با انتخاب ما ، اصلا احتیاجی به اقدام نیست ، تورم خودش راهش را میکشد و می رود آمریکا! می شود و می توانیم!

مرحله 2 – سال اول: تورم دارد نفسهای آخر را می کشد و رو به موت است . دیروز یک نفراز بچه های محل در خیابان به ما گفت : شما چی کار کردید که تورم دارد میمیرد ؟! ماگفتیم : درست هم همین است ، مسئولان قبلی کار بلد نبودند که تورم 15 درصد بود . تورم فردا پس فردا یک رقمی خواهد شد!

مرحله 3- سال دوم و سوم: گرانی و تورم دروغ بزرگی است که کسانی گفته اند که نامشان در جیب بغل ماست و اگر نیاز باشد افشایشان می کنیم!آنها نمی توانند پیشرفتهای ما را تحمل کنند ! تورم باید تک رقمی شود و اگر نشود گوشش را می گیریم و می پیچانیم . مگر می شود که نشود ؟! می شود و خیلی می توانیم!

مرحله 3 – دوره تبلیغات انتخابات در سال چهارم : تورم اصلا هم 25 درصد نیست و 15 درصد است !ما خودمان چند بار از یک شروع کردیم شمردیم و دیدیم 15 درصد است و بیشتر نیست . هر کس هم می گوید بیشتر است بیاید بشمارد! البته باید الان تورم تک رقمی بود ولی بعضی ها شیطنت کردند و نمی خواهند ما موفق شویم ولی می شویم !

مرحله 4- سال پنجم:با همت و تلاش بی نظیر ما تورم کاهش یافته و 17درصد شده است! البته باز هم تاکید می کنیم که تورم قبلا 15 درصد بود ولی حالا 8 درصد کاهش یافته و 17 درصد شده است و با همین روند بزودی تکرقمی می شود !

مرحله 5- سال ششم: حیف که ما طرح هدفمندی یارانه ها را اجرا کردیم والا تورم الان تک رقمی تک رقمی بود ! حالا بعضی ها که می گفتند تورم 60درصد می شود ولی دیدند که نشد و ما همین روزها علی رغم مخالفتهای عده ای معلوم الحال ، باز هم تورم را تک رقمی می کنیم !

مرحله 6- امسال و همین روزها :تورم یکماهه فقط نیم درصد ناقابل افزایش یافته است . مردم دیگر باید به تورم عادت کنند !

مرحله 7 را خدا به خیر بگذراند...


شدت فشار

 شدت فشار

 یکی از سایتهای احمدی نژادی نوشت: شدت فشار سفر استانی احمدی نژاد به استان خراسان رضوی به گونه ای بوده که پزشکان آقای احمدی نژاد را توصیه به ناتمام گذاشتن سفر کرده بودند. احمدی نژاد با داروهای تقویتی سفر خود را به حدود 40 شهر و بخش ادامه داد.

پیش از این عباس سلیمی نمین درباره انعکاس خبری سفر احمدی نژاد به خراسان گفته بود: طی چند روز اخیر تماس های زیادی از سوی دانشجویان و چهره های سیاسی مشهد داشته ام که روی سخنشان با صدا و سیما بوده که خودمان در محل سخنرانی احمدی نژاد در مشهد حضور داشته ایم ولی جمعیتی که تلویزیون از حضور مردم در صحن جامع رضوی نمایش داد با واقعیت منطبق نیست. بررسی هایم نشان می هد که خبرنگار محترم رسانه ملی تصاویری را از سفر قبلی آقای احمدی نژاد عاریت گرفته است تا نمای دیگری را ارائه دهد.
نتیجه کنار گذاشتن این دو خبر خیلی جالب است و نتایج درخشانی می توان از آن گرفت:

1- احتمالا پزشکان به مردم هم توصیه کرده بودند که نیایند تا خدای ناکرده ، رویم به دیوار، سفر نیمه تمام نماند ولی از صدا و سیما خواسته آنها را نشان دهد تا واقعیت به همه نشان داده شود!

2- حالا استقبال آن طوری نبوده که تلویزیون نشان داده ، چنین شدت فشاری بوده ، اگر خدای ناکرده آن استقبال وجود داشت حتما خدای ناکرده سفر ناتمام می ماند! پس آفرین به آگاهی و بصیرت مردم که نمی گذارند کارهای دولت بیش از اینها ناتمام بماند ؛ یعنی همان چندین هزار طرح نیمه تمام برای هفت - هشت دولت آینده کافی است ، بگذار لااقل سفرهای استانی تمام شود!

3- شاید صدا و سیما می خواهد شدت فشار بر احمدی نژاد را بیش از حد نشان دهد که از این کارها کرده است! مظلومیت تا کجاها!

4-شاید هم شدت فشار به خاطر کمبود استقبال بوده است و صدا و سیما سعی کرده فشار را تا جایی که می توانسته کاهش دهد!اگر این جوری است خدا خیرش دهد که فشارشکن خوب و خبره ای است!

4-

ترش و شیرین وزیر نیرو!

ترش و شیرین وزیر نیرو!

 1- همیشه در سخت ترین و ناگوارترین وضعیت ها ، کورسوی امیدی هست و هرگز ناامیدی مطلق پدیدار نمی شود . در مورد فاز دوم هدفمندی یارانه ها هم با اینکه مردم مات و مبهوت از گرانی های بی سابقه اخیر بسیار نگران بودند و احساس می کردند که باید آخرین نفسها را بکشند و رو به قبله دراز شوند، اما راستش را بخواهید ، مقداری امیدواری داشتند که دستی از غیب برون آید و کاری بکند ! حالا اگر چه  دستی از غیب بیرون نیامد ولی خوشبختانه مرحوم مجلس هشتم ، کمی تا قسمتی داستان دولت را بهم ریخت ! وزیر نیرو با تاکید بر این که دولت در نظر داشته فاز دوم هدفمندی یارانه ها را از ابتدای سال جاری در کشور اجرایی کند، به مردم نگران و منتظر اعلام کرد : مصوبه مجلس طراحی دولت برای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها را به هم زده است .

خبر خوبی بود ، امیدواریم که وزیر نیرو باز هم مردم را از این خبرهای خوش بی نصیب نگذارد!

                                                                                                                                 

2-وزیر نیرو در ادامه خبر خوش بالا اعلام کرد : ... ولی دولت با تغییراتی اصرار دارد فاز دوم در اولین فرصت به اجرا درآید.

راست می گویند که هیچ نوشی بدون نیش نمی شود ! وزیر خیلی محترم با این ادامه سخنان ، مردم را دوباره دچار اضطراب و نگرانی کرده است . اگر قرار است که دولت قانون مصوب مجلس را تغییر دهد ، چرا اصلا قانون می فرستد مجلس ؟! یا چرا اصلا از تغییرات مجلس انتقاد می کند ؟! چرا اصلا خبر خوش بالا را به مردم می دهد ؟! بهتر نبود اصلا کاری به کار مجلس نداشت و فاز دوم هدفمندی یارانه ها را از ابتدای سال جاری در کشور اجرایی می کرد ؟! مرگ یکبار ، شیون هم یکبار ! تو را به خدا این هه مردم را عذاب ندهید!

سرنوشت اصولگرایی بعد از انتخاب رئیس مجلس

سرنوشت اصولگرایی بعد از انتخاب رئیس مجلس

بحث بر سر ریاست مجلس نهم ، موضوعی است که این روزها به رویارویی دوباره اصولگرایان دوستدار وحدت تبدیل شده است . صرف نظر از اینکه چرا طیفهای مختلف این جناح سیاسی، روی کاندیدای خود نظر دارند و در نهایت چه کسی پیروز این مبارزه خواهد بود ،  این سوال مطرح است که چرا این موضوع این قدر برای اصولگرایان مهم شده که حاضر نیستند آن را دور از چشم رسانه ها و با کمی تظاهر به وحدت ، پیش ببرند ؟ اینکه چه کسی رئیس مجلس باشد چگونه یکباره به مساله ای شبیه مرگ و زندگی برای اصولگرایان دلسوز مردم تبدیل شد و آیا پس از انتخابات هیات رئیسه مجلس ،اصولگرایی، شاهد وحدت را در آغوش خواهد گرفت؟!

1- پیروزی در مسابقه ریاست مجلس  ، برای طیفهایی از اصولگرایان ، معنی وارد شدن جدی در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری دارد . روسای مجلس ، همواره یکی از گزینه های محتمل کاندیداتوری ریاست جمهوری هستند و همین موضوع ، دعوای امروز اصولگرایان را شدیدتر کرده است . واضح است که پیروزی هر کدام از این دو طیف و دو کاندیدا ، نه تنها کاندیدای رقیب را از سکوی ریاست مجلس می اندازد ،بلکه کاندیداتوری او در انتخابات ریاست جمهوری را هم به شدت ضعیف می کند . اما از نکته ای نباید غافل بود : اینکه فقط لاریجانی و حداد عادل کاندیدای ریاست جمهوری نیستند و بسیاری از افراد مطرح در اردوگاه اصولگرایی ، خودشان را دارند گرم می کنند . پس رویارویی برادران ، با انتخابات هیات رئیسه تمام نخواهد شد ، بلکه در طول یکسال آینده تشدید هم خواهد شد . وقتی بر سر ریاست مجلس این همه جنجال به پا شده ، واضح است که در ماههای بعد ، افشاگری ها و هل من مبارز طلبی ها تا کجا خواهد رسید!

2- این روزها صحبتها و اظهار نظرهایی که درباره توانایی دو کاندیدای ریاست مجلس می شود ، عموما پیرامون نحوه تعامل مجلس با دولت است ، گویی رئیس مجلس آینده فقط این یک کار را دارد. در واقع این نوع نگاه ، این واقعیت را اعلام می کند که مساله اساسی اصولگرایی در یک سال آینده نحوه تعامل یا رویارویی با دولت است .اگر چه نگاه اصولگرایان به دولت متفاوت است و همین باعث رقابت لاریجانی و حداد عادل شده است ولی همه اصولگرایان در این باور مشترک هستند که امیدی ه تغییر رویه دولت نیست و آنچه فضا را می تواند تغییر دهد ، نحوه عملکرد مجلس است. همچنین این موضوع ، نگرانی عمیق اصولگرایان را از اتفاقات احتمالی سال آخر دولت نشان می دهد . با این تفاصیل ، پیروزی رئیس مجلس مورد نظر هر طیف، الزاما برای آن طیف مفید نیست و می تواند در تحلیل نهایی به ضرر آن طیف هم باشد . برای مثال ، موضوع استیضاح وزیر کار و استعفای مرتضوی ، که تمرینی برای ریاست مجلس بود ، کارکرد منفی داشته و به عنوان نقطه ضعف یک گروه تلقی می شود . پس می توان ادعا کرد که رویارویی بعد از انتخاب رئیس مجلس شدیدتر می شود ، چون احتمال زیادی می رود که پیروزی کاندیدای یک طیف ، باعث تضعیف موقعیت آن طیف در انتخابات ریاست جمهوری ( هدف نهایی از رویارویی فعلی ) شود و صف بندی جدیدی در مجلس شکل گیرد!

 

بگذارید مشکل مسکن کاملا حل شود

بگذارید مشکل مسکن کاملا حل شود

دولت خیلی محترم ، قرار است مشکل مسکن همه خانواده های ایرانی را حل کند ، همانطور که مشکل اشتغال (این روزها همه مردم ایران واقعا سرکار هستند!)، مشکل تورم (این روزها همه جا  ارزانی است!) ، مشکل آلودگی هوا (این روزها فقط 17 استان کشورآلودگی هوا دارد!) ، مشکل ترافیک (همین روزها بنزین گران می شود و کلا کسی ماشین سوار نمی شود!) ، مشکل بهداشت ودرمان ( این روزها یا باید سالم باشی یا اگر مریض شدی ، بمیری!)و ... را حل کرده و به همه بدخواهان و خوب خواهان نشان داده که می شود و می توانند ؛ اما متاسفانه بعضی از مردم کمی محترم متوجه نیستند که باید به دولت خیلی محترم کمک کنند تا بتواند چنین کند ، در حالی که با روحیه عجیب و غریبشان دقیقا عکس این عمل می کنند !واقعیت این است که این افراد  فکر می کنند که مشکل مسکن فقط مشکل شخصی خودشان است و اصلا اجتماعی فکر نمی کنند و این روحیه باعث می شود کمی تا قسمتی باعث مانع تراشی در مقابل دولت شوند و نگذارند مشکل مسکن به طور کامل حل شود و همه متقاضیان ، خانه دریافت کنند! مثلا خبرگزاری مهر دیروز نوشت : فردی که در جریان سفر احمدی نژاد به مشهد به عنوان یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر در سیما با وی مصاحبه و درباره مزایای مسکن مهر تبلیغ کرده بود، مدعی شد پس از چند روز خانه را از وی پس گرفته اند. وی گفت: در زمان افتتاح واحدهای مسکونی توسط احمدی نژاد، وسایلم را به این منزل منتقل و در گزارش تبلیغی وزارت مسکن و شهرسازی که به همین مناسبت تهیه و از شبکه 3 پخش شد نیز من و همسرم مورد مصاحبه قرار گرفتیم. در حالی که ما از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدیم به ما اعلام شد باید خانه را تخلیه کنیم. مسکن مهر با هدف حل مشکل افراد فاقد سرپناه احداث شده است، ضمن اینکه من تمام مراحل را طی و واحد خودم را نیز دریافت کرده ام، چرا باید با من این گونه برخورد شود؟!

واقعا باعث تاسف است که این هموطن دارای مشکل مسکن چنین رفتاری دارد و این طور غیر مدنی اعتراض می کند!گویی قرار است فقط مشکل او حل شود . نخیر  برادر گرامی ! شما خانه تان را تحویل گرفتی و بعد از چند روز باید پس بدهی تا دیگر متقاضیان نیز خانه را تحویل بگیرند و در طول مدت باقیمانده از دولت خیلی محترم ، همه درخواست کنندگان بتوانند خانه را تحویل بگیرند ! واقعا چرا ما ایرانی ها همه چیز را برای خودمان می خواهیم ؟! واقعاچرا در مقابل دولتی با این درجه خدمتگزاری می ایستیم و نمی گذاریم کارش را بکند؟! واقعا چرا نمی گذاریم مشکل مسکن هم به طور کامل حل شود؟! واقعا چرا...؟!

 

متن یک سخنرانی بیان نشده

متن یک سخنرانی بیان نشده!

 استکبار بداند ، استعمار بداند ، استثمار بداند ، المپیک یک اتفاق مسخره است که هر 4 سال یکبار در ورزش دنیا اتفاق می افتد و سعی دارد ملتهای دنیا را به دنبال خود بکشد . دشمنان ملت ،رفته اند نشسته اند یک گوشه ، نقشه کشید اند ، زور زده اند ، زور زده اند آخرش توانسته اند 4 سال یکبار یک سری مسابقه برگزار کنند ! ملت ایران که از المپیک نمی ترسد ، ملت رئیس فدراسیونهای ورزشی را برکنار می کند ، به المپیک هم ربطی ندارد ! ملت آنقدر توانایی دارد که سالی 4 تا المپیک برگزار کند و اگر خیلی فشار بیاورند این کار را می کند .

ملت ایران ، مسئولان فدراسیون ورزشی را برکنار کرده اند و چند نفر ، یک تعداد گرد و خاک ،تعداد حشره مثل پشه مالاریا ، صدایشان درآمده ! صدا در می آورید؟! آنقدر صدا دربیاورید که صدادانتان پاره شود! ملت روسای فدراسیون را حتی شده یک روز به المپیک هم عوض می کند ، از هیچی هم نمی ترسد. روزی که ما قهرمانی جام جهانی شدیم ، آن وقت می فهمید که ورزش ایران خیلی سفت تر از این حرفها است ! المپیک که چیزی نیست ، پارالمپیک هم باشد، رئیس فدراسیونی که باید عوض شود ، عوض می شود !

آمده اند ، گفته اند که الان نزدیک المپیک است ، این جوری ورزش کشور تضعیف می شود ، اصلا هم نمی شود . اگر هم دشمنان بخواهند شیطنت کنند و مدالهای طلا را زیر پای ملت ما نریزند ، از همین جا به آنها اعلام می کنیم ما خودمان یک سری المپیک برگزار می کنیم ، اسمش را هم می گذاریم گلمپیک ، ملت ما آن قدر مدال المپیک تولید می کند ، آن قدر تولید می کند که هر ایرانی چندتا مدال طلای المپیک در خانه داشته باشد و مشکل المپیک هم مثل مشکل مسکن حل شود!

استعمارگران بدانند ، امروز دیگر ، روزی است که حنای المپیک آنها رنگ ندارد و نمی توانند با این حیله ها مانع از برکناری روسای فدراسیونهای ورزشی شوند . تازه ، می خواهیم هفت هشت تا رئیس فدراسیون دیگر هم برگزار کنیم تا استکبار بفهمد که این جور چیزها نمی تواند جلوی حرکت ملت ما را بگیرد!

استکبار بداند ، ملت ما بدون رئیس فدراسیون هم قهرمان المپیک است و اگر نشود می زنیم المپیک دان دشمنان را پاره می کنیم!

کمتر از سه هزارم!

کمتر از سه هزارم!

 قاچاق در مملکت ما چیز عجیبی نیست و داستانی است که در هر سر بازاری هست . یعنی اگر بخواهیم مته به خشخاش بگذاریم ، می توان گفت که خیلی از کالاهایی که ما با نیت پاک و از فروشگاه های عادی می خریم ، کمی تا قسمتی قاچاق هستند ؛ برای همین هم دیگر قبح قاچاق برای همه ما ریخته و کالای قاچاق مثل هوا است که اگر نباشد ، زندگی مان مختل می شود ! خیلی از ما شاید ناخواسته به جایی رسیده ایم که هوا را می توانیم ه شکل سهمیه بندی دریافت کنیم اما اگر کالاهای قاچاق را با چنین وضعی به ما عرضه کنند ، می میریم ! با این اوصاف ، شاید این سوال برای بعضی ها پیش بیاید که پس وظیفه دستگاه عریض و طویل « ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز» چیست؟!

سوال خوبی است ولی جواب بهترتری دارد : گزارش تحقیق و تفحص مجلس از ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز   نشان می‌دهد که اثربخشی مبارزه با قاچاق در سالهای اخیر کمتر از سه در هزار بوده است که آن هم بیشتر معطوف به موارد خرد می‌شود. یعنی اولا آن طورکه بعضی از ما ، فکر می کردیم که این ستاد ، کار خاصی نمی کند ، نیست و با تلاش و همت و سعی و کوشش شبانه روزی ، از هر هزار کالای قاچاق ، فقط نهصد و نود و هفت کشف نمی شود و بقیه کشف می شود؛ یعنی خیلی بیشتر از آنچه تصورش می رفت. خدا خیرشان دهد ، که اگر همین طوری مبارزه سخت و بی امان را با قاچاق پیگیری کنند ، احتمالا یک میلیارد و دویت و نود میلیون سال دیگر آن را ریشه کن می کنند !

ثانیا می دانید چقدر همین مبارزه جالب وموثر با قاچاق ، فرصت شغلی ایجادکرده است ؟! می دانید که دولت میخواهد که سالی 2.5 میلیون فرصت شغلی ایجاد کند و متاسفانه نمی تواند ؛ از سوی دیگر رئیس مرکز آمار گفته که فرصت شغلی با شغل خیلی فرق می کند. جمع این سخنان ، ما را به این نتیجه رساند که فرصت شغلی ، یعنی شغلی که در یک فرصت مقتضی ،با زرنگی خاصی باید ایجاد و از آن بهره برداری شود. خوب ، حالا فرصت شغلی قاچاق وقتی ایجاد می شود که ستادی به صورت خیلی سفت و سخت با آن مبارزه کند و  در این وضعیت ، همه آنهایی که توانسته اند از هر هزار کالای قاچاق ، نهصدو نود و هفت تای آن را با فرصت طلبی وزرنگی ،بدون کشف وارد کشور کنند ، در واقع از فرصتهای شغلی استفاده کرده اند ! از آن طرف کشف آن سه کالا از هر هزار کالای قاچاق هم برای برادران ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز ، شغل ایجاد کرده است ! یعنی همین مبارزه و ستاد مبارزه ، کلی فرصت شغلی و شغل ایجاد کرده است !  

فکرمی کنم همین دو دلیل کافی باشد برای اینکه هم از ستاد مبارزه با قاچاق تشکر کنیم و هم از مجلس که ما را با خدمات این ستاد بیش از پیش آشنا کرد !