سرنوشت اصولگرایی بعد از انتخاب رئیس مجلس

بحث بر سر ریاست مجلس نهم ، موضوعی است که این روزها به رویارویی دوباره اصولگرایان دوستدار وحدت تبدیل شده است . صرف نظر از اینکه چرا طیفهای مختلف این جناح سیاسی، روی کاندیدای خود نظر دارند و در نهایت چه کسی پیروز این مبارزه خواهد بود ،  این سوال مطرح است که چرا این موضوع این قدر برای اصولگرایان مهم شده که حاضر نیستند آن را دور از چشم رسانه ها و با کمی تظاهر به وحدت ، پیش ببرند ؟ اینکه چه کسی رئیس مجلس باشد چگونه یکباره به مساله ای شبیه مرگ و زندگی برای اصولگرایان دلسوز مردم تبدیل شد و آیا پس از انتخابات هیات رئیسه مجلس ،اصولگرایی، شاهد وحدت را در آغوش خواهد گرفت؟!

1- پیروزی در مسابقه ریاست مجلس  ، برای طیفهایی از اصولگرایان ، معنی وارد شدن جدی در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری دارد . روسای مجلس ، همواره یکی از گزینه های محتمل کاندیداتوری ریاست جمهوری هستند و همین موضوع ، دعوای امروز اصولگرایان را شدیدتر کرده است . واضح است که پیروزی هر کدام از این دو طیف و دو کاندیدا ، نه تنها کاندیدای رقیب را از سکوی ریاست مجلس می اندازد ،بلکه کاندیداتوری او در انتخابات ریاست جمهوری را هم به شدت ضعیف می کند . اما از نکته ای نباید غافل بود : اینکه فقط لاریجانی و حداد عادل کاندیدای ریاست جمهوری نیستند و بسیاری از افراد مطرح در اردوگاه اصولگرایی ، خودشان را دارند گرم می کنند . پس رویارویی برادران ، با انتخابات هیات رئیسه تمام نخواهد شد ، بلکه در طول یکسال آینده تشدید هم خواهد شد . وقتی بر سر ریاست مجلس این همه جنجال به پا شده ، واضح است که در ماههای بعد ، افشاگری ها و هل من مبارز طلبی ها تا کجا خواهد رسید!

2- این روزها صحبتها و اظهار نظرهایی که درباره توانایی دو کاندیدای ریاست مجلس می شود ، عموما پیرامون نحوه تعامل مجلس با دولت است ، گویی رئیس مجلس آینده فقط این یک کار را دارد. در واقع این نوع نگاه ، این واقعیت را اعلام می کند که مساله اساسی اصولگرایی در یک سال آینده نحوه تعامل یا رویارویی با دولت است .اگر چه نگاه اصولگرایان به دولت متفاوت است و همین باعث رقابت لاریجانی و حداد عادل شده است ولی همه اصولگرایان در این باور مشترک هستند که امیدی ه تغییر رویه دولت نیست و آنچه فضا را می تواند تغییر دهد ، نحوه عملکرد مجلس است. همچنین این موضوع ، نگرانی عمیق اصولگرایان را از اتفاقات احتمالی سال آخر دولت نشان می دهد . با این تفاصیل ، پیروزی رئیس مجلس مورد نظر هر طیف، الزاما برای آن طیف مفید نیست و می تواند در تحلیل نهایی به ضرر آن طیف هم باشد . برای مثال ، موضوع استیضاح وزیر کار و استعفای مرتضوی ، که تمرینی برای ریاست مجلس بود ، کارکرد منفی داشته و به عنوان نقطه ضعف یک گروه تلقی می شود . پس می توان ادعا کرد که رویارویی بعد از انتخاب رئیس مجلس شدیدتر می شود ، چون احتمال زیادی می رود که پیروزی کاندیدای یک طیف ، باعث تضعیف موقعیت آن طیف در انتخابات ریاست جمهوری ( هدف نهایی از رویارویی فعلی ) شود و صف بندی جدیدی در مجلس شکل گیرد!