حرف تازه وزیر ارشاد

صفار هرندي:در كدام دولت رئيس جمهور را با كاريكاتور استهزا مي كردند؟-كيهان

آقاي وزير اهل فرهنگ
فرموده دوباره نطق پررنگ
با لهجه نسبتاً حماسي
حرفي زده مطلقاً سياسي
خمپاره لطف خويش از دور
انداخته سمت كاريكاتور
افتاده به دام ناسپاسي
افسوس از اين هنرشناسي
اي كاش كمي تخصصي‌تر
مي‌كرد نظاره آن برادر
مي‌ديد اهالي رسانه
دارند قلم، نه توپخانه
مي‌ديد كه چون بساط زنبور
شهد و شكر است كاريكاتور
شيريني آن نشسته در جان
در ذائقه عسل‌شناسان
مي‌ديد ز حرف چاپلوسان
در اصل، تمسخر فراوان
***
در دولت اگر شما سواريد
چندي ز گذشته ياد آريد
مردان هنرشناس بودند
فهميده و با كلاس بودند
هم برده ز علم و فن نصيبي
هم اهل ادب كه چون «حبيبي»
مي‌ديد اگرچه چهره‌اش را
بر جلد مجله گل‌آقا
با لحن مناسب و ملايم
مي‌كرد تشكرات لازم
***
حالاست زمان چاپلوسي
گل گفتن و مدح و پاچه‌بوسي
افتاده هنر ميان خانه
پامال ز بازيِ زمانه


 

يک بام و دو هواي اقتصاد ايران   

«اقتصاد ايران به علت جدايي از اقتصاد جهاني دچار مشکل نشده و سرزنده کار خود را ادامه مي دهد. تحولات اقتصادي جهان بر اقتصاد ايران اثري ندارد» اين جملات بخشي از گفته هاي ديروز محمود احمدي نژاد است که ظاهرا در  تعريف از وضعيت اقتصادي امروز  کشور بيان شده است! اما آيا به   راستي وضعيت اقتصادي امروز کشور شايسته تعريف است؟ آيا از اقتصاد جهاني متاثر نمي شود؟ و آيا  سرزنده کار خويش را ادامه مي دهد ؟
1- جدايي اقتصاد ايران از اقتصاد جهاني به چه معناست؟ هرکس که کمترين آشنايي با علم  اقتصاد داشته باشد مي داند که امکان ندارد کشوري در جهان امروز صاحب اقتصادي باشد که هيچ رابطه اي با اقتصاد جهاني نداشته باشد، ولي اگر چنين امکاني هم بود، اقتصاد ايران هرگز نمي توانست بدان دست پيدا کند. امروز در حالي که همه هنر اقتصاد کشور فروش نفت و وارد کردن انواع و اقسام محصولات خارجي از سازه هاي تکنولوژيک و الکترونيک گرفته تا محصولات کشاورزي است، چگونه  مي توان ادعا کرد که اقتصاد ايران از اقتصاد جهاني جدا است؟ البته شايد منظور احمدي نژاد نحوه مديريت اقتصاد ايران است که بنابه تاکيد چند باره دولتمردان بر مبناي هيچ تئوري علمي روز اقتصادي نيست و کاملا  منحصر به فرد است اما صرف نظر از نقاط ضعف و قوت اين مديريت، آيا مي توان  مديريت را همه چيز اقتصاد دانست؟
2- چند ماه قبل ، نفت ايران به قيمت بالا تر از يکصد دلا ر در هر بشکه به فروش مي رفت، اما امروز قيمت نفت اوپک کمي بيش از 40 دلا ر است. چنين کاهش درآمدي به معناي تغيير وضعيت اقتصادي کشور است اما مي تواند به معناي بحران اقتصادي نباشد. در واقع بحران براي اقتصاد ما با کاهش نفت رخ نداده است بلکه با افزايش قيمت نفت ما دچار بحران شديم که اين وضعيت با کاهش قيمت تشديد مي شود! آيا بحران اقتصادي چيزي جز نرخ تورم 24 درصدي است؟!
اگر از اين زاويه به موضوع نگاه کنيم مي توانيم بگوييم که اقتصاد  ايران از اقتصاد  جهان جدا است،  چرا که در روزهاي رونق اقتصادي   دنيا، کشور ما تورم بالا ي 20 درصد  داشت.
3- در دو سال نخست تشکيل دولت نهم بارها وبارهادولتمردان از جمله شخص احمدي نژاد تاکيد داشت که تورم  در کشور تک رقمي مي شود اما يک سالي است که اين قبيل وعده ها قطع شده وعلت اجرايي نشدن آن هم از سوي مقامات دولتي تاثير تورم جهاني بر تورم کشور اعلا م شده است.
راستي مگر تورم ربطي به اقتصاد ندارد؟ آيا مي شود که تورم جهاني بر تورم کشور تاثير بگذارد ولي اقتصاد ايران از اقتصاد جهاني جدا باشد؟ لابد مي شود و مي توانيم!

یادداشت روز روزنامه مردم سالاری - ۵ آذر ۸۷