یکی نغز بازی کند روزگار

 دیروز، 22 خرداد بود ، اما حتی محمود احمدی نژادکه در غرب کشور است و آنجا دارد سفر و سخنرانی می کند هم اصلا به روی مبارک نیاورد که سه سال قبل انتخاباتی بود و مناظره هایی و حرفهایی در مناظره و...؛ حالا سه سال بعد از آن داستانها ، چرخش روزگار چنان بوده که همان احمدی نژاد به جای آن حرفهای مناظره ، با انتقاد از فضای دروغ و تهمتی که در جامعه رایج شده، تصریح کرد: این‌که حرفی زده شد، ملاک نیست، باید بیایند اثبات کنند.

بعضی صاحب نظران گفتند : نکند احمدی نژاد خواسته با این حرفها ، یاد و خاطره مناظره ها را بعد از سه سال دوباره زنده کند، منتها با 180 درجه چرخش مختصر ! بعضی ها آگاهان مسائل سیاسی گفتند: سرش شلوغ بوده و اصلا یاد حرفهایی که در مناظره گفته نبوده است . شاید هم فکر کرده همه مردم فراموشی گرفته اند و اصلا یاد آن حرفها نمی افتند ! بعضی آگاهان گفتند : شاید هم خواسته خودش جواب حرفهای سه سال پیش خودش را بدهد ، تا وقتی در جلسات مجمع تشخیص مصلحت شرکت می کند ، خیلی معذب نباشد.

در حالی که در دادگاه دیروز تخلفات بیمه ، نام معاون اول احمدی نژاد به عنوان یکی از  افراد دخیل در این پرونده به میان آمده، احمدی نژاد در ادامه حرفهایش به این موضوع واکنش نشان داد و گفت : انگار ‌مسابقه است، یکی می گوید 20 میلیارد در بانک بردند و یکی دیگر می‌گوید 100 میلیارد تومان،‌ آزاد است، قلم برداشته شده هر کس هرچه می خواهد بگوید و متوجه نیست که چه تصویری از ایران در دنیا مخابره می کند.

با توجه به این حرفها بار دیگر، بعضی صاحب نظران گفتند : دیدید گفتیم احمدی نژاد خواسته با این حرفها ، یاد و خاطره مناظره ها را بعد از سه سال دوباره زنده کند، منتها با 180 درجه چرخش مختصر! بعضی ها آگاهان مسائل سیاسی هم دوباره گفتند: دیدید گفتیم سرش شلوغ بوده و اصلا یاد حرفهایی که در مناظره گفته نبوده است . شاید هم فکر کرده همه مردم فراموشی گرفته اند و اصلا یاد آن حرفها نمی افتند، شاید هم تازگی ها این داستان مخابره تصویر از ایران در دنیا بوجود آمده و در سال 1388 ، مخابره کردن تصویر از ایران مرسوم نبوده است ! بعضی آگاهان هم دوباره گفتند : دیدید گفتیم شاید هم خواسته خودش جواب حرفهای سه سال پیش خودش را بدهد ، تا وقتی در جلسات مجمع تشخیص مصلحت شرکت می کند ، خیلی معذب نباشد!

هر چه هست ، در اصل قضیه ، خیلی تفاوتی ایجاد نمی کند . اصل قضیه همان است که فردوسی بزرگ ، هزار سال پیش گفته و مو ، لای درزش نمی رود :

الا ای خریدار مغز سخن

دلت برگسل زین سرای کهن

کجا چون من و چون تو بسیار دید

نخواهد همی با کسی آرمید

اگر شهریاری و گر زیر دست

بجز خاک تیره نیابی نشست

کجا آن گزیده نیاکان ما

کجا آن دلیران و پاکان ما

همه خاک دارند بالین و خشت

خنک آن که جز تخم نیکی نکشت

            ***

سخن لنگر و بادبانش خرد

به دریا ، خردمند چون بگذرد

چو گویی که فام خرد توختم

همه هر چه بایستم آموختم

یکی نغز بازی کند روزگار

که بنشاندت پیش آموزگار