12 اردیبهشت 90 : قهر پایان گرفت ولی فاصله ماند! 

  بازگشت احمدی نژاد به هیات دولت

 

12 اردیبهشت 1390 روزی بود که روزنامه های مختلف خبر دادند بعد از یازده روز نفس گیر برای اصولگرایان ، بار دیگر محمود احمدی‌نژاد در جلسه هیئت دولت شرکت کرد تا حداقل به صورت ظاهری داستانی که او به طور غیر منتظره ای آغاز کرده بود ، تمام شده تلقی شود . احمدی نژاد در این جلسه تاکید کرد: من تا لحظه آخر عمر در مسیر ولایت علیه استکبار و رژیم صهیونیستی خواهم بود. وی همچنین در مورد دلایل چند روز غیبت خود گفت: دلایل خانه‌نشینی چند روزه را در دل خود نگه می‌دارم.(اگر چه در اسفندماه سال گذشته و در مجلس خانه نشینی اش را تکذیب کرد و گفت: احمدی نژاد و خانه نشینی؟!) اما همان زمان معلوم بود که روزگاری دیگر آغاز شده و باید دوران دولت احمدی نژاد را به دو دوره قبل از خانه نشینی و بعد از خانه نشینی تقسیم کرد.

داستان از آنجا آغاز شده بود که در 28 فروردین ۱۳۹۰، خبر استعفای حیدر مصلحی وزیر اطلاعات  از سمت خود همراه با متن موافقت محمود احمدی نژاد با این استعفا منتشر شد. این استعفا (یا به عبارت بهتر برکناری) مورد مخالفت رسمی رهبر انقلاب قرار گرفت. پس از مخالفت رهبری با این استعفا و ابقای وزیر اطلاعات در سمت خود، احمدی نژاد در اقدامی بی سابقه و در اعتراض به حکم حکومتی در ابقای وزیر اطلاعات به منزل رفت و پس از یازده روز خانه نشینی به محل کار خود بازگشت.
پس از این خانه نشینی اخبار ملاقات اشخاص مختلف با احمدی نژاد و سخنان وی در این ملاقاتها حساسیت های بیشتری را هم برانگیخت ، به طوری که در جلسه غیر علنی آن روزهای مجلس بعضی نمایندگان مواضع شدیدی علیه احمدی نژاد اتخاذ کردند .سخنان زیادی از شرط گذاشتن احمدی نژاد برای بازگشت و اینکه وی ادعا کرده همین حالا 35 میلیون رای دارد ، گفته شد. جالب اینجاست که بعد از این داستان ، در حالی که عده ای صحبت از قهر احمدی نژاد و مقاومت وی در مقابل حکم حکومتی می کنند اما گروهی دیگر که از نزدیکان احمدی نژاد محسوب می شوند روایت های دیگری از این خانه نشینی دارند. به عنوان مثال جوانفکرعنوان کرده است: در موردآن 11 روز  اینطور نبوده که رئیس جمهور کار را رها و قهر کنند. ایشان داشتند فضای کشور را رصد می کردند. احمدی نژاد در آن شرایط به این نتیجه رسیده بود که توطئه ای شکل گرفته و هدف این است که دولت و رییس جمهور را تخریب کنند و به کشور آسیب بزنند!

آقا تهرانی (نماینده مجلس و معلم اخلاق دولت) نیز روایت دیگری از این خانه نشینی دارد. آقا تهرانی نقل می کند در دیداری که با احمدی نژاد در این یازده روز داشته ، در حالی که بیمار بوده به وی گفته است: بنده نمی دانم شایعاتی که درباره من و شرط وشروطی که با رهبری گذاشتم از کجا سرچشمه می گیرد. بنده در دیدار با رهبری در اتاق تنها بودیم وچگونگی پخش این شایعات برایم عجیب است ونمیدانم این حرفها را ازکجامی گویند. بنده خدمت رهبرانقلاب رسیدم وبه ایشان گفتم من بافشارهایی که بردولت است به این نتیجه رسیدم که رسیدن به آرمانهایی که در این دولت تصمیم به اجرای آن را داشتیم غیرممکن است. درادامه آقاتهرانی گفته است: احمدی نژاد در حالی که گریه می کرد گفت بنده نمی بخشم افراد حزب اللهی ای را که به من تهمت زاویه داشتن با رهبری عزیز انقلاب را می زنند.
مقاومت احمدی نژاد در مقابل حکم حکومتی و در پی آن قهر یازده روزه اش سبب شد طراحان سوال از احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی این اتفاق را به عنوان یک سوال مهم در طرح خود بیافزایند. اما پس از کش و قوس های فراوانی که در رابطه با مطرح کردن این سوال در صحن علنی مجلس پیش آمد و این طرح پس از ماهها تاخیر و در روز پایانی کار مجلس در سال نود به صحن علنی آمد، احمدی نژاد با حضور در مجلس و در پاسخ به یازده روز خانه نشینی اش چنین گفت : اکثر مردم به من می گویند کمی استراحت کن و به خودت برس!  11 روز خانه نشینی هم از آن حرف هاست! احمدی نژاد و خانه نشینی؟ این حرف و وصله ها به من و دولتم نمیچسبد. زندگی ام نشان می دهد که با عمل درست و ادبیات صحیح از ولایت دفاع می کنم و نشان می دهم که نظام ولایی، نظام تلاش و عمل است. همه همکاران من آنقدر کار کرده اند که فنری شده اند.

با همه این اوصاف کم نیستند افرادی از طیفهای مختلف اصولگرایی که همچون دبیر کل موتلفه ، در خلوت یا آشکار می گویند که «نظرم در مورد احمدی نژاد پس از قهر کردنش عوض شده است ». در واقع احمدی نژادی که در تمام این سالها از نوعی مصونیت برخوردار بود و انتقاد از وی ، خط قرمز بسیاری از اصولگرایان و خلاف مصلحت عنوان می شد، بعد از این خانه نشینی ، دیگر نتوانست آن موقعیت سابق را حفظ کند و روز به روز از محبوبیت و محوریتش در جناح مطبوعش کم شد ، تا جایی که صراحتا اعلام شد که وی نقشی در برنامه ها و برنامه ریزی های اصولگرایان برای انتخابات مجلس ندارد ( و چه بسا همین موضوع باعث دو دستگی ظاهری در قالب جبهه متحد و پایداری شد). همچنین بعد از این داستان بود که جریان انحرافی که در داخل دولت وجود دارد ، دچار مشکلات بسیاری شد . فردی که از او به عنوان لیدر این جریان نام برده می شود ، از جلوی دوربینها دور شد و برخلاف گذشته هیچ سخنی از وی شنیده نمی شد . عده ای از نزدیکان وی دستگیر شدند و از انتصاب یکی از افراد این جریان به عنوان معاون مالی وزارت امورخارجه ممانعت به عمل آمد.

حالا یک سال سخت بعد از آن ماجرا ، برای دولت گذشته است و به نظر می رسد دولت احمدی نژاد سال آخر خود را از این هم سخت تر خواهد گذراند . یک سالی که نه تنها از نظر سیاسی ، دولت با چالشهایی خود ساخته روبرو است ، بلکه با وضعیت به هم ریخته اقتصاد و ناتوانی دولت در درمان آن ، دولتی که می خواست خود را قهرمان جلوه دهد ، شاید مجبور شود با سرشکستگی روزهای پایانی عمر خود را بگذراند . قضاوت تاریخ هم پس از آن ، تا همیشه همراه دولتمردان امروزی ایران خواهد بود .