مردم یا نمایندگان؟!
مردم یا نمایندگان؟!
هر کسی که طی ماههای اخیر از حول و حوش مجلس شورای اسلامی گذشته باشد ، حتما چشمش روشن شده و دیده که به سلامتی و دلخوش ، ساختمانهای مربوط به مجلس در حال ساخت و گسترش است و محدوده بزرگی از جنوب و شرق مجلس ، به این امر اختصاص یافته است . این میان تنها ، مدرسه عالی شهید مطهری ( سپه سالار ) و مدرسه رفاه ، این توفیق را داشته اندکه پابرجا ، بتوانند در کنار مجلس باقی بمانند ؛ والا حتی طرح توسعه بیمارستان شفا یحیائیان (بخش توانبخشی این بیمارستان ، که گویی اسکلتش هم زده شده بوده ) در راه گسترش ساختمانهای قوه مقننه ، منتفی شده است . سر خم می سلامت شکند اگر سبویی! بهر حال واضح ومبرهن و مسجل است که گسترش ساختمانهای مجلس ، بسیار مهمتر از داشتن بیمارستان توانبخشی است! با این حال موضوع این نوشته ،این ها نیست ؛ بلکه نکته ای که باعث نوشتن این مطلب شد ، این است که چندی است حین گذر از آن محدوده و توجه به زحمتهایی که در آن نواحی کشیده می شود ، می توان تابلویی را دید که یکی از ساختمانهای در حال ساخت در شرق مجلس را معرفی می کند : « ساختمان مردم و نمایندگان» ! راستش چند وقتی است که بعد از مشاهده این تابلوی محترم، ما با دوستان هر چه فکر کردیم که چه نیازی به این ساختمان است ، به نتیجه ای نرسیدیم. حتما می دانید که هر نماینده مجلسی ، در حوزه انتخابیه خود ، دفتری دارد که بابت خرج و مخارج آن ، مختصر هزینه ای هم ، خدا قبول کند ، دریافت می کند و همچنین نمایندگان عزیز و مردمی موظف هستند بخشی از وقت خود را در حوزه انتخابیه خود بگذرانند ؛ اگر بگذرانند ! حالا در تهران و در محدوده مجلس چه نیازی به این ساختمان است ، واقعا معلوم نیست ! آیا قرار است در آینده ، دفترهای نمایندگان در شهرستانها جمع شود و اگر کسی با نماینده خود کاری دارد ، باید از جنوب یا شمال یا شرق یا غرب کشور ، راه بیفتد و تشریف بیاورد تهران تا شاید خدای ناکرده بتواند بعد از کلی معطلی وارد محدوده مجلس شود و نماینده اش را ببیند ؟! واقعا جریان چیست...
وقتی جمع ما از یافتن جواب این سوال نا امید شدیم، یکی از دوستان خاطره ای تعریف کرد که بازگویی اش بد نیست . ایشان می گفت که در روستای ما که نه در حاشیه جاده ای پر رفت و آمد است و نه جمعیتی آنچنانی دارد ، یکی از اهالی خدمتگزار رفته بود و در قالب یکی از طرحهای کارآمد ، طرح احداث «قهوه خانه » ای داده بود تا به واسطه آن 2 هزار متر مربع ناقابل زمین دریافت کند . یکی از اهالی غافل روستا (که مثل ما دائم برایش سوال ایجاد می شد)، برگشته بود و از او پرسیده بود : فلانی ! اینجا که قهوه خانه ، مشتری ندارد . چرا می خواهی چنین کاری کنی ؟ و جواب شنیده بود : بگذار من این 2 هزار متر را بگیرم و دورش حصار بکشم ، آنوقت « قهوه » را از ابتدای تابلویش بر می دارم و آنجا می شود «خانه » من!
حالا هم مجلس در مراحل اولیه ساخت بنای « ساختمان مردم و نمایندگان » است و البته بعد از اتمام این بنا ، که انشاءالله بسیار مجلل هم خواهد شد ، اگر دیدند که کارآیی در راستای مردم ندارد ، «مردم» را از انتدای نام این ساختمان بر می دارند و می شود « ساختمان نمایندگان» .این جوری هم مشکل حل می شود و هم چه چیزی هم بهتر از این ؟!