در وصف روزگار

 

در روزگارما چرا، شور و شعف تکذیب شد؟

هم گریه ها آهسته شد ، هم سوت وکف تکذیب شد؟

ماندیم عمری بین صف ، هر چند صف تکذیب شد!

بردند مروارید را ، بعدش صدف تکذیب شد!

در دادن یارانه ها ، کلا هدف تکذیب شد!

در اوج عزت ناگهان، قول شرف تکذیب شد!

 

                           ***

آشی که پخت آن نازنین ، یا بی نمک یا شور بود!

راهی که می رفت عاقبت ، در کوره راهی دور بود!

سازی که می زد جمعشان ، بی پایه و ناجور بود

چون نیزه بود آوای نی ، سنتورشان ساطور بود!

پس تار و عود و دایره ، تنبورو دف تکذیب شد

در اوج عزت ناگهان، قول شرف تکذیب شد!

 

                          ***

باد آمد و رفت از میان ، نفت میان سفره ها

طوفان شد و بنزین همی رخ برکشید از سوی ما

آمد گرانی ، با ادب ، با مهربانی ، هر کجا!

بیچاره تر شد هر کسی ، از این همه بیچاره ها

اما تمام ماجرا ، با صد شعف تکذیب شد

در اوج عزت ناگهان، قول شرف تکذیب شد!

 

                         ***

یک روز افشا شد همی رفتار پر جورو جفا

یک روز بر پا شد همی از هر طرف صدها صدا

یک روز گفت اما کسی ، هنگام صلح است و صفا!

گفتند:  پایان یافته آن ماجرا ؛ اما... چرا

حرفی که می گفت آن طرف ، از این طرف تکذیب شد؟!

در اوج عزت ناگهان، قول شرف تکذیب شد!