فاعتبروا یا اولی الابصار

 

امیدوارم روح لاله و لادن ما را ببخشند ، تعبیر لاله و لادن سیاسی برای محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی از طرف  " نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران " تعبیردقیق و درستی است ولی آیا مضمون آن حرف تازه ای است؟ جنجال آفرینی های رحیم مشایی مربوط به امروز و دیروز نیست وواقعیت این است که در همه این سالها او از حمایت همه جانبه محمود احمدی نژاد برخوردار بوده است و یا به تعبیر دقیق تر هیچ فرقی میان او و احمدی نژاد نبوده است . جالب اینجاست که در همه این سالها احمدی نژاد و مشایی سعی در اظهار هر چه بیشتر این واقعیت کرده اند ولی بعضی از اصولگرایان تا همین امروز تلاش می کنند احمدی نژاد را جدا از مشایی نشان دهند و حتی در این راستا از توجیه « سحر شدن» استفاده می کنند ؛ در حالی که تنها توجه به یکی از جنجال آفرینی های مشایی کافی بود تا به وضوح بدانند وضعیت دولت مدعی اصولگرایی از چه قرار است .مثلا برای نمونه بیایید یکی از سخنان جنجالی مشایی را مرور کنیم :

تیر ماه 87 خبرگزاری ها ی طرفدار دولت گزارش دادند که مشايي در همايش نوآوري و شكوفايي در صنعت گردشگري كه در محل مركز همايش‌هاي صداوسيما برگزار شد اظهار داشت: دوره آنكه كسي بخواهد ديني را بر دنيا حاكم كند، گذشته است.وی در همین سخنرانی گفت : ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است.

وي در نشستی خبري كه مرداد ماه 87 در محل كاخ گلستان برگزار شد، بار دیگر گفت: «ما با مردم آمريكا و اسرائيل دوست هستيم» و ادامه داد: براي هزارمين بار و قويتر از گذشته، اعلام مي‌كنم كه ما با همه مردم دنيا دوستيم، حتي مردم آمريكا و اسرائيل.

این سخنان با اعتراض گسترده روبروشد و همان ایام علی مطهری در نطق خود از تریبون مجلس گفت : مشایی اعلام دوستي ملت ايران با مردم اشغالگر اسرائيل را نموده و گفته است: ملت آمريکا، بهترين ملت‌هاي دنيا هستند و از اين بالاتر گفت: زمان آن که يک دين بر دنيا حاکم شود، گذشته است. از رئيس‌جمهور محترم مي‌خواهيم با توجه به اين اظهارات و رفتارهاي تعجب برانگيز پيشين مسئول مذکور، تصميم مقتضي را درباره وي بگيرد.

این درخواستی بود که بسیاری از احمدی نژاد داشتند اما عکس العمل احمدی نژاد چه بود ؟ 28شهریور ماه 87 احمدی نژاد در کنفرانس مطبوعاتی خود ودر حضور خبرنگاران داخلی و خارجی  با اشاره به سخنان مشايي اظهار كرد: حرف آقاي مشايي حرف دولت است و حرف روشن است.  

یکروز پس از آن اما رهبر انقلاب در نماز جمعه تهران گفتند: " يك نفر پيدا مي‌شود درباره مردمي كه در اسرائيل زندگي مي‌كنند اظهار نظر مي‌كند، البته اين اظهار نظر غلطي است. اينكه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم اين حرف درستي نيست، حرف غيرمنطقي است. مردم اسرائيل مگر چه كساني هستند؟ همان كساني هستند كه غصب خانه، غصب سرزمين، غصب مرزعه و غصب تجارت به وسيله همين‌ها دارد، انجام مي‌گيرد. سياهي لشكر عناصر صهيونيست همين‌ها هستند. نمي‌شود ملت مسلمان نسبت به افرادي كه اينجوري عامل دست دشمنان اساسي دنياي اسلام هستند، بي تفاوت باشد، نه. ما با يهودي ها هيچ مشكلي نداريم، با مسيحي ها هيچ مشكلي نداريم، با اصحاب اديان در دنيا هيچ مشكلي نداريم، اما با غاصبان سرزمين فلسطين چرا، مشكل داريم. غاصب هم فقط رژيم صهونيستي نيست. اين موضع نظام است اين موضع انقلاب و موضع مردم است. حالا كسي حرفي مي‌زند اشتباه ، عكس العملي‌هايي هم در مقابل آن نشان داده مي‌شود. خوب مساله را بايد تمام كرد. اينكه يك روز يك نفر از اين طرف بگويد، يكي از آن طرف بگويد، يكي اينجور استدلال كند، يكي از آن طرف حرف بزند، اين درست نيست، اين التهاب آفريني است؛ حرفي بود گفته شد و اشتباه بود و تمام. موضع جمهوري اسلامي و موضع دولت جمهوري اسلامي هم اين نيست ".

مشایی در بهمن 88 درباره این موضوع در جلسه وعاظ تهران با بيان اينكه احمدي نژاد گفته است حرف مشايي حرف دولت است تاكيد كرد: من اگر جمله خود را در خصوص اسرائيل بد مي‌دانستم آن را تكرار نمي كردم اما من بر اين اساس اين مسئله را گفتم كه اگر اسرائيل را امروز دنيا يك كشور مي‌شناسند، يك كشوري است كه با يك سيلي حذف مي‌شود. حال اگر بخواهيم بدانيم كه چرا حذف نمي‌شود به خاطر اينكه نفوذ در بسياري از كشورها دارد و افكار عمومي را به نفع خود و عليه ما بسيج مي‌كند.
رئيس دفتر رئيس جمهور از روحانيون جامعه وعاظ خواست تا بيانات مقام معظم رهبري در خصوص خود و معترضانش مورد بازخواني قرار دهند و گفت: اصل بحث آقا اين بود كه اين مسئله چيست كه شما اينقدر آن را كش مي‌دهيد، بعد فرمودند كه كه مردم اسرائيل دوست ما نيست و حرف بنده را نفي فرمودند و توضيح دادند. بعد از بيانات آقا طي نامه‌اي خطاب به رهبري نوشتم كه مقام معظم رهبري فصل الخطاب است. تعريفي كه بنده از ولايت فقيه دارم اين است كه به محض اينكه معلوم شد نظر ولي فقيه چيزي ديگري است تكليف روشن است.

با همه این حرفها ، رحیم مشایی درهمین سخنان تاکید می کند " احمدي‌نژاد به من بگويد كه حرف نزن من حرف نمي‌زنم"!

دقت در این داستان خیلی چیز ها را نشان می داد .اگر منتقدین امروز احمدی نژاد  بصیرت بیشتری داشتند درسهایی از این ماجرا می گرفتند و پس از آن از ماجرای عزل وزیر اطلاعات و خانه نشینی 11 روزه احمدی نژاد اصلا تعجب نمی کردند و متوسل به سحر شدن احمدی نژاد یا سعی در جدا نشان دادن احمدی نژاد و مشایی نمی کردند.

حالا با وجود این واقعیت تلخ برای اصولگرایان حداقل انتظار از آنها این است که از تحلیل های تخیلی و رد گم کردنهای قدیمی و بی اثر بپرهیزند و جلوی ضرر بیشتر را با بازگویی واقعیت به مردم بگیرند ، اما گویی این انتظار زیادی است که از بعضی اصولگرایان می توان داشت ، چون در حالی که گفته هایی همچون اظهارات اخیر نماینده ولی فقیه در سپاه ، بسیار شنیده می شود ، نماینده ای دیروز در نطق خود چنین گفته است : گروه انحرافی و نمایندگان دوم خردادی مجلس هر دو در یک راستا هستند. شاهد آن هم رای آنها به وزیر پیشنهادی ورزش است که در نطقها و آرایشان مشخص شد. متاسفانه در دولت دوم احمدی نژاد، هر کس دوم خردادیتر باشد؛ محبوبتر است.

به نظر می رسد علت اصلی چنین بیاناتی ضعف تحلیل سیاسی و رقت احساسات است ( ونه شیطنت سیاسی ) و باید در پاسخ اینگونه بیانات داستانهایی که در این سالها اتفاق افتاده را برایشان بازخوانی کرد و آنها را دعوت به بصیرت کرد . بصیرت داشتن تنها به دادن شعار " بصیرت – بصیرت " نیست ، صاحبان بصیرت  در کلام الهی به عبرت گیری دعوت شده اند و نه شعار دادن : "هو الذی اخرج الذین کفروا من اهل الکتاب من دیارهم لاول الحشر ما ظننتم ان یخرجوا و ظنوا انهم ما نعتهم حصونهم من الله فاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا و قذف فی قلوبهم الرعب یخربون بیوتهم بایدیهم و ایدی المومنین فاعتبروا یا اولی الابصار" – اوست خدایی که کافران اهل کتاب را برای اولین بار از دیارشان بیرون کرد و هرگز گمان نمی کردید که آنها از دیار خود بیرون روند و آنها هم حصارهای محکم خود را  از قهر خدا نگهبان خود می پنداشتند تا اینکه عذاب خدا از آنجا که گمان نمی بردند بدانها فرا رسید و در دلشان ترس افکند تا به دست خود و به دست مومنان خانه هاشان را ویران کردند .پس ای صاحبان بصیرت از این حادثه عبرت بگیرید.(سوره حشر آیه 2)