زود ، دیر می شود!
زود ، دیر می شود!
دوم آذرماه ، زمانی که رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که دادستان کل کشور تا دهم آذر ماه اقدام به صدور کیفرخواست و اعلام جرم در رابطه با فساد 3 هزار میلیارد تومانی خواهد کرد و سختترین عنوان مطرح در دستگاه قضایی برای مجرمان در نظر گرفته شده است ، بسیاری از مردم که با نگرانی اخبار این پرونده عجیب را دنبال میکردند به رسیدگی قضایی و ایستادگی مسئولان پرونده در مقابل فشارها ، امیدوارتر شدند . در واقع نه تنها شکل گیری اختلاسی در این اندازه ( که بزرگترین اختلاس در تاریخ دنیاست!) برای مردمی که چشم انتظار عدالت بودند و دو سال قبل از آن شعارهای انتخاباتی پرحاشیه و رنگ و لعابداری چون «دزدگیر 88!» را شنیده بودند، بسیار نگران کننده بود و واقعیتی تلخ را بازگو می کرد ، بلکه اتفاقات پس از افشای این اختلاس و دامنه مرتبطین به آن و همچنین فشارهای پیدا و پنهان بر قوه قضائیه ، نگرانی مردم را به شدت افزایش داد . اظهارات علنی بعضی دولتمردان علیه قوه قضائیه و اعتراض به دستگیری بعضی متهمان ، در کنار اظهارات دادستان کل کشور در هفدهم آبان ماه که به صراحت اعلام کرد « فشار مي آورند تا به پرونده متهمان اصلي رسيدگي نکنيم» هم گویای واقعیات شرم آوری در فضای سیاسی کشور بود ، هم نگرانی ها و به تبع آن انتظارات مردم را از دستگاه قضایی بالا برده است.بیانیه حمایت 201 نماینده مجلس شورای اسلامی از قوه قضائیه برای برخورد قاطع با مفاسد اقتصادی که دقیقا در همان روزها صادر و منتشر شد هم نشان می داد که قوه قضائیه در این مقطع حساس نیازمند حمایت معنوی است تا بتواند بر فشارها ، جوسازی ها و کارشکنی ها فائق آید و معلوم است که در چنین وضعیتی ، صدور کیفرخواست می توانست هیمنه پوشالی عقبه اختلاس کنندگان را بشکند و همراهی معنوی مردم با قوه قضائیه را نیز بیشتر و بیشتر کند .
با همه این تفاصیل در موعد وعده داده شده کیفر خواست صادر نشد و البته چنین امری در قوه قضائیه غریب نیست . کسانی که کار قضایی کرده اند به درستی متذکر این نکته هستند که در رسیدگی قضایی تعیین وقت ، خیلی معقول نیست . مثلا در جریان رسیدگی ممکن است ابعاد تازه ای از یک پرونده افشا شود که کمی تا قسمتی صدور کیفر خواست یا حکم را به تعویق بیندازد و ذات قضاوت هم چنین دقتهایی را اقتضا می کند ؛ با این حال قوه قضائیه باید این هنر را داشته باشد که بتواند همه این شرایط را با هم جمع کند و رفتاری پیشه سازد که حیثیت دستگاه قضا را تا جایی که ممکن است در نزد مردم حفظ کند و اعتماد عمومی را به حداکثر ممکن برساند .
قوه قضائیه همیشه در رسیدگی و صدور حکم برای پرونده هایی که به نوعی مورد توجه افکار عمومی واقع شده و انتظاراتی ایجاد کرده بود ، سرعت عمل نشان داده است . در پرونده جنایت سعادت آباد و در قتل روح ا... داداشی ، این سرعت عمل توانست بخش زیادی از دغدغه های افکار عمومی و نگرانی های شکل گرفته را رفع کند و از توسعه پیامهای مخرب ان اتفاقات جلوگیری کند ، اما بد نیست به این نکته هشدار دهیم که ابعاد پرونده اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی و توجه و نگرانی های شکل گرفته در جامعه درباره آن و به عبارت بهتر ، قدرت تخریبی آن به مراتب وسیع تر و دامنه دارتر از پرونده های مزبور است و بر همین اساس هم انتظاری که از قوه قضائیه می رود بسیار بیشتر از اطلاع رسانی های محدود و مصاحبه هایی است که اندک اندک تکراری و کم فایده می شود .
در روزهای اخیر دوباره انتشار اخباری درباره رئیس یک کمیسیون مهم مجلس در ارتباط با این پرونده شدت گرفته است و اگرچه تکذیب شده است اما همین اخبار و تکذیبها می تواند زنگ خطر را برای مسئولان قوه قضائیه به صدا درآورد . مردم در این چند ماه دائما می پرسند که پشتوانه قدرتمند اختلاس گران چه کسانی بوده اند و چه تضمینی وجود دارد که چنین اتفاقاتی تکرار نشود ؟ می پرسند که چرا رئیس مجلس ونایب رئیس مجلس چند بار تکرار کرده اند که از نظر آنها خط قرمزی برای رسیدگی به این پرونده وجود ندارد ؟ می پرسند « چطور ممکن است يک فرد در مدت کوتاهي اين مقدار منابع بانکي را ببرد. 3 هزار ميليارد تومان عدد کوچکي نيست و اين شخص با جابجايي پول ها، هم پولشويي کرده و هم از دست قانون و ماليات فرار کرده است »؟ (این سوالی است که سخنگوی قوه قضائیه هم در کنفرانس خبری خود طرح کرده است )، می پرسند که آیا خط قرمزهای ساخته دست بعضی مقامات رسمیت پیدا کرده وفعلا کاری از دست کسی بر نمی آید ؟ می پرسند آیا واقعا و عملا همه در برابر قانون برابر هستند ؟ می پرسند آیا تجربه بعضی ها که توانسته اند در این سالها با جوسازی و عوام فریبی ، از زیر بار پاسخگویی به بسیاری از نارسایی ها و سوء مدیریت ها فرار کنند ، حالا در برابر قوه قضائیه هم کاربرد پیدا کرده و دارد به پیش می رود ؟
وظیفه قوه قضائیه در پاسخگویی به این سوالات بسیار خطیر است و هرروز که می گذرد نه تنها بر حجم این سوالات افزوده می شود ، که پاسخی که مردم خود به این سوالات می دهند با آنچه خواسته مسئولان است ، زاویه بیشتری پیدا می کند .
خدا رحمت کند مرحوم قیصر امین پور را که ما از شعرهایش چنان استفاده می بریم که شاید مطلوب او نبوده . این شعر قیصر می تواند همه آن چیزی که در این نوشته قصد بیانش را داشتم به خوبی بازگوکند که « حرفهای ما هنوز ناتمام.../ تا نگاه می کنی / وقت رفتن است / باز هم همان حکایت همیشگی / پیش از آنکه باخبر شوی / لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود/ آی .../ ای دریغ و حسرت همیشگی/ ناگهان / چقدر زود / دیر می شود».