چه کسی باید جریمه شود؟

1- داستان شرم آوری که در یک مسابقه فوتبال افتاده را می توان به عنوان یک اتفاق تلقی کرد و دو بازیکن خاطی را جریمه کرد و بعد هم داستان را تمام شده دانست .اما آیا اینهمه واقعیت است ؟ آیا این اتفاق ، بازگوکننده  شکل گیری یک وضعیت ناهنجار اجتماعی  و هشداری مبنی بر تزلزل پایه های اخلاق در جامعه  نیست ؟ و آیا با محرومیت دو فوتبالیست باید پرونده این داستان را بست یا اینکه این آغازی است بر نمایش فسادی که دامنگیر جامعه شده و چون دملی چرکین ، سر باز کرده و آنچه وجود دارد را نشان می دهد؟

چند روز قبل از این اتفاق ، نقل قولی از یکی از مدعیان هنرمندی درباره سینما درباره وضعیت سینمای ایران و اهالی سینما منتشر شد که به مراتب زشت تر و شنیع تر از آن چیزی بود که در مسابقه پرسپولیس و داماش رخ داد ؛ اما چون برای عامه مردم ، دو صد گفته چون نیم کردار نیست ، به آن توجه نشان داده نشد ، در حالی که همان نقل قول به تمامی نشان می داد که پایه های اخلاق در جامعه ما چطور فرو ریخته که یک مدعی تعهد و هنر به سادگی می تواند حیثیت تمامی اهالی سینما را خدشه دار کندو باز هم سرش را بالا بگیرد و مدعی باشد . ما باید بپذیریم که در شرایطی بحرانی از نظر اخلاقی قرار داریم . باید بپذیریم که ظرفیت گفتن حرفهایی از این دست و نمایش چنان صحنه هایی در صحنه ورزش وجود دارد والا این اتفاقات به این راحتی بوقوع نمی پیوست و بعد هم خیلی ساده از آن نمی گذشتیم . پذیرفتن یک بیماری ، اولین مرحله از درمان آن است.

2- شناسایی بیماری ها و علتهای آن یا به عبارت دیگر تحلیل و ریشه یابی اینکه چرا جامعه به اینجا رسیده است ، ساده نیست و نباید با تحلیلهای ساده لوحانه سعی کنیم صورت مساله را پاک کنیم . واقعیت این است که هر معضل اجتماعی باید با ملاحظه تمام ابعاد جامعه و به عنوان یک حلقه از زنجیره به هم مرتبط مسائل اجتماعی تبیین و تحلیل شود . ما امروز در جامعه با مشکلات مختلفی روبروهستیم و از دیدگاه های فرهنگی – اجتماعی – اقتصادی و سیاسی در سطح جامعه بحرانهایی وجود دارد که هر روز بر ابعاد آن افزوده می شود . این بحرانها که ارتباط تام و تمام با هم دارد از سوی متولیان امور یا انکار شده و یا به شیوه ای غلط تحلیل شده و با آن به مبارزه برخاسته اند . یک نمونه ساده آن ، شیوه مقابله با استفاده کنندگان از ماهواره است . ماهواره بدون شک در بسیاری از موارد عامل فساد اخلاقی است اما آیا این گونه استفاده از ماهواره خود معلول نابسامانی ها و معضلات فرهنگی دیگر نیست ؟ اصلا اقبالی که در جامعه ما نسبت به استفاده از شبکه های ماهواره ای وجود دارد چرا شکل گرفته ؟ نقش صدا و سیما در این میان چقدر بوده و تا چه اندازه پای ماهواره را به خانواده ها کشانده؟ فضای سیاسی و بازیگران آن تا چه حد مردم را به این کار متمایل کرده اند؟ محدودیتهای رسانه ای ، نامحرم دانستن مردم و مصلحت سنجی های غلط ، ممنوعیتهای نادرستی  که در اطلاع رسانی و آگاهی بخشی درباره امور جنسی به جامعه وجود دارد چقدر این مشکل را تشدید کرده ؟ وبر فرض که همه اینها را نادیده بگیریم شیوه مقابله با جرمی که چنان عمومیت یافته که قبحی ندارد ، با زور امکان پذیر است ؟!

این یک نمونه کافی است تا نشان داده شود که در مسائل اجتماعی چه نگاهی وجود دارد و چگونه می خواهد به اصلاح امور بپردازد . همچنین نشان می دهد که چطور مسائل فرهنگی – سیاسی – اجتماعی روی هم تاثیر می گذارد و گریز از واقعیت به چه نتایج زیان باری منجر می شود.

3- برگردیم به ابتدای یادداشت .داستانی که امروز در فوتبال ما رخ داده و آنچه در بالا گفته نشد نباید این تصور غلط را شکل دهد که حرفی که آن مدعی تعهد و هنرمندی درباره سینما گفته بود ، درباره اهالی فوتبال یا کل جامعه تکرار شود ! در واقع مدعا این است که حساسیت جامعه نسبت به مسائل اخلاقی کمتر شده و همین زمینه را برای ابتلای افراد بیشتری به بی اخلاقی و فساد مناسب کرده است . در این میان بیش از اینکه جامعه مقصر باشد ، متولیان امر به نسبت مسئولیتی که بر عهده دارند ، مقصرند و اگر باید سرزنشی کرد مختص آنهاست . اگر قرار است فوتبالیستها جریمه شوند ( که باید شوند ) باید در کنار آن به آنهایی که چنین فضایی را در جامعه بوجود آورده اند هم پرداخته شود و وضعیت آنها هم محاسبه شود والا در آینده باید ناتوانی در امر جمع آوری ماهواره ها را ، در جریمه کردن افراد خاطی و هنجار شکن هم مشاهده کنیم !