به یک گردش چرخ نیلوفری...
به یک گردش چرخ نیلوفری...
(1)
پنج قرن پیش از میلاد مسیح ، هرودوت تاریخ نویس یونانی نوشت : کسی را خوشبخت مپندار تا زمانی که فرجام کارش را ندیده ای ! خدا را شکر که ما فرجام یک دیکتاتور سابقا خوشبخت دیگر را هم دیدیم . معمر قذافی آنقدر در مقابل مردم مقاومت کرد تا نهایتا از لوله فاضلاب بیرون کشیده و کشته شد . واقعا در مفایسه باید گفت که صدام خیلی خوشبخت تر بود ، بن علی و حسنی مبارک هم به مراتب خوشبخت تر از معمر قذافی بودند . قذافی اما از همان آغاز قیام مردم گویی با خودش این ترانه را زمزمه می کرد که « من و این همه خوشبختی محاله »! برای همین هم در مقابل مردم قرار گرفت ...تا پنج شنبه گذشته و لوله فاضلاب و تیر خلاص.
(2)
نادر شاه افشار هم که بعضی ها فکرمی کنند جزو مفاخر ماست وضعیتی مثل قذافی داشت ، یعنی دیوانگی اش کم کم شدت گرفت و معلوم است که وقتی کسی که برای جان انسانها ارزش چندانی قائل نیست ، دیوانه تر بشود ، چه می شود ! نهایتا به جایی رسید که پسرش وجمعی از سردارانش را کور کرد یا کشت .پایان ماجرا اینکه در یکی از لشگر کشی ها ، سرداران جمع شدند و شبانه به چادر نادر ریختند و سر از بدنش جدا کردند ، در حالی که قصد داشت صبح حمله کند و دوباره جایی را فتح کند ! حتما این شعر معروف را شنیده اید که « شبانگه سر قتل و تاراج داشت – سحرگه نه تن سر ، نه سر تاج داشت – به یک گردش چرخ نیلوفری – نه نادر به جا ماند ، نه نادری » .
پایان داستان این جور دیکتاتورها همیشه همین جوری است ، یعنی ممکن است متن داستان دیکتاتورها با هم تفاوت داشته باشد اما پایان داستان همیشه همینجوری است ، یعنی به یک گردش چرخ نیلوفری دیگر نه قذافی می ماند ، نه سیف الاسلامش ، نه معتصمش ، نه بقیه آنهایی که جمع می شدند و ...
(3)
خوب ، این یکی هم رفت . عبدالله صالح و بقیه عزیزان راهی این راه آماده باشند که دارد نوبتشان می رسد . همه می دانند که با هیچ وسیله ای از جمله زور و سرنیزه نمی شود جلوی گردش چرخ نیلوفری را گرفت . این چرخ نیلوفری را نه می شود دستگیر کرد ، نه می توان تبعید کرد .... نه امکان دارد که تهدید کرد ، نه هیچ جوری از موضعش کوتاه می آید ، نه با تبلیغات چند تا شبکه عقب افتاده رادیو تلویزیونی می شود سرکوبش کرد ، نه با فحش دادن در میتینگ های سفارشی می توان منصرفش کرد ...آهای چرخ نیلوفری ، تو چقدر شبیه بعضی آدمهایی !