عدالت یا روش عادلانه
عدالت یا روش عادلانه
اصحاب قوه اجرایی و در راس آنها محمود احمدی نژاد در طول شش سال اخیر همواره از عدالت محوری دم زده اند و هدف دولت را تحقق عدالت دانسته اند اما حالا پس از شش سال باید پرسید که آیا نشانه هایی از افزایش عدالت نسبت به قبل دیده می شود یا اینکه سوگوارانه باید شاهد باشیم که وضعیت اجتماعی و اقتصادی جامعه به گونه ای است که روز به روز بر نابرابری ها افزوده می شود ؟ پاسخ به این سوال البته مشکل نیست . وضعیت زندگی اقشار مختلف مردم چیزی نیست که دور از چشم دیگران باشد . امارهایی هم که متاثر از وضعیت نامناسب اجتماعی و اقتصادی مردم است نیز علی رغم بعضی موانع ، قابل کشف است : میزان گرانی و تورم ، آمار طلاق ، آمار اعتیاد ، آمار بیکاری ، آمار فروش کلیه ، خط فقر و مقایسه آن با درآمد مردم و...همه نشانگر این است که جامعه دچار معضلاتی است که علت اصلی بسیاری از آنها بی عدالتی است .در کشوری که فقط سالی 100 میلیارد دلار نفت می فروشد اگرفقط یک خانواده نتواند مسکنی اجاره کند ، باید بدون شک گفت که عدالتی نیست ؛ حال آنکه داستان از این حرفها گذشته و وضعیتی این چنینی وضعیت مشترک بسیاری از هموطنان است .
این سوال که چرا دولت نتوانسته در طول این شش سال به شعار اصلی خودش عمل کند را اما نمی توان به سادگی پاسخ داد . در واقع نمی توان با صراحت و قطعیت یک عامل و علت خاص برای این امر ذکر کرد ومطمئنا عوامل بسیاری در این ناتوانی موثر بوده است ؛ ولی شاید بتوان عنوان کرد که یکی از مهمترین علل این ناتوانی را ، بی روشی دولت در اجرای عدالت دانست . دولت و دولتمردان در طول این سالها هر قدر که در حرف دم از عدالت زده اند ، در عمل نتوانسته اند روشی عادلانه را در پیش گرفته و اجرا کنند ؛ غافل از اینکه «عدالت » یعنی آنچه محصول « روش عادلانه » است و در حوزه عمل ، آنچه که از روش عادلانه حاصل می شود می توان عدالت محسوب کرد . در غیر این صورت هر اقدامی بیش از آنکه عادلانه باشد ، در مقابل عدالت قرار می گیرد.
در طول این سالها رفع مشکلات مردم با جمع آوری نامه ، سیاستی رایج بوده و سعی شده بخشی از عدالت با این ترتیب اجرا شود .غافل از اینکه عمل بر اساس نامه نگاری خودش مبتنی بر بی عدالتی است و نمی توان آنرا روشی عادلانه دانست . این تازه در صورتی است که این گونه رفتار را رفتارسی روشمند بدانیم ، در حالی که جمع آوری نامه و تصمیم گیری بر اساس نامه هر فرد اصلا رفتاری روشمند نیست! یکی دیگر از اقدامات دولت عرضه برگه هایی به نام « سهام عدالت » بوده که بعد از شش سال هنوز هم وقتی احمدی نژاد میان کارگران می رود ، عده ای از عدم دریافت این سهام گله می کنند . تازه آنهایی هم که برگه سهام را دارند معلوم نیست سهامشان ، سهام واقعی چه شرکتهایی است ؟ عده ای در آستانه انتخابات سود 80 هزار تومانی بابت این سهام گرفتند و آنهایی که بعد از انتخابات نوبت سودشان شد 40 هزار تومان گرفتند و بعضی هم هنوز نوبت سودشان نرسیده است . آیا این واگذاری سهام را می توان روشی عادلانه دانست ؟! به همین منوال می توان بقیه رفتارهای دولت را هم بررسی کرد و نشان داد که دولت در اقدامات خود فاقد روشی عادلانه بوده است و بر این اساس نیز انتظار عدالت داشتن ، انتظار بی دلیلی است.
از سوی دیگر این بی روشی باعث شده زمینه برای سوء استفاده ها و اختلاسهایی از نوع 3 هزار میلیارد تومانی مساعد باشد . وقتی در مقابل رئیس سازمان بازرسی که عنوان کرده « دفتر رئيس جمهور از اختلاسگران حمايت كرده است» جواب می رسد که « ما از همه حمایت می کنیم» باید گفت که حتی اگر چنین باشد هم اتفاقا این خود اعتراف به زمینه سازی برای این اختلاس و اختلاس های مشابه است .وقتی این جور حمایت ها روشمند نیست ، « از همه » نیست و معنی و نتیجه ای جز بی عدالتی ندارد ( بگذریم از این که این فقط یک ادعا است ).
در پایان این یادداشت باید بار دیگر تاسف خود را از اینکه دولت و دولتمردان فاقد نگاهی علمی و عملی در این گونه مباحث هستند ابراز کنیم . این بخش از ماجرا دردناکترین بخش ماجرا است که باعث می شود امیدی به اتخاذ روشی عادلانه توسط دولت در آینده نیز نباشد .