رقابتی که رقابت نیست
رقابتی که رقابت نیست
همیشه چند ماه مانده به انتخابات ، فعالیت و رایزنی و جنب و جوش در میان گروه ها و دسته جات و صیفهای مختلف سیاسی شدت می گیرد و رفتارها و گفتارها تحت تاثیر انتخابات پیش رو شکل دیگری به خود می گیرد . این روزها هم 5 ماه مانده به انتخابات مجلس ، همین داستان قدیمی در حال تکرار است . از یک طرف ، طیفهایی از جناح موسوم به اصولگرا به دنبال مجهولی به نام وحدت هستند ( که می توان از آنها با عنوان اصولگرایان وحدت گرا نام برد) و از طرف دیگر ، طیفهایی که عملگراتر هستند و بازی را نوع دیگری بلد هستند در حال طراحی وعده های جدید ودلربا به مردم هستند تا نشان دهند پیروزی در گرو رفتن زیر سایه ریش سفیدها نیست ( که از آنها نیز می توان به عنوان اصولگرایان وعده گرا نام برد). دو طرف این بازی هم با توجه به شرایط فعلی ، هیچ رقیب دیگری در فضای انتخابات برای خود متصور نیستند، اما این نوع نگرش و عمل به کجا منتهی می شود؟
1- اولین و مهمترین نکته در خصوص دو دسته «وحدت گرایان » و « وعده گرایان » باید گفت ، این است که از نظر آنها رفتار مردم در انتخابات منفعلانه و تحت تاثیر تبلیغات و شعارها است ، منتهی یک طرف به شعارهای سیاسی دلخوش دارد و طرف دیگر به شعارهای اقتصادی . یک طرف سعی دارد خود را مظهر و حافظ همه باورهای مردم که متاسفانه در معرض هجوم و تضعیف قرار گرفته نشان دهد و طرف دیگر خود را تنها کسانی که می توانند آرزوهای اقتصادی مردمی که در طول مسئولیت آنها روز به روز در وضعیت ناهنجارتر اقتصادی قرار گرفته اند ، جا می زند . نتیجه این دو نوع نگاه که از یک باور مشترک درباره مردم سرچشمه می گیرد ، وضعیت مناسبی را در انتخابات پیش رو نوید نمی دهد . با شکل گیری این رقابت ، رای دهندگانی در انتخابات حاضر می شوند که یا همه باورهای خود را در ظاهر یک جناح سیاسی می بینند و یا کسانی که بار ذیگر به شعارهایی غیر قابل اجرا دل می سپارند .آیا انتخاباتی که بر اساس این وضعیت شکل می گیرد می تواند مظهر مردم سالاری و حاکمیت مردم باشد؟
2- چنین رقابتی در نهایت به هر نتیجه ای منجر شود دستاوردی برای مردم نخواهد داشت . در واقع این نوع رقابت ، ممکن است بعضی از افراد جامعه را سرگرم کند اما بیشتر از یک بازی سیاسی ، برای مردم نیست . در همین یکی دو ماه اخیر ، حرف و حدیثهایی که دو طرف در مقابل هم مطرح کرده اند نشان داده که دغدغه ها ی آنها با دغدغه هایی که مردم در هر انتخابات دارند ، زمین تا آسمان فرق دارد . مثلا دعوای شکل گرفته بر سر وحدت اصولگرایان را با هیچ چسبی نمی توان به مردم چسباند و گفت که این عزیزان برای خدمت به مردم این طور رودرروی هم قرار گرفته اند . این دعوا بر سر پیروزی در انتخابات و کسب کرسی های مجلس و تقسیم قدرت است ، آن هم تغییر و تقسیم قدرت به نحوی که هیچ تاثیری در زندگی مردم نخواهد داشت . آیا این وضعیت نتیجه ای جز افزایش سرخوردگی اجتماعی و فاصله گرفتن بیش ازپیش مردم از مسئولان دارد ؛ نتیجه ای که دقیقا برخلاف فلسفه برگزاری انتخابات است.