ترافیک ، معضلی سیاسی یا اجتماعی؟

 

هر روز، ما شهروندان کلانشهرها بالاخص تهران بیش از روز قبل در خیابان های قفل شده گرفتار می شویم و وقت، انرژی و سرمایه خود را هدر می دهیم ولی گویا مثل گرفتاران بیماری مزمن لاعلاجی که امیدی به سلامت ندارند، به وضع اسف بار و غیرعادی خویش عادت کرده ایم و رضایت داده ایم، تا جایی که حتی گاه از ابراز گله ای شفاهی هم پرهیز می کنیم که نه حوصله تکرار هزار باره شکایت از ترافیک هست ونه حوصله توجه و شنیدنش. با این همه منطقا باید این حکایت پر درد را دارای نقطه پایانی دانست و نمی توان دلخوش بود که این مرض مهلک اجتماعی را اگر عادی جلوه دهیم و معتاد گونه با دل و جان بپذیریم، دیگر می توان زندگی را با آن آمیخت و همچنان ادامه داد. چرا که بالا خره آستانه تحملی وجود دارد و روزی زیستن در چنین شهری غیرممکن خواهد شد وگریز از آن بر مردم و دولت ناگزیر می شود. این واقعیت تلخ چنان بدیهی است که کسی منکر آن نمی شود اما به ظاهر هیچ تلاش موثری برای رفع آن یا حداقل به تعویق انداختنش نمی شود. چرا؟
1- مشکلات ریشه دار، چند وجهی و پیچیده ای از این قبیل چیزی نیست که فقط به همت مسئولی یا سازمانی رفع و رجوع شود. اگر به گسترش روز افزون ترافیک نگاهی دقیق و آسیب شناسانه کنیم می توانیم فهرست بلند بالایی از علت های مستقیم وغیرمستقیم برای آن تهیه کنیم که هر یک مختصات خاصی دارد و به بخشی از دولت یا بدنه جامعه مربوط می شود و حل آن راهکار مخصوص - و گاه منحصر به فرد- و برنامه ریزی درازمدت و نظارت مستمر و بودجه کافی و کارشناسی متبحر و مدیریت شایسته و از همه مهم تر همراهی و همگامی سازمان ها و ارگان های مختلف و متفاوت را می خواهد که جمع اینها در روزگار ما چیزی شبیه محال است!

به این فهرست نگاهی بیندازید: سیستم حمل ونقل عمومی نامطلوب و کم توان، نبودن فرهنگ استفاده از وسایل نقلیه عمومی در بین شهروندان، گذرگاه ها و خیابان های قدیمی و کم عرض و نامناسب با ترافیک روز، مشکلات پیش روی توسعه سیستم حمل و نقل ریلی ، سوء مدیریت در صنعت، فرهنگ غلط رانندگی شهروندان، وجود به سفرهای غیرضروری شهری به دلیل عدم استفاده یا ارائه خدمات دولتی و بانکی به وسیله فناوری های نوین الکترونیکی، تمرکز مجموعه های دولتی در پایتخت یا کلانشهرها، مهاجرت بی رویه به پایتخت و کلا نشهرها به دلیل نبودن امکانات مناسب در شهرستان ها و بحران بیکاری، عدم گسترش خدمات نوین اقتصادی ، قرار گرفتن مراکزی چون بازار در مرکز شهر و ...
حل هر کدام از این معضلات نیاز به همه آن امکانات و هماهنگی ها و برنامه ریزی ها دارد، حال آنکه حل مشکل ترافیک کلانشهری چون تهران در گرو حل متناسب همه این نارسایی هاست. اینجاست که باید گفت چنین مشکل حادی را فقط می توان به شکل بحرانی ملی دید و با عزمی همه جانبه و ملی حل کرد. توقع هماهنگی بین همه نهادها ، توقع زیادی نیست و در دنیای امروز ، امری محال نیست و در صورت یکدلی و عزم همه جانبه مسئولان خیلی زود محقق می شود.


2- وقتی از عزم ملی برای رفع بحرانی این چنینی سخن می گوییم در واقع دولت را هم مجموعه ای منظور داشته ایم که نه تنها برآمده از آرای مردم است بلکه در نظر و عمل منطبق برخواسته ها و احتیاجات جامعه قدم برمی دارد، نه امیال و افکار خویش. از سوی دیگر قدرت برنامه ریزی صحیح و تحلیل علمی و تصمیم گیری منطقی، نظم و انسجام درونی زیرمجموعه و سازمان های دولتی و همگامی و همراهی ارگانیک و همچنین توان هدایت و اجرای برنامه ای دراز مدت و دقیق برای رفع مشکلی این چنینی در دولت، لا زمه اصلی چنین عزمی است.
اگر مجموعه دولت چنین توانی داشته باشد و به چنین کاری همت گمارد، شهروندان در مرحله بعد هستند که باید به پیشبرد آن کمک کنند و تا به ثمر نشستن آن همراه و همگام دولت - یا دولت ها - باشند والا بدون وجود چنین دولت یا بدون تصمیم همه جانبه دولت در اجرای پروژه ای برای رفع مشکل از مردم کار زیادی برنمی آید (منظور از دولت در اینجا، دولت به معنای کلی وعام است).

با کمال تاسف نگاه و رفتار دولت امروزه حل سیستماتیک و علمی مشکلات نیست بلکه سعی می شود مشکلات جزیی بررسی شود و مثلا بر اساس نامه های جمع شده از مردم حل مشکل شود که البته به نظر می رسد این دیدگاه ، خود معلول اولویت تبلیغات دردولت است . ضمن اینکه از سویی دیگر دولت به دلیلی نداشتن نگاه ملی و دخالت دادن نگاه حزبی وگروهی در چنین مسائلی عملا مانع از تحقق بسیاری از خدمات می شود.موضوع عدم پرداخت یارانه مترو در دو سال گذشته نمونه واضحی از این رفتار دولت است.

به این ترتیب مشاهده می شود که چگونه در کشور ما متاسفانه سیاست در مسائل حاد اجتماعی اثر می گذارد و اموری را که باید بالاتر از نگاه های گروهی و به عنوان موضوعی ملی و حیاتی بررسی و حل و فصل شود ، معطل می گذارد . اینجاست که باید به فهرست بلند بالای مسائل دخیل در پدید آمدن مشکل ترافیک ، نگاه گروهی و منفعت طلبی حزبی برخی از اهالی سیاسیت را هم افزود و امیدوار بود که در آینده وضعیتی فراهم شود و افرادی در راس امور قرار گیرند که توان تفکیک موضوعات سیاسی و ملی را داشته باشند و مردم را قربانی نگاه ها و دعواهای سیاسی خود نکنند. در آن صورت مطمئنا یکی از موانع عمده بر سر راه حل معضلاتی اجتماعی چون ترافیک برداشته شده است .